بخش های ویژه
دفتر شعر

دکلمه

مناجات نامه
تازه ترین مطالب


نویسنده :...ماهی سرد...
تاریخ: شنبه 1393/05/25 06:07 ق.ظ

عکس فقر

ش
اعر، سماع واژه های نیامده است
رقص پنکه هایی که با بادهای بی مقصد می چرخند
تابش گرمای بی حساب و کتاب آفتاب
رقص موج هایی که به سینه ی ساحل چنگ می کشند..
رقص دیو دریایی که از دل آب ها
از ذات چسبیده به خواب جانش می خواهد آزاد شود
و در میان ابرها سرود رعد و برق سر می دهد
شاعر آن کودکی ست که در بازار روز عید
در خیل جمعیت کپک زدگان، دستان مهربان مادرش را
با دستان چروکیده ی پیرزن تنهایی اشتباه می گیرد
و در راهروهای پیچ در پیچ، موهایش سفید می شود...

از کتاب نت های خارج: فرامرز فرحمهر

منبع: محفل ادبی
نویسنده :...ماهی سرد...
تاریخ: چهارشنبه 1392/06/27 02:27 ق.ظ


می گویند :
شاعری بنزد
كریمخان آمد و قصیده ای كه در ستایش او گفته و چاپلوسیها نموده بود خواند و بپایان رسانید. كریمخان آواز داد :
« كره ، صد تومان باین شاعر بدهید » .
شاعر خشنود گردیده سری فرود آورد و بیرون آمد .
ولی پیش هركس رفت پولی گیرد نتیجه ندید . بنزد كریمخان باز گشته گله كرد كه كسی پول نداد . كریمخان گفت :
« كره ، تو دروغهایی گفته بودی و خواندی و ما خوشمان آمد . ما هم
دروغی گفتیم كه تو خوشت بیآید ، دیگر پول چیست ؟!. »

در پیرامون ادبیات

نویسنده :سید میلاد
تاریخ: شنبه 1391/04/17 05:31 ب.ظ
http://s2.picofile.com/file/7186162903/mobarak_vorud_ba2inam_ir.jpg




.............


سلماز عزیز  ؛ ورودتون  رو به جمع خودمون تبریک میگم ؛

امیدوارم لحظات خوبی را با هم در این کلبه گرم داشته باشیم

همچنین آرزو دارم بازدید کنندگان محترم و همینطور نویسنده های بزرگوار این مجموعه

از قلم شما استفاده ببرند و با ارسال نظر اشعار و نوشته های شما رو حمایت کنند

از شما   خواهشمندم بیوگرافی مختصری از خودتون در قسمت نظرات همین پست ارسال نمایید

تا دیگر دوستان با شما بیشتر آشنا بشوند

نویسنده :سید میلاد
تاریخ: پنجشنبه 1391/03/18 10:23 ب.ظ
http://s2.picofile.com/file/7186162903/mobarak_vorud_ba2inam_ir.jpg




.............


بهار جان ؛ ورودتون  رو به جمع خودمون تبریک میگم ؛

امید وارم در این محفل از این نوشته های زیبا و پر محتوا استفاده ببریم...

انشا الله دوستان و همکاران خوبی برای یکدیگر در این مکان باشیم...

همچنین بازگشت دوست و شاعر عزیز امید خان رو گرامی میداریم...

انشا الله اینبار به قول خودشون با انرژی دو چندان در کنار ما باشن...

از شما  2 عزیز خواهشمندم بیوگرافی مختصری از خودتون در قسمت نظرات همین پست ارسال نمایید

تا دیگر دوستان با شما بیشتر آشنا بشوند


نویسنده :مهــران
تاریخ: شنبه 1390/07/23 09:46 ق.ظ

    با عرض سلام خدمت همه دوستهای خوبم .بنا به درخواست  برادر عزیزم میلاد مدیریت 

    وبلاگ  با تو اینم از این هفته سعی می کنم هر چند مختصر اشارتی کنیم به انواع سبکهای

   به کار رفته در شعر فارسی. البته سعی می کنم فرصتی پیش بیاد به انواع صنایع ادبی در

  زبانهای دیگر نیز بپردازم.

    سبکهای اصلی شعر فارسی رو می شه در 3 نوع زیر شناخت.

    1. عراقی 2.خراسانی 3. هندی

سبک هندی نمونه‌ای از سرایش شعر در ادبیات فارسی است که از قرن نهم هجری به بعد به وجود آمد. به علت استقبال دربار ادب پرور هند از شاعران پارسی گوی، و همچنین به علت عدم توجه پادشاهان صفوی به اشعار متداول مدحی، گروهی از گویندگان به هندوستان رفتند و در آنجا به کار شعر و شاعری پرداختند. اینان به‌واسطهٔ دوری از مرکز زبان و تمایل به اظهار قدرت در بیان مفاهیم و نکات دقیق و حس نوجویی و تفنن دوستی و به سبب تاثیر زبان و فرهنگ هندی و دیگر عوامل محیط، سبکی به وجود آوردند که سبک هندینامیده می‌شود. برخی ار ادبا این سبک را سبک اصفهانی نیز نامیده‌اند. این سبک تقریبا از قرن نهم تا سیزدهم هجری ادامه داشت و از ویژگی‌های آن، تعبیرات و تشبیهات و کنایات ظریف و دقیق و باریک و ترکیبات و معانی پیچیده و دشوار را می‌توان نام برد.

سرایندگان سبک هندی

از میان گویندگانی که به این سبک شعر سروده اند نام اینان در خور ذکر است:

تک بیتی‌ها

از گویندگان این سبک، تک بیتی‌های نغز و دلاویزی برجای مانده است که اغلب صورت ضرب المثل پیدا کرده است.


اقبال خصم هرچه فزون‌تر شود نکوست فواره چون بلند شود سرنگون شود

؛

دست طمع چو پیش کسان می کنی دراز پل بسته‌ای که بگذری از آبروی خویش

؛

اظهار عجز پیش ستم‌پیشگان خطاست اشک کباب باعث طغیان آتش است

؛

آدمی پیر چو شد حرص جوان می گردد خواب در وقت سحرگاه گران می گردد

؛

ریشهٔ نخل کهنسال از جوان افزون‌تر است بیشتر دلبستگی باشد به دنیا پیر را


ما ز آغاز و ز انجام جهان بی‌خبریم اول و آخر این کهنه کتاب افتاده است
روزگار اندر کمین بخت ماست دزد، دائم در پی خوابیده است


عدو شود سبب خیر گر خدا خواهد خمیر مایهٔ دکان شیشه‌گر سنگ است
نویسنده :سید میلاد
تاریخ: دوشنبه 1390/02/26 02:23 ق.ظ



این روزا که شهر عشق خالی ترین شهر خداست
خنجر نامردمی حتی تو دست سایه هاست
وقتی که عاطفه رو می شه به آسونی خرید
معنی کلام عشق خالی تر از باد هواست


شاعر:؟

http://s1.picofile.com/file/6667175050/ba2inam.jpg
موضوع: شعر، تصویـر،
کلمات کلیدی :شعر ،عشق ،شاعر ،بادبادک ،
نویسنده :آریـایـی
تاریخ: یکشنبه 1390/02/18 01:28 ق.ظ
گوش کن ، جاده صدا می زند از دور قدمهای تو را

چشم تو زینت تاریکی نیست

پلکها را بتکان ، کفش به پا کن و بیا

و بیا تا جایی ، که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد


و زمان روی کلوخی بنشیند با تو

و مزامیر شب ،

اندام تورا ،

مثل یک قطعه آواز به خود جذب کنند.

پارسایی است در آنجا که تو را خواهد گفت

بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است.


سهراب سپهری
نویسنده :نـیلوفرانه
تاریخ: سه شنبه 1389/12/3 05:40 ب.ظ
http://s1.picofile.com/file/6335184104/love_kiss_ba2inam_kabotar_aroos_tanha_sher_paeiz_go_2_.jpg




نهایتی ندارد این شبان تلخ انتظار

كسی مرا نمی برد به آشیانه ی بهار



همیشه از تو در دلم سرود تازه ای به پاست

ترانه ای به نام عشق. . . و غصه های بیشمار



همیشه چشمهای من پر از غمِ جدائی اند

گلایه موج می زند در این نگاه ِ بیقرار



برای چشمهای من كسی بهانه ای نیافت

دو چشمِ بی بهانه ام. . . دو ابر خیسِ غصه دار



برای تو. . . برای تو همیشه غرقِ قصه ام

تمام قصه های من نشانه اند و یادگار



میان قصه ها دلم همیشه شكوه می كند:

نهایتی ندارد این شبان تلخ انتظار!
نویسنده :نـیلوفرانه
تاریخ: سه شنبه 1389/12/3 08:28 ق.ظ


از کجا آمده ای ؟

که چنین نمناکی !

زیر باران بودی ؟

ای خیال ابدی !

بی تو من تنهایم

تو چرا غمگینی ؟




من اگر می گریم

ترس فردا دارم

ترس بی تو ماندن

تو چرا می گریی ؟




ای صدای قدمت

نبض دلتنگی من

من اگر دلتنگم

تو چرا تنهایی ؟




رو به رویم بنشین

حرف دل با من گو

من اگر خاموشم

تو چرا دلتنگی ؟




من اگر تاریکم

مثل شب های دگر

پشت این پنجره ها

تو چرا خاموشی ؟




من اگر می بارم

مثل باران بهار

تو چرا نمناکی ؟




سایه ات زد فریاد

من برای غم تو می گریم

من مسافر هستم

آمدم تا بروم

رفتنم تا ابدیت جاریست
نویسنده :نـیلوفرانه
تاریخ: سه شنبه 1389/12/3 08:24 ق.ظ
در گرداب ثانیه ها

که دلتنگ بانو نشسته بودم

چشمها را از باران اشک پر می کردم

اما باران نیامده تمام می شد

در چمپاته پا ها در گیر بودم

تا دلتنگی بانو را

بر سنگ احساس بکوبم

کلامی بر دل جاری کردم

تا چشمان خیس خود را

با رمز عشق بشویم

تک واوه ی عشق که بر زبانم جاری شد

آرزو کردم تا بانو آن را

عاشقانه بنامد





تعداد کل صفحات : 22 1 2 3 4 5 6 7 ...
بخش های ویژه
پستچی

ما در فیس بوک

پستچی
دریافت روزانه اشعار

با وارد کردن آدرس ایمیل خود در کادر زیر، آخرین مطالب باتو...اینم رابه شکل روزانه در ایمیل‌تان تحویل بگیرید:

راهنمای عضویت
درباره ما
باتواینم
مـــحفل ادبــــی باتو ... اینم
خـــانـــه ایست بــرای دقایق
عـــاشقانه ......شمــــــــــا

مدیر گروه باتو...اینم :
سید میلاد

مدیر ارشد و ناظر :
نیلوفرانه
مدیر ارشد و روابط عمومی:
فرامرز فرحمهر
مدیر و ناظر امور داخلی:
شیما
مدیر بحث هفته:
نیلوفر آبی
مدیر بخش تولد:
تینا
مدیر رویداد های ادبی:
پژواک
مدیر گروه یاهو و پیامک:
محسن

.......................................

لطفا جهت حمایت از ما لوگو های زیر

را در سایت یا وبلاگ خود قرار دهیـــد

.......................................
باتو...اینم


باتو...اینم

موضوعات
نویسندگان
برگه ها
جستجو در وبلاگ
پیامک های عاشقانه
    شما با ثبت شماره تلفن و نام خود جملات زیبا را در موبایل خود دریافت خواهید كرد
بخش های ویژه
تولدهای نویسندگان بحث هفته رویداد های ادبی
سه نقطه مشاعره
ابزارک های وبلاگ
  • رنک سایت در گوگل:2
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :