بخش های ویژه
دفتر شعر

دکلمه

مناجات نامه
تازه ترین مطالب


نویسنده :انسیه بانو
تاریخ: دوشنبه 1391/11/9 06:31 ب.ظ
باغ باران خورده می نوشید نور
لرزشی در سبزه های تر دوید
او به باغ آمد درونش تابناک
سایه اش در زیر و بم ها ناپدید
شاخه خم می شد به راهش مست
بار
او فراتر از جهان برگ و بر
باغ سرشار از تراوش های سبز
او درونش سبزتر سرشار تر
در سر راهش درختی جان گرفت
میوه اش همزاد همرنگ هراس
پرتویی افتاد در پنهان او
دیده بود آن را به خوابی ناشناس
در جنون چیدن از خود دور شد
دست او لرزید
ترسید از درخت
شور چیدن ترس را از ریشه کند
دست آمد میوه را چید از درخت

"سهراب سپهری"
موضوع: سهراب سپهری،
کلمات کلیدی :سهراب سپهری ،میوه ،تاریک ،
نویسنده :سهیل پیلتن
تاریخ: چهارشنبه 1391/11/4 10:21 ق.ظ



آخرِ قصه همینجاست ای غریبه اینجا دنیاست

شب و روزاش پره درده توش پره آدمِ تنهاست

اینجا قلبای شکسته از محبت بی نصیبن

برنگرد برو که اینجا همه مثلِ تو غریبن

خونه ی تاریک دنیا در و پنجره نداره

وسط میدونِ هر شهر جای گل طنابِ داره

تو بگو از این جهنم پر زدن چه راهی داره؟

ما تو بندِ تن اسیریم درد ما نداره چاره

دنیا قهره با محبت جنگ و خون مرزی نداره

جای قطره های بارون بمب و خمپاره میباره

درد شلاقِ دورنگی رو تن خسته ی مرده

هر چی مرده توی دنیا اینجا همسایه ی درده

شب شده قاتلِ مهتاب باز به امید طلوعی؟

برو که غروبِ دنیا نداره جای شروعی

پوچی و خودکشیه غرب فقر و بیچارگیه شرق

یه روزی میاد که دنیا بشه توی گریه ها غرق

برو تا مرز رسیدن اونجا که نباشه دردی

اونجا که تو قاب چشما نباشه نگاه سردی

سفرت بخیر غریبه آخر قصه همین جاست

اسم این جهنم سرد که ازش گذشتی دنیاست

 

سهیل پیلتن

نویسنده :سهیل پیلتن
تاریخ: دوشنبه 1391/10/11 12:16 ب.ظ


تو دلِ سیاهِ این شهر همه جا صحبتِ درده

قلب آدمای کوکی یخ زده تاریک و سرده

شاخه ی درخت امید خم شده از بارِ غصه

این حکایت از شروعش رسیده تا تهِ قصه

همه جا سکوت وگریست همه جا پره اهانت

چشماتو وا کن ببینی فقر و فحشا و خیانت

زندگی کردنِ بی درد مالِ بالاهای شهره

هیچکسی نکرده اینجا خوبیه بدونِ بهره

قلب مهربونِ عاشق تو دل سیاهی مُرده

دیو شب با دست نیرنگ روزِ روشنش روبُرده

سایه ی بلندِ ظلمت روی آسمونِ شهره

توی این آشفته بازار خدا با آدما قهره

یه گوشه یه مردِ تنها رو پٌلِ سنگی میشینه

از لبِ سیگارِ بهمن با لبش بوسه میچینه     

دوره گردِ خسته ی شهرخوابای رنگی میبینه

توی رویای محالش گلِ عاشقی میچینه

یه پدر به فکر نونِ شبِ بچه های گشنست

لب دریاچه ی خسته با امید یه عمره تشنست

هر چی که بگم میدونم دیگه فایده ای نداره

یکی اسمِ شعرِ من روشهرِ کور و کر بزاره

تو سکوتِ شهرِ تاریک من دیگه حرفی ندارم

جای آخرِ ترانم سه تا نقطه چین میزارم...

 

سهیل پیلتن

موضوع: سهیل پیلتن،
کلمات کلیدی :تاریک ،غصه ،خیانت ،نقطه چین ،سهیل پیلتن ،
نویسنده :سهیل پیلتن
تاریخ: جمعه 1391/10/1 12:39 ب.ظ



دنیای سیاه قلبم بی تو آسمون نداره

یاد خاطرات رفته تو چشام گریه میاره

وقتی چشمای قشنگت توی یادم موندگاره

کار هر روز و همیشم انتظاره انتظاره

 

تو شبای سرد غربت وقتی میمیره ستاره

رنگ شب یاد چشاتو زنده میکنه دوباره

واسه تو فرقی نداره که دلم هواتو داره

لب من می خنده قلبم یه خزونˏ بی بهاره

 

شب یلدای نگاهم تا ابد تاریک و تاره

نمی دونی دل خستم واسه تو چه بی قراره

دارم از غصه می سوزم نگو کارˏ روزگاره

بی تو کارˏ هر شبˏ من انتظاره انتظاره

 

رفتی و ندیدی چشمام داره از غصه میباره

نازنین دریای قلبم بی تو ساحلی نداره

اگه باد عطر تنت رو تو شبای من بیاره

هرشب از عطرحضورت چشم عاشقم بیداره

 

قلب منتظر بجز تو راه چاره ای نداره

کاش بازم از تو و چشمات قاصدک خبر بیاره

باز بشه مثل قدیما اسمون غرقˏ ستاره

تا بیای بمونی کارم انتظاره انتظاره


سهیل پیلتن

نویسنده :سهیل پیلتن
تاریخ: سه شنبه 1391/03/9 02:28 ق.ظ

جاده زندگیم تاریک است به تاریکی چشمان او...

او که مسافربود اشنا در قلبم نشست و غریبانه رفت

گذر کرد از قلبم به ارامی نسیم به سادگی رویا و به وسعت دریا

 وباقی گذاشت درمن اندوهی به عظمت دنیا

مسافر ای غربت واژه

ای تنها ترین کلمه

و ای خسته از تکرار

در جستجوی گذشته رفتی بی انکه بدانی در گذشته خود امروز را خواهی یافت

ودر امروزخود تنهایی.

برو ولی جایی باز گو نکن که چه کردی با دلم

خستگی عمری دلبستگی هنوز بر روی شانه هایم باقیست

خم شدم زیر اوار نگاهت و ویران شدم در اندوه بی کسی

اری دل سپردن نابودیست

مسافر ای غربت واژه

ای تنها ترین کلمه

و ای خسته از تکرار

تو رفتی تا سایه بانی باشی برای تنهایی دیگران

در افق رفتی در پی سرابی بی انتها

برو که فاصله پایانیست بر واژه بی معنای عشق

وجدایی قانون اتفاقیست بنام اشنایی

بیاد روزهای گذشته چشمانم گریان می شود

ولی افسوس که درمانی نیست بر درد جدایی

افسوس که خاطراتمان به قدری عمیق بود که مرا در خود فرو برد

وامیدی به بازگشتم نیست

خسته تر از آنم که بتوانم بازگردم

در سکوت این شب سرد جان خواهم سپرد در سایه ای به تاریکی چشمان او

مسافر ای غربت واژه

ای تنها ترین کلمه

و ای خسته از تکرار

روزی  باور خواهی کرد دلتنگی لحظه دیدار ...

 

بخش های ویژه
پستچی

ما در فیس بوک

پستچی
دریافت روزانه اشعار

با وارد کردن آدرس ایمیل خود در کادر زیر، آخرین مطالب باتو...اینم رابه شکل روزانه در ایمیل‌تان تحویل بگیرید:

راهنمای عضویت
درباره ما
باتواینم
مـــحفل ادبــــی باتو ... اینم
خـــانـــه ایست بــرای دقایق
عـــاشقانه ......شمــــــــــا

مدیر گروه باتو...اینم :
سید میلاد

مدیر ارشد و ناظر :
نیلوفرانه
مدیر ارشد و روابط عمومی:
فرامرز فرحمهر
مدیر و ناظر امور داخلی:
شیما
مدیر بحث هفته:
نیلوفر آبی
مدیر بخش تولد:
تینا
مدیر رویداد های ادبی:
پژواک
مدیر گروه یاهو و پیامک:
محسن

.......................................

لطفا جهت حمایت از ما لوگو های زیر

را در سایت یا وبلاگ خود قرار دهیـــد

.......................................
باتو...اینم


باتو...اینم

موضوعات
نویسندگان
برگه ها
جستجو در وبلاگ
پیامک های عاشقانه
    شما با ثبت شماره تلفن و نام خود جملات زیبا را در موبایل خود دریافت خواهید كرد
بخش های ویژه
تولدهای نویسندگان بحث هفته رویداد های ادبی
سه نقطه مشاعره
ابزارک های وبلاگ
  • رنک سایت در گوگل:2
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic