تبلیغات
محفل ادبی با تو...اینم - مطالب ابر فرامرز فرحمهر

تصویر ثابت

بخش های ویژه
دفتر شعر

دکلمه

مناجات نامه
تازه ترین مطالب


نویسنده :...ماهی سرد...
تاریخ: دوشنبه 1397/03/14 12:09 ق.ظ
 انسان جالبی بود! 
چشمش وسط پیشونی ش بود انسان جالبی بود!
چشمش وسط پیشونی ش بود
وگوشش پشت سرش!
میگفت: به گوش هام بیشتر نیاز دارم!
برای همین دهان کوچکی داشت!
و خیلی کم حرف میزد!

اما امان از وقتی که چیزی میگفت
تا یکماه ذهن و درگیر میکرد!
یه روز گفت: اگه زشتی و خوب درک کنی!
پی به زیبایی پنهانی میبری که آدم هارو فراری میده!
گفتم: خیلی سخته! آدم ها عاشق زیبایی هستن!
نویسنده :...ماهی سرد...
تاریخ: دوشنبه 1397/03/14 12:05 ق.ظ
 از اعماق تاریکی به روشنایی رسیده ام از اعماق تاریکی به روشنایی رسیده ام
از اعماق ندانسته ها و رنج ها!
شمسی! نبود که راه درون را نشانم دهد!
نوجوانی افسرده و درمانده بودم
احساس میکردم در جای اشتباهی ام
و کسی زبانم را نمیفهمد!

بعضی ها با معرفی دارو!
و یا برچسب زدن! قصد یاری داشتند!
به آنکه میگفتم: پی گم شده ای ام میخندیدند!
زیرا گزینه ای جز نیاز به جفت!
در ذهنشان حضور نداشت!
به راستی که چه سخت بود اختراع چرخ از نو!
و کنار آمدن با دنیای عجیب و تاریک درون!
نویسنده :...ماهی سرد...
تاریخ: دوشنبه 1397/03/14 12:02 ق.ظ
 گفتم: زندگی بدون 
سانسور! بهترین نوع زیستنه! گفتم: زندگی بدون سانسور! بهترین نوع زیستنه!
چون قضاوتی نیست! راحت درونت و اجرا میکنی!
شفاف شفاف! اونجائه که میفهمی کمبودها کجان!
تو زندگی بدون سانسور
هیچ انرژی اضافه ای صرف پنهان کردن درونت نمیشه!

دانا: کمی فکر کرد و گفت: حرفت درسته
و چقدر زیبا میشه که ما نزدیک به این نوع زندگی باشیم!
اما من با چیزی فراتر از این
یعنی زندگی بی سانسورِ با سنسور موافقم!
فراموش نکن که زیاده روی در هر بخش!
نتیجه ی عکس میده!
نویسنده :...ماهی سرد...
تاریخ: یکشنبه 1397/02/16 01:35 ب.ظ
 پشت پراید به 
ماشینای گرون قیمت نگاه میکرد! پشت پراید به ماشینای گرون قیمت نگاه میکرد!
پشت ماشین گرونش
به اونایی که تو پراید میخندیدن نگاه میکرد!
فردا میخواست طلاق بگیره
به اونی که با دوستاش مجردی دور هم بودن
و لب ساحل لم داده بودن نگاه میکرد!
تنها زیر بارون قدم میزد و به چترهای دونفره نگاه میکرد!

به زوج هایی که عاشقانه در چشم هم خیره شده بودن!
ما در هر وضعیت و زاویه ای آرزومند چیزی بودیم!
چیزی انگار کم بود!
اما همه جا غم و تنهایی همراهمون بود!
ما فکر میکردیم در وضعیت بعدی، کم، غم
و در تنهایی گوشه ای خم بودن نیست! اما بود!
نویسنده :...ماهی سرد...
تاریخ: یکشنبه 1397/02/16 01:27 ب.ظ
 انسان در رابطه 
هایش شکل، معنا و جهت پیدا میکند! انسان در رابطه هایش شکل، معنا و جهت پیدا میکند!
رابطه ها آینه ی تمام نمای درون مان هستند
و ما میتوانیم زوایای پنهان مان را در آن ها پیدا کنیم!
هر نوع مقاومت، خشم و یا مهری
نشانی از خالصی ها یا ناخالصی هایمان دارد!

هر نوع دور شدن، یا نزدیک شدنی!
ما با انتخاب نوع و شکل رابطه ها
مسیر رشد یا سقوطمان را انتخاب میکنیم
حتی نگاهمان و معناهایی که تولید میکنیم را!
شاید زندگی لبخندهای کوتاهی میان اشک ها باشد!

اما آن هایی که رابطه های سالم
صمیمانه و بالغانه دارند!
در اشک هایشان لبخند خواهند زد!
بهای رابطه های خوبی که دارید یا میتوانید داشته باشید را بدهید.

متن : فرامرز فرحمهر
نویسنده :...ماهی سرد...
تاریخ: چهارشنبه 1396/12/9 05:03 ب.ظ
 از چشم ها گوش ها و
 زبان خود محافظت کنید 
nbsp; از چشم ها گوش ها و زبان خود محافظت کنید
شما مجبور نیستید هر چیزی را ببینید
بشنوید یا بگویید! هر آنچه انجام دهید
در مغزتان تا روزی که زنده هستید ثبت خواهد شد!

از انرژی روانی تان محافظت کنید!
شما مجبور نیستید هر موقعیتی را آنالیز کنید!
هر انسانی را تحلیل
و برای هر سوالی پاسخی پیدا کنید!

مجبور نیستید به هر وضعیت
و هر قضاوتی واکنش نشان دهید!
انسان ها ثانیه به ثانیه بنا به احوالاتشان
نظرهایشان عوض می شود
نویسنده :...ماهی سرد...
تاریخ: سه شنبه 1396/12/8 05:01 ب.ظ
 دلم میخواست در فرانسه زندگی کنم 
nbsp; دلم میخواست در فرانسه زندگی کنم
گفت: لابد بوسه هایتان فرانسوی بوده!
گفتم: اوه، آره لعنتی، از بوسیدن میترسم

دلم میخواست گیتارم را ادامه میدادم
و میتوانستم قطعات سگوویا و تارگا را بنوازنم
گفت لابد به گیتار کلاسیک علاقه داشته!
گفتم: اوه، آره لعنتی

دلم میخواست به شعر نوشتن ادامه میدادم
شاید اکنون از شاعران مطرح کشورم بودم
گفت: لابد از شعرهایت سرمست میشده!
و به تو افتخار میکرده، گفتم: اوه، آره لعنتی
نویسنده :...ماهی سرد...
تاریخ: دوشنبه 1396/12/7 05:00 ب.ظ
 من نه برای تغییر 
بلکه برای دیدار با خودت 
nbsp; من نه برای تغییر
بلکه برای دیدار با خودت کنارت ایستادم
من نه برای فتح، نه برای مالک شدن
بلکه برای همراهی کنارت ایستادم

در گذر زمان آموختم که
سودای مالک شدن و از ذهنم بیرون کنم
تو رو با تمام بهارها و زمستان ها
با تمام گذشته های شیرین و تلخ
با تمام زخم هات دوست دارم

حتی اگر امروز دوباره
فاصله ای چندین ساله بینمون بیفته
من صبر بالایی دارم
صبری به درازای عمر هستی
نویسنده :...ماهی سرد...
تاریخ: یکشنبه 1396/12/6 04:58 ب.ظ
 درونی شو 
nbsp; درونی شو ، زندگی ترکیبی از
پیچیدگی ها و سادگی هاست!
زنجیره هایی از آگاهی که
تو را به روشن بینی می رسانند

انسان درونی از گره های کوچک عبور می کند
گره هایی که انسان های بیرونی را
سال ها به دام می اندازند

درونی شو، گاهی به درون اندیشه های
پنهان ات سرکشی کن
چیزهای جالبی را خواهی دید

درونی ها بی تفاوت نیستند
تنها در دام های کوچک نمی افتند!
تعداد کل صفحات : 7 1 2 3 4 5 6 7
بخش های ویژه
پستچی

ما در فیس بوک

پستچی
دریافت روزانه اشعار

با وارد کردن آدرس ایمیل خود در کادر زیر، آخرین مطالب باتو...اینم رابه شکل روزانه در ایمیل‌تان تحویل بگیرید:

راهنمای عضویت
درباره ما
باتواینم
مـــحفل ادبــــی باتو ... اینم
خـــانـــه ایست بــرای دقایق
عـــاشقانه ......شمــــــــــا

مدیر گروه باتو...اینم :
سید میلاد

مدیر ارشد و ناظر :
نیلوفرانه
مدیر ارشد و روابط عمومی:
فرامرز فرحمهر
مدیر و ناظر امور داخلی:
شیما
مدیر بحث هفته:
نیلوفر آبی
مدیر بخش تولد:
تینا
مدیر رویداد های ادبی:
پژواک
مدیر گروه یاهو و پیامک:
محسن

.......................................

لطفا جهت حمایت از ما لوگو های زیر

را در سایت یا وبلاگ خود قرار دهیـــد

.......................................
باتو...اینم


باتو...اینم

موضوعات
نویسندگان
برگه ها
جستجو در وبلاگ
پیامک های عاشقانه
    شما با ثبت شماره تلفن و نام خود جملات زیبا را در موبایل خود دریافت خواهید كرد
بخش های ویژه
تولدهای نویسندگان بحث هفته رویداد های ادبی
سه نقطه مشاعره
ابزارک های وبلاگ
  • رنک سایت در گوگل:2
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :