تبلیغات
محفل ادبی با تو...اینم - مطالب ابر وب نوشته
بخش های ویژه
دفتر شعر

دکلمه

مناجات نامه
تازه ترین مطالب


نویسنده :آریـایـی
تاریخ: یکشنبه 1389/12/1 03:01 ق.ظ
الا ای رهگذر منگر چنین بیگانه بر گورم
چه می‌خواهی چه می‌جویی در این کاشانه عورم 
چسان گویم چسان گریم حدیث قلب رنجورم 
از این خوابیدن در زیر سنگ و خاک و خون خوردم 
نمی‌دانی چه میدانی که آخر چیست منظورم
تن من لاشه فقر است و من زندانی زورم
کجا می‌خواستم مردن حقیقت کرد مجبورم
چه شبها تا سحر عریان به سوز فقر لرزیدم 
چه ساعتها که سرگردان به ساز مرگ رقصیدم 
از این دوران آفت زا چه آفتها که من دیدم
سکوت زجر بود درد بود و ماتم و هجران
 هرآن باری که من از شاخسار زندگی چیدم
فتادم در شب ظلمت به قعر خاک پوسیدم
 ز بس که با لب محنت زمین فقر بوسیدم
کنون کز خاک غم پرگشته این صد پاره دامانم 
چه می‌پرسی که چون مردم چسان پاشیده شد جانم 
چرا بیهوده این افسانه‌های کهنه برخوانم
ببین پایان کارم را و بستان دادم از دهرم 
که خون دیده آبم کرد و خاک مرده‌ها نانم
همان دهری که با پستی به سندان کفت دندانم
به جرم اینکه انسان بودم و می گفتم انسانم
ستم خونم بنوشید و بکوبیدم به بد مستی 
وجودم حرف بی‌جایی شد اندر مکتب هستی
شکست و خرد شد،‌ افسانه شد روزم به صد پستی
کنون ای رهگذر در قلب این سرمای سرگردان
 به جای گریه بر قبرم بکش باخون دل دستی 
که تنها قسمتش زنجیر بود از عالم هستی
نه غمخواری،‌نه دلداری ، نه کس بودم دراین دنیا
در عمق سینه‌ی زحمت نفس بودم در این دنیا
 همه بازیجه‌ی پول و هوس بودم در این دنیا
به شب‌های سکوت کاروان تیره بختیها 
سراپا نغمه‌ی عصیان جرس بودم در این دنیا
به فرمان حقیقت رفتم اندر گور باشادی 
که تا بیرون کشم از قعر ظلمت نعش آزادی

کارو

برگرفته از وبلاگ خلوت دل
نویسنده :آریـایـی
تاریخ: سه شنبه 1389/11/12 01:42 ق.ظ

تو كه در باور مهتابی عشق رنگ دریا داری...

 

فكر امروزت باش...  به كجا می نگری؟


 زندگی ثانیه ای است 


وسعت ثانیه را می فهمی؟؟؟؟


می شود مثل نسیم


بال در بال پرستو, بوسه بر قلب شقایق بزنیم

 

هیچكس تنها نیست, ما خدا را داریم...


برگرفته از وبلاگ خلوت دل
نویسنده :آریـایـی
تاریخ: یکشنبه 1389/11/10 08:03 ب.ظ

چو گل در دست بیداد تو پر پر شد نگاه من

چنان کاندر سرای سینه ره گم کرد آه من

پلنگ خشمگینی دید این آهوی صحرا گرد

چه زود از نیمه ره برگشت سرگردان نگاه من

دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید

چو با کولی خوشبخت می آیی به راه من

تو با او رفتی و رفت آنچه با من نور و شادی بود

کنون من در پناه باده ام، غم در پناه من

درون  سینه عمری آتش عشق تو پروردم

ولی هرگز ندیدم ذره ای مهر از تو ماه من

هنوز دوست می دارم چو شبنم بوسۀ گل را

نگاه دردناک و آرزومندم گواه من

نمی دانی، نمی دانی، چه مشتاق و چه محرومم

نمی دانم ، نمی دانم، چه بود آخر گناه من

مهدی اخوان ثالث

برگرفته از وبلاگ خلوت دل

نویسنده :آریـایـی
تاریخ: یکشنبه 1389/11/10 08:01 ب.ظ

دچار باید بود

وگرنه زمزمۀ حیرت میان دو حرف

حرام خواهد شد .

و عشق

سفر به روشنی اهتزاز خلوت اشیاست.

و عشق

صدای فاصله هاست.

صدای فاصله هایی که

-        غرق ابهامند.

-        نه،

صدای فاصله هایی که مثل نقره تمیزند

و با شنیدن یک هیچ می شوند کدر .

همیشه عاشق تنهاست .

و دست عاشق در دست ترد ثانیه هاست.

و او و ثانیه ها می روند آن طرف روز.

و او و ثانیه ها بهترین کتاب جهان را

به آب می بخشند.

و خوب می دانند

که هیچ ماهی هرگز

هزار و یک گرۀرودخانه را نگشود.


سهراب سپهری


برگرفته از وبلاگ خلوت دل
 

نویسنده :آریـایـی
تاریخ: شنبه 1389/11/9 03:16 ق.ظ
قصه ام دیگر زنگار گرفت:
با نفس های شبم پیوندی است.
پرتویی لغزد اگر بر لب او،
گویدم دل : هوس لبخندی است.

خیره چشمانش با من گوید:
کو چراغی که فروزد دل ما؟
هر که افسرد به جان ، با من گفت:
آتشی کو که بسوزد دل ما؟

خشت می افتد از این دیوار.
رنج بیهوده نگهبانش برد.
دست باید نرود سوی کلنگ،
سیل اگر آمد آسانش برد.

باد نمناک زمان می گذرد،
رنگ می ریزد از پیکر ما.
خانه را نقش فساد است به سقف،
سرنگون خواهد شد بر سر ما.

گاه می لرزد باروی سکوت:
غول ها سر به زمین می سایند.
پای در پیش مبادا بنهید،
چشم ها در ره شب می پایند!

تکیه گاهم اگر امشب لرزید،
بایدم دست به دیوار گرفت.
با نفس های شبم پیوندی است:
قصه ام دیگر زنگار گرفت.

سهراب سپهری

برگرفته از وبلاگ خلوت دل

نویسنده :بــاران
تاریخ: چهارشنبه 1389/11/6 06:46 ب.ظ

من باید فرود آیم ،

نباید بنشینم ،

سال هاست ، از آن لحظه که پر بر اندامم رویید

و از آشیان ، از بام خانه پرواز کردم

همچنان می پرم. هرگز ننشسته ام ،

و دیگر سری نیز به سوی زمین و به شواد پلید شهرها

و بام های کوتاه خانه ها بر نگرداندم ،

چشم به زمین ندوختم ،

پروازی رو به آسمان ،

در راه افلاک

و هر لحظه دورتر و بالاتر از زمین

و هر لحظه نزدیک تر به خدا !

«« استاد شهید دكتر علی شریعتی»»





نویسنده :بــاران
تاریخ: سه شنبه 1389/11/5 07:29 ب.ظ

تو آرزو میکنی وخدا هم میشنوه وهیچوقت فراموش نمیکنه؛ولی تو فراموش میکنی

که اون چیزی که امروز داری،آرزوی دیروزت بوده

نویسنده :سید میلاد
تاریخ: شنبه 1389/10/11 12:03 ق.ظ

سلام ؛

بامداد بخـــیر ؛



شبی سیاه... پر از ستاره های  بی صاحب!

هوایی ســرد ســـرد !

زمینی که در حسرت یک قطره باران است !

این است... زمستان هشتاد و نه!



مثل اینکه این هوای بی بارون و سرد روی دل ها هم تاثیر گذاشته ؛

دلی که تا دیروز واست میتپید...

حالا از ســرما و بی آبی حتی حاضر نیست یه پمپ هم برات بزنه!


~~~~~

داستان سفر دیروز (جمعه 10 دی ماه )


دیروز تو جاده ؛ تو دامنه یک کوه که برف هم سفید پوشش کرده بود (همیشه خسته از

روزای بــرفی) یه پیر زن و پیر مرد رو دیدم که با سنگ , یه فضای 2 متری رو جدا

کرده بودن. پیر مرده نشسته بود و زنش کنار آتیش داشت یه چیزی داغ میکرد,پیرمرده

معلوم بود سرمای برف داره داغونش میکنه ؛ مشخص بود یه مریضی یا مشکلی داره که

به جای خودش زنش کنار آتیشه ؛ با نگاهی پر از حســرت داشت به اتیش نگاه میکرد ؛

با خودم گفتم ؛ آخه خدا جون!!! اینا وقتی جوون بودن میدونستن این عاقبتشونه؟

آخه بچه هاشون کجان؟اخه چرا اینا حتی یه سقف ندارن؟آخه چی میخورن؟شام...ناهار..

من همش 4 ثانیه این صحنه رو دیدم و به دلیل سرعت بالام...رد شدم..

اما تا تونستم گریه کردم....

من کل این صحنه هایی که بالا نوشتم رو فقط تو 4  ثانیه درک کردم!

اگه 4 ساعت اونجا بودم..

دیگه چی میشد؟

به خدا بچه ها خیلی صحنه سنگینی بود برام ؛ نمیدونید چقدر داغونم کرده!!

خصوصا طرز نگاه پیر مرد به آتیش...

یعنی الان...

که من تو خونه...کنار بخاری...دارم کمی میلرزم..!! لپ تاپم جلوم بازه ؛ واسه خودم

چای ریختم گذاشتم کنارم ؛ دارم محسن چاوشی گوش میدم ,

اونا تو دامنه کوه برفی...

تو 2 متر از خاک خدا که ارتفاع سنگ هایی که چیدن به 20 سانتی متر هم نمیرسه

چی دارن میکشن؟!

خدایا...این چه صحنه ایی بود نشونم دادی...!!!



~~~~~


به همین منظور شعر غمگینی دیدم که گفتم براتون بزارم:



یاد دارم در غروبی سردسرد

 میگذشت از کوچه ما دوره گرد

دادمیزد کهنه قالی میخرم

دست دوم جنس عالی میخرم

کاسه وظرف سفالی میخرم

گر نداری کوزه خالی میخرم

اشک در چشمان بابا حلقه بست

عاقبت اهی کشید

بغضش شکست

 اول ماه  است و نان در سفره نیست

ای خدا شکرت ولی این زندگیست

بوی نان تازه هوشش برده بود

اتفاقا مادرم هم روزه بود

خواهرم بی روسری بیرون دوید

گفت اقا سفره خالی میخرید؟





نویسنده :سید میلاد
تاریخ: سه شنبه 1389/10/7 05:56 ب.ظ
اونقدر واسه اومدنت نظاره گر پنجره شدم
که شیشه تنهایی ام خرد شد و شکست!!
ولی تو هرگز نیومدی
نمیدونم گناه من جز تنهایی چه بود که لحظه ای حاضر به ملاقاتم نشدی!!
کاش صبرت به اندازه همون شیشه خرد شده پنجره بود...
لااقل رحم رو از دیوار ترک خورده یاد بگیر...
به خاطر تنهایی ام هیچ وقت رو سرم آوار نمی شه!!

نوشته ایی از لادن عزیز
نویسنده :سید میلاد
تاریخ: دوشنبه 1389/10/6 09:27 ب.ظ
فصل آخر تنهایی هام واسه مدت کوتاهی گم شد!!
بهم قول دادی پیداش کنی...
چه خوش قول بودی!!
خیلی زود تنهایی ام رو پیدا کردی و دوباره به من بازگردوندیش
تو چشم من نگاه نکن
نگاه تو مال خودت...
اگه دوست داشتی بسپارش به یکی دیگه
ولی این بار مواظب تنهاییش باش!!
ای کاش راجع بهش بدقولی کنی
تنهاییش رو هرگز بهش برنگردونی!!
من رو از نگاه یخ زده ات حذف کن
من عاشق تنهاییم می مونم

نوشته ایی از لادن

سید میلاد:
مرسی دارید لادن خانم...
تعداد کل صفحات : 15 1 2 3 4 5 6 7 ...
بخش های ویژه
پستچی

ما در فیس بوک

پستچی
دریافت روزانه اشعار

با وارد کردن آدرس ایمیل خود در کادر زیر، آخرین مطالب باتو...اینم رابه شکل روزانه در ایمیل‌تان تحویل بگیرید:

راهنمای عضویت
درباره ما
باتواینم
مـــحفل ادبــــی باتو ... اینم
خـــانـــه ایست بــرای دقایق
عـــاشقانه ......شمــــــــــا

مدیر گروه باتو...اینم :
سید میلاد

مدیر ارشد و ناظر :
نیلوفرانه
مدیر ارشد و روابط عمومی:
فرامرز فرحمهر
مدیر و ناظر امور داخلی:
شیما
مدیر بحث هفته:
نیلوفر آبی
مدیر بخش تولد:
تینا
مدیر رویداد های ادبی:
پژواک
مدیر گروه یاهو و پیامک:
محسن

.......................................

لطفا جهت حمایت از ما لوگو های زیر

را در سایت یا وبلاگ خود قرار دهیـــد

.......................................
باتو...اینم


باتو...اینم

موضوعات
نویسندگان
برگه ها
جستجو در وبلاگ
پیامک های عاشقانه
    شما با ثبت شماره تلفن و نام خود جملات زیبا را در موبایل خود دریافت خواهید كرد
بخش های ویژه
تولدهای نویسندگان بحث هفته رویداد های ادبی
سه نقطه مشاعره
ابزارک های وبلاگ
  • رنک سایت در گوگل:2
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :