تبلیغات
محفل ادبی با تو...اینم - مطالب ابر شعـــر
بخش های ویژه
دفتر شعر

دکلمه

مناجات نامه
تازه ترین مطالب


نویسنده :آریـایـی
تاریخ: یکشنبه 1390/02/18 01:28 ق.ظ
گوش کن ، جاده صدا می زند از دور قدمهای تو را

چشم تو زینت تاریکی نیست

پلکها را بتکان ، کفش به پا کن و بیا

و بیا تا جایی ، که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد


و زمان روی کلوخی بنشیند با تو

و مزامیر شب ،

اندام تورا ،

مثل یک قطعه آواز به خود جذب کنند.

پارسایی است در آنجا که تو را خواهد گفت

بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است.


سهراب سپهری
نویسنده :آریـایـی
تاریخ: یکشنبه 1389/12/1 03:07 ق.ظ

روز تنهایی من... 

روز نیلوفری یاد تو بود 

یاد لبخند نگاهت ... 

یاد رویایی آغوش تو بود 

روز تنهایی من... 

چهره سرد زمین یخ زده بود 

گره مردمك چشم تو باز 

به نگاه شب تنهاییمان زل زده بود 

روز تنهایی وغم.! 

قدر دلتنگی من... 

آســـمان پــیدا بود 

..... 

... 

آخرین قطره اشكت ... 

روی بیراهه ی ذهنم لغزید 

یـــــــــاد بــــــاد.... 

یاد خاكستری بغض قدیمی 

كه در آغوش نگاه تو شكست 

یادی از رنگ فراق 

رنگی از...داد ســــكـوت!!! 

..... 

... 

اشك من جاری شد... 

جای تو خالی بود 

جـــــــــای تـــــــــو ... 

عكس تو درطاقچه ی كوچك قلبم خندید 

شعر دلتنگی من سخت گریست 

..... 

... 

روز تنهایی من... 

بـــی تـــــــــــــو گذشت... 

بــــی تـــــــــو نوشت... 

بــــی تو شكست...

برزگر

برگرفته از وبلاگ خلوت دل
نویسنده :آریـایـی
تاریخ: یکشنبه 1389/12/1 03:01 ق.ظ
الا ای رهگذر منگر چنین بیگانه بر گورم
چه می‌خواهی چه می‌جویی در این کاشانه عورم 
چسان گویم چسان گریم حدیث قلب رنجورم 
از این خوابیدن در زیر سنگ و خاک و خون خوردم 
نمی‌دانی چه میدانی که آخر چیست منظورم
تن من لاشه فقر است و من زندانی زورم
کجا می‌خواستم مردن حقیقت کرد مجبورم
چه شبها تا سحر عریان به سوز فقر لرزیدم 
چه ساعتها که سرگردان به ساز مرگ رقصیدم 
از این دوران آفت زا چه آفتها که من دیدم
سکوت زجر بود درد بود و ماتم و هجران
 هرآن باری که من از شاخسار زندگی چیدم
فتادم در شب ظلمت به قعر خاک پوسیدم
 ز بس که با لب محنت زمین فقر بوسیدم
کنون کز خاک غم پرگشته این صد پاره دامانم 
چه می‌پرسی که چون مردم چسان پاشیده شد جانم 
چرا بیهوده این افسانه‌های کهنه برخوانم
ببین پایان کارم را و بستان دادم از دهرم 
که خون دیده آبم کرد و خاک مرده‌ها نانم
همان دهری که با پستی به سندان کفت دندانم
به جرم اینکه انسان بودم و می گفتم انسانم
ستم خونم بنوشید و بکوبیدم به بد مستی 
وجودم حرف بی‌جایی شد اندر مکتب هستی
شکست و خرد شد،‌ افسانه شد روزم به صد پستی
کنون ای رهگذر در قلب این سرمای سرگردان
 به جای گریه بر قبرم بکش باخون دل دستی 
که تنها قسمتش زنجیر بود از عالم هستی
نه غمخواری،‌نه دلداری ، نه کس بودم دراین دنیا
در عمق سینه‌ی زحمت نفس بودم در این دنیا
 همه بازیجه‌ی پول و هوس بودم در این دنیا
به شب‌های سکوت کاروان تیره بختیها 
سراپا نغمه‌ی عصیان جرس بودم در این دنیا
به فرمان حقیقت رفتم اندر گور باشادی 
که تا بیرون کشم از قعر ظلمت نعش آزادی

کارو

برگرفته از وبلاگ خلوت دل
نویسنده :آریـایـی
تاریخ: یکشنبه 1389/11/10 08:03 ب.ظ

چو گل در دست بیداد تو پر پر شد نگاه من

چنان کاندر سرای سینه ره گم کرد آه من

پلنگ خشمگینی دید این آهوی صحرا گرد

چه زود از نیمه ره برگشت سرگردان نگاه من

دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید

چو با کولی خوشبخت می آیی به راه من

تو با او رفتی و رفت آنچه با من نور و شادی بود

کنون من در پناه باده ام، غم در پناه من

درون  سینه عمری آتش عشق تو پروردم

ولی هرگز ندیدم ذره ای مهر از تو ماه من

هنوز دوست می دارم چو شبنم بوسۀ گل را

نگاه دردناک و آرزومندم گواه من

نمی دانی، نمی دانی، چه مشتاق و چه محرومم

نمی دانم ، نمی دانم، چه بود آخر گناه من

مهدی اخوان ثالث

برگرفته از وبلاگ خلوت دل

نویسنده :آریـایـی
تاریخ: یکشنبه 1389/11/10 08:01 ب.ظ

دچار باید بود

وگرنه زمزمۀ حیرت میان دو حرف

حرام خواهد شد .

و عشق

سفر به روشنی اهتزاز خلوت اشیاست.

و عشق

صدای فاصله هاست.

صدای فاصله هایی که

-        غرق ابهامند.

-        نه،

صدای فاصله هایی که مثل نقره تمیزند

و با شنیدن یک هیچ می شوند کدر .

همیشه عاشق تنهاست .

و دست عاشق در دست ترد ثانیه هاست.

و او و ثانیه ها می روند آن طرف روز.

و او و ثانیه ها بهترین کتاب جهان را

به آب می بخشند.

و خوب می دانند

که هیچ ماهی هرگز

هزار و یک گرۀرودخانه را نگشود.


سهراب سپهری


برگرفته از وبلاگ خلوت دل
 

نویسنده :آریـایـی
تاریخ: یکشنبه 1389/11/10 02:30 ق.ظ

باز کن پنجره را و به مهتاب بگو
صفحه ذهن کبوتر آبی است
خواب گل مهتابی است

ای نهایت در تو، ابدیت در تو
ای همیشه با من، تا همیشه بودن
باز کن چشمت را تا که گل باز شود
قصه زندگی آغاز شود
تا که از پنجره چشمانت، عشق آغاز شود
تا دلم باز شود، تا دلم باز شود

دلم اینجا تنگ است، دلم اینجا سرد است 
فصلها بی معنی، آسمان بی رنگ است
سرد سرد است اینجا، باز کن پنجره را 
باز کن چشمت را، گرم کن جان مرا

ای همیشه آبی ای همیشه دریا
ای تمام خورشید ای همیشه گرما
سرد سرد است اینجا باز کن پنجره را
ای همیشه روشن، بازکن چشم به من


اردلان سرافراز


برگرفته از وبلاگ خلوت دل 

نویسنده :آریـایـی
تاریخ: یکشنبه 1389/11/10 02:28 ق.ظ
تو را گم می كنم هر روز و پیدا می كنم هر شب 

 بدینسان خوابها را با تو زیبا می كنم هر شب 

تبی این گاه را چون كوه سنگین می كند آنگاه 

چه آتشها كه در این كوه برپا می كنم هر شب 

 تماشایی است پیچ و تاب آتش ها .... خوشا بر من 

 كه پیچ و تاب آتش را تماشا می كنم هر شب 

مرا یك شب تحمل كن كه تا باور كنی ای دوست 

 چگونه با جنون خود مدارا می كنم هر شب 

چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو 

 كه این یخ كرده را از بیكسی ها می كنم هرشب 

 تمام سایه ها را می كشم بر روزن مهتاب 

 حضورم را ز چشم شهر حاشا می كنم هر شب 

دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش

 چه بی آزار با دیوار نجوا می كنم هر شب 

كجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی ؟

كه من این واژه را تا صبح معنا می كنم هر شب

محمدعلی بهمنی

برگرفته از وبلاگ خلوت دل 
نویسنده :آریـایـی
تاریخ: یکشنبه 1389/11/10 02:19 ق.ظ
تا تو هستی و غزل هست دلم تنها نیست 

 محرمی چون تو هنوزم به چنین دنیا نیست 

از تو تا ما سخن عشق همان است كه رفت 

 كه در این وصف زبان دگری گویا نیست 

بعد تو قول و غزل هاست جهان را اما 

 غزل توست كه در قولی از آن ما نیست 

تو چه رازی كه بهر شیوه تو را می جویم 

تازه می یابم و بازت اثری پیدا نیست 

 شب كه آرام تر از پلك تو را می بندم 

در دلم طاقت دیدار تو تا فردا نیست 

این كه پیوست به هر رود كه دریا باشد 

 از تو گر موج نگیرد به خدا دریا نیست 

 من نه آنم كه به توصیف خطا بنشینم 

این تو هستی كه سزاوار تو باز اینها نیست

محمدعلی بهمنی

برگرفته از وبلاگ خلوت دل 
نویسنده :آریـایـی
تاریخ: شنبه 1389/11/9 03:16 ق.ظ
قصه ام دیگر زنگار گرفت:
با نفس های شبم پیوندی است.
پرتویی لغزد اگر بر لب او،
گویدم دل : هوس لبخندی است.

خیره چشمانش با من گوید:
کو چراغی که فروزد دل ما؟
هر که افسرد به جان ، با من گفت:
آتشی کو که بسوزد دل ما؟

خشت می افتد از این دیوار.
رنج بیهوده نگهبانش برد.
دست باید نرود سوی کلنگ،
سیل اگر آمد آسانش برد.

باد نمناک زمان می گذرد،
رنگ می ریزد از پیکر ما.
خانه را نقش فساد است به سقف،
سرنگون خواهد شد بر سر ما.

گاه می لرزد باروی سکوت:
غول ها سر به زمین می سایند.
پای در پیش مبادا بنهید،
چشم ها در ره شب می پایند!

تکیه گاهم اگر امشب لرزید،
بایدم دست به دیوار گرفت.
با نفس های شبم پیوندی است:
قصه ام دیگر زنگار گرفت.

سهراب سپهری

برگرفته از وبلاگ خلوت دل

نویسنده :آریـایـی
تاریخ: دوشنبه 1389/10/6 08:40 ب.ظ

در آن هنگام که می گردد نفس در سینه ها خاموش

نمی خواهم کسی از مردن من با خبر گردد

نمی خواهم پدر برهم نهد چشمان بازم را

نمی خواهم که مادر سختی جان کندنم بیند

ولی ای دوست

اگر روزی رفیقی مهربان آمد

زتو پرسید فلانی کو...؟؟!

بگو در سنگر ناکامی و حسرت بسی جان داد

ولی تا لحظه آخر چنین می گفت:

امید من .... بود.


برگرفته از وبلاگ خلوت دل 

تعداد کل صفحات : 14 1 2 3 4 5 6 7 ...
بخش های ویژه
پستچی

ما در فیس بوک

پستچی
دریافت روزانه اشعار

با وارد کردن آدرس ایمیل خود در کادر زیر، آخرین مطالب باتو...اینم رابه شکل روزانه در ایمیل‌تان تحویل بگیرید:

راهنمای عضویت
درباره ما
باتواینم
مـــحفل ادبــــی باتو ... اینم
خـــانـــه ایست بــرای دقایق
عـــاشقانه ......شمــــــــــا

مدیر گروه باتو...اینم :
سید میلاد

مدیر ارشد و ناظر :
نیلوفرانه
مدیر ارشد و روابط عمومی:
فرامرز فرحمهر
مدیر و ناظر امور داخلی:
شیما
مدیر بحث هفته:
نیلوفر آبی
مدیر بخش تولد:
تینا
مدیر رویداد های ادبی:
پژواک
مدیر گروه یاهو و پیامک:
محسن

.......................................

لطفا جهت حمایت از ما لوگو های زیر

را در سایت یا وبلاگ خود قرار دهیـــد

.......................................
باتو...اینم


باتو...اینم

موضوعات
نویسندگان
برگه ها
جستجو در وبلاگ
پیامک های عاشقانه
    شما با ثبت شماره تلفن و نام خود جملات زیبا را در موبایل خود دریافت خواهید كرد
بخش های ویژه
تولدهای نویسندگان بحث هفته رویداد های ادبی
سه نقطه مشاعره
ابزارک های وبلاگ
  • رنک سایت در گوگل:2
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :