تبلیغات
محفل ادبی با تو...اینم - مطالب ابر شاعرانه
بخش های ویژه
دفتر شعر

دکلمه

مناجات نامه
تازه ترین مطالب


نویسنده :نیایش
تاریخ: چهارشنبه 1389/12/25 11:34 ق.ظ

ماهی ها بی تقصیرند!!

... ماهی ها چقدر اشتباه می کنند ؛ قلاب،  علامت کدامین سؤال است که بدان پاسخ می دهند؟

قلابی که طعمه اش در دل اقیانوس چون مرواریدی سحرآمیز  می درخشد و اشراق نگاهش دل ماهی ها را از درون، می تکاند!

... مگر ماهی ها نمی دانند ؛ که در آن پس آبها ،انتهای آن علامت سؤال،

 صیادی بی رحم در کمین نشسته؟؟؟

... مگر به یاد ندارند ؛ پرپر شدن دوستانشان را؟؟؟

پس چرا نمی دانند؟... وای! ماهی ها چقدر ساده اند!

آخر به هوای کدامین عشق، دم در تله آن قلاب آهنین می گذارند؟

به هوای کدام رهایی ، پا در دل قفس می نهند؟

آنها که می دانند، جز بستر بی کران دریا، حیاتی برایشان رقم نخورده. آنها که می دانند جز نوازش شقایق های دریایی مرهمی ندارند وجز  پستوی کشتی شکسته ها، جایی برای قایم شدنشان نیست... پس چرا؟...

پس چرا، آب ، این پناه آشنا را قتلگاه آرزوهاشان می کنند؟

مگر هر ریسمانی که به حریم دریایی ات آویزان گشت، ریسمان رهایی توست؟

مگر هر میلی غریبه، حتی زیبا صورت و نگارین، که قصد شکارت، نه! حتی نگاهت را داشت، عاشق توست؟

اما نه!... من حق را به ماهی ها می دهم... آنها نمی دانند!

آنها که دل نهنگ ندارند تا گرگهای زمانه را بشناسند... آنها که دندانهای کوسه را ندارند تا هر بیگانه ای را در خود ببلعند.

آنها کوچکند!... کوچک و بی ریا!... دل نازکشان حتی، از آب حیاتشان زلال تر است.

آنها صاف و ساده اند!... آنها نمی دانند!...

آنها همه را چون آیینه بی غل و غش می پندارند، چون آب، زلال...

غافل از اینکه  این مروارید سحرآمیز ی که بر سر آن قلاب فولادین نقش بسته، آیینه نیست... آیینه نیست...

گوهر نیست... بلکه تیشه عمرشان است... آغاز پایانشان...

آری! در آزمون زندگی ما قلاب های زیادیست که وقتی اسیر طعمه اش می شویم،

 تازه می فهمیم ... ماهی ها بی تقصیرند!... ماهی ها بی تقصیرند!

نویسنده :مـحمـد
تاریخ: دوشنبه 1389/11/18 08:22 ب.ظ
آری.. چه خوب است آفریدگار خویش بودن! اما...
آسان نیست
دکتر شریعتی

نویسنده :سید میلاد
تاریخ: شنبه 1389/10/4 07:31 ب.ظ
خسته‌ام از آرزوها، آرزوهای شعاری
شوق پرواز مجازی بال‌های استعاری
لحظه‌های كاغذی را روز و شب تكرار كردن
خاطرات بایگانی، زندگی‌های اداری
آفتاب زرد و غمگین پله‌های روبه پایین
سقف‌های سرد و سنگین، آسمان‌های اجاری
با نگاهی سرشكسته، چشم‌هایی پینه بسته
خسته از درهای بسته، خسته از چشم انتظاری
صندلی‌های خمیده، میزهای صف كشیده
خنده‌های لب پریده، گریه‌های اختیاری
عصر جدول‌های خالی، پارك‌های این حوالی
پرسه‌های بی‌خیالی، نیمكت‌های خماری
رونوشت روزها را، روی هم سنجاق كردم:
شنبه‌های بی‌پناهی، جمعه‌های بی‌قراری
عاقبت پرونده‌ام را، با غبار آرزوها
خاك خواهد بست روزی، باد خواهد برد باری
روی میز خالی من، صفحه باز حوادث
در ستون تسلیت‌ها، نامی از ما یادگاری

(امین‌پور، 1381، ص 95)


سید میلاد:
خدای من , چی سروده این قیصر امین پور , به خدا هرچی بخونم سیر نمیشم....
خدای بیامرزش...



بخش های ویژه
پستچی

ما در فیس بوک

پستچی
دریافت روزانه اشعار

با وارد کردن آدرس ایمیل خود در کادر زیر، آخرین مطالب باتو...اینم رابه شکل روزانه در ایمیل‌تان تحویل بگیرید:

راهنمای عضویت
درباره ما
باتواینم
مـــحفل ادبــــی باتو ... اینم
خـــانـــه ایست بــرای دقایق
عـــاشقانه ......شمــــــــــا

مدیر گروه باتو...اینم :
سید میلاد

مدیر ارشد و ناظر :
نیلوفرانه
مدیر ارشد و روابط عمومی:
فرامرز فرحمهر
مدیر و ناظر امور داخلی:
شیما
مدیر بحث هفته:
نیلوفر آبی
مدیر بخش تولد:
تینا
مدیر رویداد های ادبی:
پژواک
مدیر گروه یاهو و پیامک:
محسن

.......................................

لطفا جهت حمایت از ما لوگو های زیر

را در سایت یا وبلاگ خود قرار دهیـــد

.......................................
باتو...اینم


باتو...اینم

موضوعات
نویسندگان
برگه ها
جستجو در وبلاگ
پیامک های عاشقانه
    شما با ثبت شماره تلفن و نام خود جملات زیبا را در موبایل خود دریافت خواهید كرد
بخش های ویژه
تولدهای نویسندگان بحث هفته رویداد های ادبی
سه نقطه مشاعره
ابزارک های وبلاگ
  • رنک سایت در گوگل:2
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :