بخش های ویژه
دفتر شعر

دکلمه

مناجات نامه
تازه ترین مطالب


نویسنده :✘ سیما ✘
تاریخ: چهارشنبه 1392/03/22 04:16 ب.ظ




غصـﮧ براے פֿــورבטּ زیاב בارҐ . . .

تــ ـــو בیگــ ــر برایــҐ لقمـﮧ نگیــ ـــر . . .


نویسنده :سهیل پیلتن
تاریخ: چهارشنبه 1391/11/18 08:58 ق.ظ

آسمونت اگه تیرست واسه تو ستاره میشم

من هنوز بدون حرکت پیش چشمای تو کیشم

غصه هارو تو نگاهم میکُشم تا تو بخندی

نمیخوام از این جدایی برسه به تو گزندی

دل خوشم با خاطراتت وقتی که دلم میگیره

تو هوایی که نباشی دلم از غصه میمیره

زندگیم عذابه اما با تو آرامش میگیرم

همه جا حتی تو رویا تو رو پیش روم میبینم

بی تو پنجره میمیره تو نگاهِ خیسِ مهتاب

ابری میشه آسمونا رنگشو میبازه آفتاب

شب داره میمیره اما راهِ رویامون درازه

نذاری قلب شکستم توی غصه ها ببازه

رد پاهای تو مونده روی قابِ خاطراتم

من هنوز توی خیالم لحظه لحظه پا به پاتم

تو واسم طلوع عشقی نمیگیره هیچی جاتو

دنیا با همه بدی هاش واسه من بهشته با تو

غربتو به جون خریدم تا نگاتو داشته باشم

از همه عالم گذشتم تا توی قلب تو جا شم

کاشکی دنیا توی قلبت گلِ مهربونی میکاشت

منه عاشقو میون شبِ چشمای تو میذاشت

میشه از بودن با تو از شبِ قفس جدا شد

توی این سکوت مبهم با ترانه ها صدا شد

نویسنده :سهیل پیلتن
تاریخ: دوشنبه 1391/10/11 12:16 ب.ظ


تو دلِ سیاهِ این شهر همه جا صحبتِ درده

قلب آدمای کوکی یخ زده تاریک و سرده

شاخه ی درخت امید خم شده از بارِ غصه

این حکایت از شروعش رسیده تا تهِ قصه

همه جا سکوت وگریست همه جا پره اهانت

چشماتو وا کن ببینی فقر و فحشا و خیانت

زندگی کردنِ بی درد مالِ بالاهای شهره

هیچکسی نکرده اینجا خوبیه بدونِ بهره

قلب مهربونِ عاشق تو دل سیاهی مُرده

دیو شب با دست نیرنگ روزِ روشنش روبُرده

سایه ی بلندِ ظلمت روی آسمونِ شهره

توی این آشفته بازار خدا با آدما قهره

یه گوشه یه مردِ تنها رو پٌلِ سنگی میشینه

از لبِ سیگارِ بهمن با لبش بوسه میچینه     

دوره گردِ خسته ی شهرخوابای رنگی میبینه

توی رویای محالش گلِ عاشقی میچینه

یه پدر به فکر نونِ شبِ بچه های گشنست

لب دریاچه ی خسته با امید یه عمره تشنست

هر چی که بگم میدونم دیگه فایده ای نداره

یکی اسمِ شعرِ من روشهرِ کور و کر بزاره

تو سکوتِ شهرِ تاریک من دیگه حرفی ندارم

جای آخرِ ترانم سه تا نقطه چین میزارم...

 

سهیل پیلتن

موضوع: سهیل پیلتن،
کلمات کلیدی :تاریک ،غصه ،خیانت ،نقطه چین ،سهیل پیلتن ،
نویسنده :سهیل پیلتن
تاریخ: یکشنبه 1391/08/21 04:06 ب.ظ


قلبی که ترانه سازه

پره از حسˏ نیازه

اگه تو نمونی پیشم

به غم و غصه می بازه

مثل راهی که درازه

یا شروع فصلی تازه

واسه این قلب شکستم

بودنت عین نیازه

دل من هواتو کرده

بی تو دنیام پره درده

با دل خسته و تنها

خاطرت چه ها نکرده

میری با عشق جدیدت

نمی گی دلم می گیره

نمیگی یه روزی این دل

بی تو تو غصه می میره

لطفا در ادامه مطلب همراهی بفرمایید

سهیل پیلتن


موضوع: سهیل پیلتن،
کلمات کلیدی :ترانه ناتموم ،شب ،غربت ،غصه ،عشق ،سهیل پیلتن ،
نویسنده :سهیل پیلتن
تاریخ: چهارشنبه 1391/08/10 05:05 ب.ظ

شب را دیدی که در بستر خاموشی بخواب رفته چراغی روشن نیست دلم غم دارد کسی در این تاریکی مبهم غصه را در چشمانم نمی بیند شهر خواب است نا امید به اسمان خیره می شوم ستاره ها همچون پاره های اتش شب تاریکم را روشن می کنند و مرا به میهمانی اسمان می بردند در دلم نور امید هویدا می شود اسمان تنهایی مرا به اغوش کشید و درد های مرا در میان تاریکی شهر پنهان کرد .

 سالهاست هنگام تنهایی به اسمان خیره می شوم و در میان ستاره باران یک شب مهتابی چشم های خدا را می بینم که خیره به شهر خاموش قلب های غصه دار و تنها را تنها نمی گذارد.



سهیل پیلتن
نویسنده :سهیل پیلتن
تاریخ: چهارشنبه 1391/03/10 02:28 ق.ظ

هی قطار ارام تر غصه دارد قلبم

امشب از بی تابی همنشین دردم

ان نگاه گیرا در خیالم یخ بست

هی قطار ارام تر دوری از او سخت است

با نگاهی پر درد خیره در چشمانش

قبل رفتن دیدم گریه پنهانش

ماندنش نابودیست رفتنش پایانم

با که گویم امشب درد بی درمانم

این قطار بی رحم عشق من خواهد برد

بی نگاهش دنیا در دلم خواهد مرد

باغمه چشم او این سکوت اجباریست

در شب مرگ عشق سهم من بیداریست

بعد از این در هرسو یاد او می ماند

این صدا تا اخر شعر از او می خواند

آن چه از من باقیست در قطاری راهیست

رفت و در قلب من جای پایش باقیست...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سهیل پیلتن (بهار91)
نویسنده :پــریـا
تاریخ: جمعه 1389/12/13 11:10 ق.ظ


تا کجای قصه ها باید ز دلتنگی نوشت؟
تا به کی بازیچه بودن در دو دست سرنوشت؟
تا به کی با ضربه های درد باید رام شد؟
یا فقط با گریه های بی قرار آرام شد؟
بهر دیدار محبت تا به کی در انتظار؟
خسته ام از زندگی با غصه های بی شمار...!!!

نویسنده :سید میلاد
تاریخ: جمعه 1389/10/24 10:49 ق.ظ
من اگر روح پریشان دارم
من اگر غصه هزاران دارم
گله از بازی دوران دارم
دل گریان،لب خندان دارم
به تو و عشق تو ایمان دارم
در غمستان نفسگیر، اگر
نفسم میگیرد
آرزو در دل من
متولد نشده، می میرد
یا اگر دست زمان درازای هر نفس
جان مرا میگیرد
دل گریان، لب خندان دارم
به تو و عشق تو ایمان دارم
من اگر پشت خودم پنهانم
من اگر خسته ترین انسانم
به وفای همه بی ایمانم
دل گریان، لب خندان دارم
به تو و عشق تو ایمان دارم


شاعر:؟
ممنون از shinaz عزیز که این شعر رو در نظرات گذاشتند
بخش های ویژه
پستچی

ما در فیس بوک

پستچی
دریافت روزانه اشعار

با وارد کردن آدرس ایمیل خود در کادر زیر، آخرین مطالب باتو...اینم رابه شکل روزانه در ایمیل‌تان تحویل بگیرید:

راهنمای عضویت
درباره ما
باتواینم
مـــحفل ادبــــی باتو ... اینم
خـــانـــه ایست بــرای دقایق
عـــاشقانه ......شمــــــــــا

مدیر گروه باتو...اینم :
سید میلاد

مدیر ارشد و ناظر :
نیلوفرانه
مدیر ارشد و روابط عمومی:
فرامرز فرحمهر
مدیر و ناظر امور داخلی:
شیما
مدیر بحث هفته:
نیلوفر آبی
مدیر بخش تولد:
تینا
مدیر رویداد های ادبی:
پژواک
مدیر گروه یاهو و پیامک:
محسن

.......................................

لطفا جهت حمایت از ما لوگو های زیر

را در سایت یا وبلاگ خود قرار دهیـــد

.......................................
باتو...اینم


باتو...اینم

موضوعات
نویسندگان
برگه ها
جستجو در وبلاگ
پیامک های عاشقانه
    شما با ثبت شماره تلفن و نام خود جملات زیبا را در موبایل خود دریافت خواهید كرد
بخش های ویژه
تولدهای نویسندگان بحث هفته رویداد های ادبی
سه نقطه مشاعره
ابزارک های وبلاگ
  • رنک سایت در گوگل:2
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات