تبلیغات
محفل ادبی با تو...اینم - مطالب ابر بهشت

تصویر ثابت

بخش های ویژه
دفتر شعر

دکلمه

مناجات نامه
تازه ترین مطالب


نویسنده :...ماهی سرد...
تاریخ: یکشنبه 1392/02/29 12:02 ق.ظ

نفرین به این انسان
که چشمانش سو سو می زند شبها را
و نور را می کشد
و هر صدایی را در حلقوم فریادش خفه می کند
نفرین به این انسان
که نطفه ای بیش نیست
نطفه ای که وزن می گیرد
شکل می گیرد
شبیه تو می شود
به صندلی های بلند تکیه می زند
آتش می سازد
آتش می زند
و نطفه های خویش را می بلعد
و خویش را می بلعد
و دوباره شکل می گیرد
نفرین به این گوشت های گند کرده
به این انسان
که از خویش هم می گریزد
از کودکانش
از برادرانش
از مادرش
تا تعفنش را پنهان کند
می گریزد و آتش می زند
تمام زمینی را که ساخته است
تمام بهشتی را که رویانده است
که انسان است

توفیق حکیم

مترجم: بابک شاکر

نویسنده :باد
تاریخ: پنجشنبه 1391/11/5 06:30 ب.ظ




                                     هنوز در تفاوت میان برق چشمانت و مهتاب به نتیجه ای نرسیده ام...

                                   تو ارمیده ای و در این اتاق سرد چشمانت زیر لفاف پلک می درخشد...

                                                                         او همیشه دوست داشت مرا دیوانه کند...

                دست به موهایت که میکشم لب هایت را همچون نوزاد عریان و گرسنه ای می مکی...

                                                                                                شب از نیمه گذشته...

شباویز ناله می کند و در عمق رویاهایت می هراسی و زیر لب اسمم را شکسته زمزمه می کنی...

                                          سیگارم را به پنجره ی یخ زده می کوبم و به اغوشت می کشم...

                                        نوازشت می کنم و زیر گوشواره ات اهسته بم وار نجوا می کنم...

                                                                             نترس ای دلیل تمام بیدارباش هایم...

                                                                                      نلرز
خرگوش کوچک بابا...

                                                                                                    من اینجا هستم...

                                                                                              مامان پیش خداست...

  

 

موضوع: باد،
کلمات کلیدی :ارام وحشی ،تلخند ،بابا ،خرگوش ،مهتاب ،گوشواره ،بهشت ،
نویسنده :غریب آشنـا
تاریخ: دوشنبه 1391/05/30 05:27 ب.ظ
سلام امیدوارم در هر کجا که هستید در صحت و سلامت در کنار خانواده و دوستان باشید

بالاخره ماه مبارک رمضان،ماه مهمانی خدا تموم شد و پس از 30 روز روزه پر برکت ایشاالله یه هتل 30 ستاره 

بالا شهر بهشت  برامون رزرو شده

ایشاالله که همه بهشتی باشیم

ما هم امام هشتم (ع)،امام رضا (ع) طلبیده داریم میریم مشهد مقدس زیارتش

شما هم که اصلا یادم نمیره  دعا کنم خودشو قسم میدم مشکلاتتون رو حل کنه و مثل من سعادت رفتن به مشهد 

مقدس رو داشته باشید 

خلاصه که کلا این ماه نمی تونم مطلب بزارم چون بعد از پیش امام رضا(ع) میریم پیش خواهرش ،حضرت معصومه

(س) قم و یه سر بهش می زنیم بعدشم میریم به تهرانیا سر بزنیم میشه حدود یه ماه مرخصی می خوام که مهر ماه

ایشالله در خدمتتون باشم

عوضش به زودی یه نویسنده خوب به لیست اضافه میشه که کاراش مال خودشه خیلی هم قشنگ شعر میگه و من 

هم خودشو دوست دارم هم کاراش رو

به زودی با نام (دل من آسمان) شروع به کار میکنه براش نظر یزارید زیاد زیاد اگه از مسافت برگشتم بهم گفت برام نظر 

نزاشتن اونوقت قاطی می کنماین دوست ما توی انجمن فعلا 6 تا پست گذاشته و نام کاربریش تو انجمن 


می باشد که همیشه کاراشو تو قسمت اشعار شما میزاره 







این ها اسم کار هاشه که تو انجمنه لینک کردم برید روشون کلیک کنید در ضمن گاهی اوقات برام با اسم mona نظر 

میزاره

خوب دیگه ما بریم دلم براتون تنگ میشه

بای بای
نویسنده :پــریـا
تاریخ: چهارشنبه 1391/05/25 03:33 ب.ظ



بیا سیب راباهم گاز بزنیم


گورپدر بهشت!

بهشت من آنجاست که تو را به آغوش میکشم...

وساعتهادر هرم نفسهایت  حبس میشوم.






کلمات کلیدی :سیب ،بهشت ،آغوش ،نفسهایت ،
نویسنده :نـیلوفرانه
تاریخ: دوشنبه 1390/02/5 03:55 ب.ظ

بهشت

روبه روی بهشت نشسته ام

و جهنمی از دلتنگی با من است

تا پل دستانت

فرسنگ ها فاصله دارم

بی تابم و خسته

نسیم صبحگاهی همیشگی گونه خیسم را مچاله می کند

بهشت کم کم روشن می شود

سایه ها و سنگ ها یادت هست

ارامش را از یاد برده ام در این جهنم هیاهو

می ایی ایا؟

قایقبان منتظر ماست گویی

تا بهشت ان سوی اب

تنها چند بوسه

و دقیقه ای اغوش گرم تو راهست

تا تو اما...؟

موضوع: جمـلات زیبا،
کلمات کلیدی :بهشت ،جملات زیبا ،
نویسنده :شیــــدا❀
تاریخ: دوشنبه 1389/11/25 10:00 ب.ظ

روزی یک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت:خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟
خداوند او را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد، افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.

مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد، خداوند گفت: ‘تو جهنم را دیدی، حال نوبت بهشت است’، آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد، آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود، یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن و افراد دور میز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و چاق بوده، می گفتند و می خندیدند، مرد روحانی گفت: ‘خداوندا نمی فهمم؟!

خداوند پاسخ داد: ‘ساده است، فقط احتیاج به یکمهارت دارد، می بینی؟ اینها یاد گرفته اند که به یکدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می کنند!’

هنگامی که موسی فوت می کرد، به شما می اندیشید، هنگامی که عیسی مصلوب می شد، به شما فکر می کرد، هنگامی که محمد وفات می یافت نیز به شما می اندیشید، گواه این امر کلماتی است که آنها در دم آخر بر زبان آورده اند، این کلمات از اعماق قرون و اعصار به ما یادآوری می کنند که یکدیگر را دوست داشته باشید، که به همنوع خود مهربانی نمایید، که همسایه خود را دوست بدارید، زیرا که هیچ کس به تنهایی وارد بهشت خدا (ملکوت الهی) نخواهد شد.

بخش های ویژه
پستچی

ما در فیس بوک

پستچی
دریافت روزانه اشعار

با وارد کردن آدرس ایمیل خود در کادر زیر، آخرین مطالب باتو...اینم رابه شکل روزانه در ایمیل‌تان تحویل بگیرید:

راهنمای عضویت
درباره ما
باتواینم
مـــحفل ادبــــی باتو ... اینم
خـــانـــه ایست بــرای دقایق
عـــاشقانه ......شمــــــــــا

مدیر گروه باتو...اینم :
سید میلاد

مدیر ارشد و ناظر :
نیلوفرانه
مدیر ارشد و روابط عمومی:
فرامرز فرحمهر
مدیر و ناظر امور داخلی:
شیما
مدیر بحث هفته:
نیلوفر آبی
مدیر بخش تولد:
تینا
مدیر رویداد های ادبی:
پژواک
مدیر گروه یاهو و پیامک:
محسن

.......................................

لطفا جهت حمایت از ما لوگو های زیر

را در سایت یا وبلاگ خود قرار دهیـــد

.......................................
باتو...اینم


باتو...اینم

موضوعات
نویسندگان
برگه ها
جستجو در وبلاگ
پیامک های عاشقانه
    شما با ثبت شماره تلفن و نام خود جملات زیبا را در موبایل خود دریافت خواهید كرد
بخش های ویژه
تولدهای نویسندگان بحث هفته رویداد های ادبی
سه نقطه مشاعره
ابزارک های وبلاگ
  • رنک سایت در گوگل:2
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :