تبلیغات
محفل ادبی با تو...اینم - مطالب ابر عبدالجبار کاکایی

تصویر ثابت

بخش های ویژه
دفتر شعر

دکلمه

مناجات نامه
تازه ترین مطالب


نویسنده :انسیه بانو
تاریخ: دوشنبه 1391/08/29 11:25 ق.ظ

نوبت درست لحظه ی آخر به ما رسید

انسان به عاشقانه ترین ماجرا رسید

 

حوا درنگ کرد زمین سیب سرخ شد

آدم سکوت کرد قیامت فرا رسید

 

کشتی شکستگان و رسولان نا امید

در انتظار معجزه بودند تا رسید

 

از دشتها تلاوت باران شروع شد

از کوه ها به گوش بیابان صدا رسید

 

تاریخ ایستاد  جهان مکث کرد و بعد

فواره ای بلند شد و تا خدا رسید

 

پیغمبری به رنگ گل سرخ باز شد

عطر تنش به دور ترین روستا رسید


"عبدالجبار کاکایی"

نویسنده :شیــــدا❀
تاریخ: یکشنبه 1391/07/9 11:18 ق.ظ

چه در دل ِ من
چه در سر ِ تو
من از تو رسیدم به باور ِ تو

تو بودی و من ، به گریه نشستم برابر ِ تو
به خاطر تو
به گریه نشستم
بگو چه کنم …

با تو ، شوری در جان
بی تو ، جانی ویران
از این ، زخم ِ پنهان
می میرم …

نامت در من باران
یادت در دل طوفان
با تو ، امشب پایان
می گیرم …

نه بی تو سکوت
نه بی تو سخن
به یاد ِ تو بودم
به یاد ِ تو من
ببین غم ِ تو رسیده به جان و دویده به تن
ببین غم ِ تو رسیده به جانم ،
بگو چه کنم…



عبدالجبار کاکایی

نویسنده :سید میلاد
تاریخ: یکشنبه 1390/06/27 12:57 ب.ظ



با عشق درآمیخت نفس های نهانم

دندان زده شد سیب پلاسیده ی جانم

 

چون پنجره چشمی به تماشای جهان شد

این کالبد منجمد بی هیجانم

 

چشمان تماشا زده ام تاول خون بست

از هیمنه ی عشق فروریخت زبانم

 

خون صاعقه زد ساقه ی چشمان مرا سوخت

افتاد سپیدار نگاه نگرانم

 

شد صورت من زردتر از بیشه ی خورشید

بیدار شد از خواب گران روح جوانم



شاعر:استاد عبدالجبار کاکایی
نویسنده :سید میلاد
تاریخ: دوشنبه 1390/02/19 07:26 ب.ظ
من با توام... نه من.. که تمام" سکوت ها"

بی اعتنا به خط کشی عنکبوت ها

 

می بینم اینکه طالع خورشید می دمد

بر صحنه تلاطم کف ها و سوت ها

 

می بینم ازدحام شگفت کبوتران

از بین دست های بلند قنوت ها

 

می بینم اینکه خاطره و خنده می شود

این های و هوی هرزه ی باد و بروت ها

  

شیرین من به تلخی ازین قصه یاد کن

وقتی که خاک پر شود از طعم توت ها

 

موضوع: شعر،
کلمات کلیدی :عبدالجبار کاکایی ،
نویسنده :سید میلاد
تاریخ: پنجشنبه 1390/02/15 11:27 ق.ظ
کنار عکس تو پر ازحال وهوای گریه ام

شکوه نمی کنم ولی پر از صدای گریه ام



شکوه نمی کنم ولی حریف دنیا نمی شم

مثل یه بغض کهنه ام جون می کنم وا نمی شم



برق کدوم ستاره زد تو چشمایی که یادمه

تو دل سپردی از ازل تو پر کشیدی از همه



حس کدوم فاصله بود که از رگ تو کنده شد

بین کدوم دقیقه بود که قلب تو پرنده شد



شکوه نمی کنم ولی دنیا فقط یه منظره س

تو اون طرف من این طرف فاصله مون یه پنجره س



تو قصه موندی همه شب تو ریشه بستی همه جا

اسم تموم کوچه ها سهم تموم آدما



من از هجوم خستگی حریف دنیا نشدم

کنار سفره ی زمین نشستم و پا نشدم


استاد  عبدالجبار کاکایی

بخش های ویژه
پستچی

ما در فیس بوک

پستچی
دریافت روزانه اشعار

با وارد کردن آدرس ایمیل خود در کادر زیر، آخرین مطالب باتو...اینم رابه شکل روزانه در ایمیل‌تان تحویل بگیرید:

راهنمای عضویت
درباره ما
باتواینم
مـــحفل ادبــــی باتو ... اینم
خـــانـــه ایست بــرای دقایق
عـــاشقانه ......شمــــــــــا

مدیر گروه باتو...اینم :
سید میلاد

مدیر ارشد و ناظر :
نیلوفرانه
مدیر ارشد و روابط عمومی:
فرامرز فرحمهر
مدیر و ناظر امور داخلی:
شیما
مدیر بحث هفته:
نیلوفر آبی
مدیر بخش تولد:
تینا
مدیر رویداد های ادبی:
پژواک
مدیر گروه یاهو و پیامک:
محسن

.......................................

لطفا جهت حمایت از ما لوگو های زیر

را در سایت یا وبلاگ خود قرار دهیـــد

.......................................
باتو...اینم


باتو...اینم

موضوعات
نویسندگان
برگه ها
جستجو در وبلاگ
پیامک های عاشقانه
    شما با ثبت شماره تلفن و نام خود جملات زیبا را در موبایل خود دریافت خواهید كرد
بخش های ویژه
تولدهای نویسندگان بحث هفته رویداد های ادبی
سه نقطه مشاعره
ابزارک های وبلاگ
  • رنک سایت در گوگل:2
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :