تبلیغات
محفل ادبی با تو...اینم - مطالب ابر جدایی
بخش های ویژه
دفتر شعر

دکلمه

مناجات نامه
تازه ترین مطالب


نویسنده :میــرا
تاریخ: چهارشنبه 1394/04/3 05:48 ق.ظ

شب تهی از مهتاب

شب تهی از اختر

ابر خاکستری بی باران پوشانده

آسمان را یکسر

ابر خاکستری بی باران دلگیر است

و سکوت تو پس پرده ی خاکستری سرد کدورت

افسوس

سخت دلگیرتر است

شوق بازآمدن سوی توام هست

اما

تلخی سرد کدورت در تو

پای پوینده ی راهم بسته

ابر خاکستری بی باران

راه بر مرغ نگاهم بسته

وای ... باران...باران ؛

شیشه ی پنجره را باران شست

از دل من اما

چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟

آسمان سربی رنگ

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ

می پرد مرغ نگاهم تا دور

وای ... باران ...باران ؛

پر مرغان نگاهم را شست

{حمید مصدق}


نویسنده :میــرا
تاریخ: پنجشنبه 1394/02/3 12:34 ق.ظ

هجری به سالهای فراوان کشیده ام

وصلی به طول مدت هجرانم آرزوست
نویسنده :سهیل پیلتن
تاریخ: یکشنبه 1391/07/2 05:03 ق.ظ


هوا دلش گرفته می خواد که باز بباره

هوای بی تو بودن همیشه گریه داره

شبا به یاد چشمات دلم چه بی قراره

دلی که بی تو تنهاست خزون بی بهاره

نگاه ماه تنها رو تنه بیشه زاره

شبی که چشمای من ازگریه سو نداره

از گریه سو نداره تا خود صبح بیداره

بگو به باد پاییز عطرتو رو بیاره

رفتی و از تو جا موند شبای بی ستاره

قلبم از این جدایی یه عمره سخت بیماره

ستاره وقتی خاموش رو دوش شب سواره

فهمیدم از سکوتش غصه ادامه داره

تو می دونی که دنیام نباشی سرد و تاره

بیا که دنیای من مثل تو رو نداره

بیا که با حضورت عاشق بشم دوباره

نگو که این جدایی نداره راه چاره

اخه خدای خوبم چه رسم روزگاره

کی گفته اون که رفته هیچ برگشتی نداره

حالا که ابر چشمام تو قحطی بهاره

کی گفته یاد چشمات پا رو دلم بذاره

کی گفته یاد چشمات پا رو دلم بذاره...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سهیل پیلتن

نویسنده :سهیل پیلتن
تاریخ: شنبه 1391/03/13 02:59 ق.ظ



در جستجوی گذشته تنهایی را یافتم

از تو تصویری در خیالم ساختم

تار و پود این جدایی خود بافتم

یادش بخیرمن برای دیدن شادی تو عاشقانه باختم

از تو  از خودم از خاطراتم شرمگینم

من بی نهایت غمگینم

پس نگو مبتلا به هوسی ننگینم

به خدا از بار عشقت تا ابد سنگینم

اما چاره چیست؟

وقتی راه حلی جز جدایی نیست

راستی انکه دست در دستانش می گذاری کیست؟

آشناست یا غریبه ای بیش نیست

این حقیقت را باور کن که بی تو نمی توان لحظه ای زیست

اما خود کرده را تدبیری نیست

خسته ام از درد جدایی

از به دوش کشیدن بار بی وفایی

از تلخی شعر های تنهایی

از خودم از تو که نمی دانم کجایی

از دلم که می خواهد بیایی

از این باور تلخ که می دانم هرگز نمی آیی

این نوشته را با اشک جا می گذارم

این را بدان که از خودم سخت بیزارم

سالهاست در بستر تنهایی بیمارم

هوس پریدن دارم اما بی بالم

در این کابوس سهمگین خودم را به خواب زدم اما بیدارم

صبح و شب چشم به در می دوزم و بی تابم

در کالبد این تن مفلوک بی روح و بی جانم

دلیل بی تابیم را خود نیز نمی دانم

انگار در این دنیا اسیر در بند و زندانم

حالا معنی گذشت را می دانم

بخند زیرا اکنون من نیز خندانم...

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سهیل پیلتن

نویسنده :سهیل پیلتن
تاریخ: سه شنبه 1391/03/9 02:28 ق.ظ

جاده زندگیم تاریک است به تاریکی چشمان او...

او که مسافربود اشنا در قلبم نشست و غریبانه رفت

گذر کرد از قلبم به ارامی نسیم به سادگی رویا و به وسعت دریا

 وباقی گذاشت درمن اندوهی به عظمت دنیا

مسافر ای غربت واژه

ای تنها ترین کلمه

و ای خسته از تکرار

در جستجوی گذشته رفتی بی انکه بدانی در گذشته خود امروز را خواهی یافت

ودر امروزخود تنهایی.

برو ولی جایی باز گو نکن که چه کردی با دلم

خستگی عمری دلبستگی هنوز بر روی شانه هایم باقیست

خم شدم زیر اوار نگاهت و ویران شدم در اندوه بی کسی

اری دل سپردن نابودیست

مسافر ای غربت واژه

ای تنها ترین کلمه

و ای خسته از تکرار

تو رفتی تا سایه بانی باشی برای تنهایی دیگران

در افق رفتی در پی سرابی بی انتها

برو که فاصله پایانیست بر واژه بی معنای عشق

وجدایی قانون اتفاقیست بنام اشنایی

بیاد روزهای گذشته چشمانم گریان می شود

ولی افسوس که درمانی نیست بر درد جدایی

افسوس که خاطراتمان به قدری عمیق بود که مرا در خود فرو برد

وامیدی به بازگشتم نیست

خسته تر از آنم که بتوانم بازگردم

در سکوت این شب سرد جان خواهم سپرد در سایه ای به تاریکی چشمان او

مسافر ای غربت واژه

ای تنها ترین کلمه

و ای خسته از تکرار

روزی  باور خواهی کرد دلتنگی لحظه دیدار ...

 

نویسنده :آلا
تاریخ: جمعه 1390/11/7 01:17 ق.ظ

       

عاقبت بگذشت روز آشنایی

خیمه زد شام جدایی

یاد داری گفته بودی بارها  

از دام زلفت کی کنم فکر رهایی؟

گفته بودی نیست پایان عشق ما را 

تا خدا دارد خدایی...

گفتم از آن ترس دارم

کز محبت روی پوشی

ساغر عشقم ننوشی

از دلت مهرم زدایی...

خنده مستانه ای برروی لب های تو رقصید

بر لبان من لبانت گرم لغزید

چنگ بردی بر سر زلفان مواج سیاهم

خیره در چشمم نگه کردی و گفتی:

وحشی من

کم بگو از بی وفایی  ...

 

راستی زان روزها دیری گذشته

رفتی از من دل بریدی

دامن از دستم کشیدی

این منم تنها اسیر درد هجران

این منم بیگانه از هر آشنایی

هما میر افشار

موضوع: شعر، تصویـر،
کلمات کلیدی :شعر زیبا ،جدایی ،هما میرافشار ،
نویسنده :شیــــدا❀
تاریخ: دوشنبه 1389/12/16 07:16 ب.ظ

آیینه پرسید که چرا دیر کرده است
نکند دل دیگری او را اسیر کرده است
خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است
تنها دقایقی چند تاخیر کرده است
گفتم امروز هوا سرد بوده است
شاید موعد قرار تغییر کرده است
خندید به سادگیم آیینه و گفت
احساس پاک تو را زنجیر کرده است
گفتم از عشق من چنین سخن مگوی
گفت خوابی , سالها دیر کرده است
در آیینه به خود نگاه می کنم , آه
عشق تو عجیب مرا پیر کرده است
راست گفت آیینه که منتظر نباش
او برای همیشه دیر کرده است …

**مهدی لقمانی**

نویسنده :نـیلوفرانه
تاریخ: یکشنبه 1389/10/26 01:38 ب.ظ
بی تو طوفان زده دشت جنونم صید افتاده به خونم

تو چه سان میگذری غافل ازاندوه درونم

بی من از کوچه گذر کردی ورفتی

بی من ازشهر سفر کردی و رفتی

قطره ی اشک درخشیدبه چشمان سیاهم

تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم

تو ندیدی نگهت هیچ نیفتاد به راهی

که گذشتی چون درخانه ببستم دگر از پای نشستم

گویا زلزله آمد گوییا خانه فرو ریخت سر من

بی تو من درهمه ی شهر غریبم

بی تو کس نشنود از این دل بشکسته صدایی

برنخیزد دگر از مرغکه پر بسته نوایی

تو همه بودو نبودی تو همه شعر وسرودی

چه گریزی زه بر من که زه کویت نگریزم

گر بمیرم زه غم دل باتو هرگز نستیزم

منو یک لحظه جدایی نتوانم نتوانم

بی تو من زنده نمانم

موضوع: شعر،
کلمات کلیدی :جدایی ،بی تو من زنده نمانم ،شعر وسرودی ،
نویسنده :سید میلاد
تاریخ: شنبه 1389/10/4 12:48 ق.ظ
سلام...

بامداد روز 4 دی ماه شما بخیر...

امروز عکس جدید محسن چاوشی رو گذاشته بودن...خیلی لذت بردم...

از طرفی این شعر زیبا رو هم آرتا جان گذاشته بودن...

گفتم...

ابتدای این روز زمستانی رو با این شعر و تصویر داشته باشیم.....

واقعا جدایی ناشی از اجبار خیلی دردناکه...


http://s1.picofile.com/file/6236430580/chavoshi_ba2inam2.jpg


بخش های ویژه
پستچی

ما در فیس بوک

پستچی
دریافت روزانه اشعار

با وارد کردن آدرس ایمیل خود در کادر زیر، آخرین مطالب باتو...اینم رابه شکل روزانه در ایمیل‌تان تحویل بگیرید:

راهنمای عضویت
درباره ما
باتواینم
مـــحفل ادبــــی باتو ... اینم
خـــانـــه ایست بــرای دقایق
عـــاشقانه ......شمــــــــــا

مدیر گروه باتو...اینم :
سید میلاد

مدیر ارشد و ناظر :
نیلوفرانه
مدیر ارشد و روابط عمومی:
فرامرز فرحمهر
مدیر و ناظر امور داخلی:
شیما
مدیر بحث هفته:
نیلوفر آبی
مدیر بخش تولد:
تینا
مدیر رویداد های ادبی:
پژواک
مدیر گروه یاهو و پیامک:
محسن

.......................................

لطفا جهت حمایت از ما لوگو های زیر

را در سایت یا وبلاگ خود قرار دهیـــد

.......................................
باتو...اینم


باتو...اینم

موضوعات
نویسندگان
برگه ها
جستجو در وبلاگ
پیامک های عاشقانه
    شما با ثبت شماره تلفن و نام خود جملات زیبا را در موبایل خود دریافت خواهید كرد
بخش های ویژه
تولدهای نویسندگان بحث هفته رویداد های ادبی
سه نقطه مشاعره
ابزارک های وبلاگ
  • رنک سایت در گوگل:2
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :