تبلیغات
محفل ادبی با تو...اینم - مطالب ابر شعر مرگ

تصویر ثابت

بخش های ویژه
دفتر شعر

دکلمه

مناجات نامه


نویسنده :آریـایـی
تاریخ: چهارشنبه 1390/03/4 11:53 ب.ظ
بیا ای مرگ امشب راحتم کن سخت دلگیرم

ملول از ننگ هستی هستم و از زندگی سیرم


اگرجان از تن انسان چو بیرون رفت میمیرد

ندارم جانی اندر تن چرا آخر نمیمیرم


گریزانی چرا ای مرگ ای صیاد دام افکن

شکارآمد به پای خود چه غم داری بزن تیرم


بیا دستم به دامان تو دستم را بگیر امشب

وگرنه انتقام زندگی را از تو می‌گیرم


بیا و دست بردار ای فلک از بازی جانم

ورق برگشت بازنده تویی در دور تقدیرم


اگرچه عمر کوتاهم برای عاشقی کم بود

بیا ای زندگی بگذر دم آخر ز تقصیرم


موضوع: شعر،
کلمات کلیدی :شعر ،شعر غم انگیز ،شعر مرگ ،شعر غمناک ،شعر زیبا ،
نویسنده :جــلال
تاریخ: چهارشنبه 1389/11/27 10:43 ب.ظ

به تو گفتم قبل رفتنت: اگه نباشی یک روز

کاری با دنیا ندارم

به تو گفتم :خودمو میکشم و پر میزنم تو آسمون

بگو گفتم یا نگفتم؟

به تو گفتم زنده ام بانفس خیال چشمات

چشاتم تنهام گذاشتن

حالا من موندم و تیغ و رگ دست و عکس پاره تو من

بگو گفتم یا نگفتم؟

مگه بهت نگفته بودم بی تو روزگار من تیره و تاره؟

حالا یادگار من بعد سفر کردن تو طناب داره

تیغو میکشم رو رگهام ، می پاشه خونم رو عکسات

نتونست سدی بسازه ، رنگ چشمات سیل اشکات

ilmsh

 

آمده ایم که عاشق شویم و بمیریم

نویسنده :سید میلاد
تاریخ: پنجشنبه 1389/10/16 01:45 ق.ظ

در آن وقتیكه می گیرد نفس در سینه ام خاموش

 نمی خواهم كسی از مرگ من آگاه گردد        

نمی خواهم پدر بر هم زند چشمان بازم را

نمی خواهم كه مادر تلخی جان كندنم را ببیند

ولی مادر،...

اگر روزی رفیقی مهربان آمد

ز تو پرسید، عزیز من كو؟

بگو

در سنگر ناكامی و حسرت شبی جان داد و تا آن لحظه آخر چنین میگفت:

عزیزانم ، رفیقانم

خداحافظ،خداحافظ

نویسنده :سید میلاد
تاریخ: جمعه 1389/10/10 09:28 ب.ظ

باز هم یک خواب نو

باز هم رویای تو

باز باران و تگرگ باز هم رویای مرگ

باز می خواند مرا

یک صدای بی صدا

می روم تا گم شوم در میان کوچه ها


شاعر: سمانه گل محمدی

نویسنده :سید میلاد
تاریخ: چهارشنبه 1389/10/8 09:10 ب.ظ

ای سکوتت لحظه لحظه مرگ من
آسمانی ! با توام، حرفی بزن
بوی باران می دهد نجوای تو
گفتگوی سبز و بی پروای تو
می توان در بستر یادت شکفت
می توان همچون تو شعری تازه گفت
با غزل، با مثنوی، با انتظار!
یاد تو باغی است سرشار از بهار


برگفته از سایت عاشقانه ها


نویسنده :سید میلاد
تاریخ: پنجشنبه 1389/10/2 03:44 ب.ظ

شعر سوتک

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد ؟

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم

چه خواهد ساخت ؟

ولی بسیار مشتاقم ،

که از خاک گلویم سوتکی سازد.

گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او یکریز و پی در پی ،

دَم گرم خوشش را بر گلویم سخت بفشارد ،

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد .

بدین سان بشکند در من ،

سکوت مرگ بارم را


برگرفته از وبلاگ بهنام احمد جمالی

بخش های ویژه
پستچی

ما در فیس بوک

پستچی
دریافت روزانه اشعار

با وارد کردن آدرس ایمیل خود در کادر زیر، آخرین مطالب باتو...اینم رابه شکل روزانه در ایمیل‌تان تحویل بگیرید:

راهنمای عضویت
درباره ما
باتواینم
مـــحفل ادبــــی باتو ... اینم
خـــانـــه ایست بــرای دقایق
عـــاشقانه ......شمــــــــــا

مدیر گروه باتو...اینم :
سید میلاد

مدیر ارشد و ناظر :
نیلوفرانه
مدیر ارشد و روابط عمومی:
فرامرز فرحمهر
مدیر و ناظر امور داخلی:
شیما
مدیر بحث هفته:
نیلوفر آبی
مدیر بخش تولد:
تینا
مدیر رویداد های ادبی:
پژواک
مدیر گروه یاهو و پیامک:
محسن

.......................................

لطفا جهت حمایت از ما لوگو های زیر

را در سایت یا وبلاگ خود قرار دهیـــد

.......................................
باتو...اینم


باتو...اینم

موضوعات
نویسندگان
برگه ها
جستجو در وبلاگ
پیامک های عاشقانه
    شما با ثبت شماره تلفن و نام خود جملات زیبا را در موبایل خود دریافت خواهید كرد
بخش های ویژه
تولدهای نویسندگان بحث هفته رویداد های ادبی
سه نقطه مشاعره
ابزارک های وبلاگ
  • رنک سایت در گوگل:2
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :