تبلیغات
محفل ادبی با تو...اینم - مطالب ابر اشعار فروغ فرخزاد
بخش های ویژه
دفتر شعر

دکلمه

مناجات نامه
تازه ترین مطالب


نویسنده :شیــــدا❀
تاریخ: شنبه 1390/02/31 07:02 ب.ظ

باز من ماندم و خلوتی سرد

خاطراتی ز بگذشته ای دور
یاد عشقی که با حسرت و درد
رفت و خاموش شد در دل گور
فروغ فرخزاد

  

نویسنده :✘ سیما ✘
تاریخ: چهارشنبه 1390/01/24 03:41 ب.ظ

مرگ من روزی فـــرا خـــواهد رسید

در بهـــــاری روشن از امــواج نـــور

در زمستــــان غبــــار آلــــــود و دور

یـا خـزانی خـالی از فریــــــاد و شور

مرگ من روزی فــــرا خــواهد رسید

روزی از این تلـــخ و شیرین روزهـا

روز پـــوچی همچو روزان دگــــــــر

ســــایه ای ز امروزهـــا ، دیروزهــا

دیدگـــــانم همچو دالان هــــای تــــــار

گـــونه هـــایم همچو مرمر هـای سرد

ناگهــــان خـــوابی مرا خـــواهد ربود

من تهی خــــواهم شد از فریــــاد درد

خـاک می خواند مرا هر دم به خویش

می رسند از ره کـــه در خــــاکم نهند

آه ... شـــــاید عــــاشقـــــانم نیمه شب

گــــل به روی گـــــور غمنــــاکم نهند

بعد من ، نـــــاگه به یک سو می روند

پـــرده هــــــای تیره ی دنیــــــــای من

چشم هـــــای ناشنـــــاسی می خـــــزند

روی کــــــاغذهـــا و دفترهـــــای من

در اتــــــاق کــــــــوچکم پـــــا می نهد

بعد من ، بــــا یـــــاد من بیگــــــانه ای

در بـــر آئینه می مـــــاند به جــــــــای

تــــــــار موئی ، نقش دستی ، شانه ای

می رهم از خویش و می مانم ز خویش

هر چه بر جا مــــــانده ویران می شود

روح من چــــون بــادبــان قـــــــــایـقی

در افق هـــــا دور و پنهـــــــان می شود

می شتــــــابد از پـی هم بی شکـــــیب

روزهــــا و هفته هـــــــا و ماه هـــــــا

چشم تــــو در انتظــــــــار نــــــامه ای

خیره می مــــاند بــــه چشم راه هــــــا

لیک دیگــــر پیکـــــر سرد مــــــــــرا

می فشـــــارد خاک دامنگیر خــــاک !

بی تو ، دور از ضربه هـــــای قلب تو

قلب من می پوسد آنجــــــا زیر خــاک

بعد هـــــا نــــــام مرا بــــــاران و بــاد

نــــــرم می شویند از رخســــار سنگ

گور من گمنــــــام می مــــــــاند به راه

فارغ از افســـــانه هـــای نــــام و ننگ

نویسنده :بــاران
تاریخ: دوشنبه 1389/11/18 01:05 ب.ظ

جام باده سرنگون و بسترم تهی

سر نهاده ام به روی نامه های او

سر نهاده ام كه در میان این سطور

جستجو كنم نشانی از وفای او

 

بخدا در دل و جانم نیست

هیچ جز حسرت دیدارش

سوختم از غم و کی باشد

غم من مایه آزارش

 

بخدا غنچه شادی بودم

دست عشق آمد و از شاخم چید

شعله آه شدم صد افسوس

که لبم باز برآن لب نرسید

 

روزها رفتند و من دیگر

خود نمی دانم كدامینم

آن من سرسخت مغرورم

یا من مغلوب دیرینم؟


نویسنده :سید میلاد
تاریخ: پنجشنبه 1389/11/7 01:59 ق.ظ



بر روی ما نگاه خدا خنده می زند،
هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ایم

زیرا چو زاهدان سیه كار خرقه پوش،
پنهان ز دیدگان خدا می نخورده ایم

پیشانی ار ز داغ گناهی سیه شود،
بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا

نام خدا نبردن از آن به كه زیر لب،
بهر فریب خلق بگوئی خدا خدا

ما را چه غم كه شیخ شبی در میان جمع،
بر رویمان ببست به شادی در بهشت

او می گشاید … او كه به لطف و صفای خویش،
گوئی كه خاك طینت ما را ز غم سرشت

توفان طعنه، خنده ی ما را ز لب نشست،
كوهیم و در میانه ی دریا نشسته ایم

چون سینه جای گوهر یكتای راستیست،
زین رو بموج حادثه تنها نشسته ایم

مائیم … ما كه طعنه زاهد شنیده ایم،
مائیم … ما كه جامه تقوی دریده ایم؛

زیرا درون جامه بجز پیكر فریب،
زین هادیان راه حقیقت، ندیده ایم

آن آتشی كه در دل ما شعله می كشید،
گر در میان دامن شیخ اوفتاده بود؛

دیگر بما كه سوخته ایم از شرار عشق،
نام گناهكاره رسوا! نداده بود

بگذار تا به طعنه بگویند مردمان،
در گوش هم حكایت عشق مدام! ما

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است در جریده عالم دوام ما

فروغ فرخزاد
نویسنده :آرتـا
تاریخ: پنجشنبه 1389/10/23 03:37 ب.ظ
كسی به فكر گلها نیست
كسی به فكرماهیها نیست
كسی نمیخواهد
باور كند كه باغچه دارد میمیرد
كه قلب باغچه در زیر آفتاب ورم كرده است
كه ذهن باغچه دارد آرام آرام
از خاطرات سبز تهی می شود
و حس باغچه انگار
چیزی مجردست كه در انزوای باغچه پوسیده ست
حیاط خانه ی ما تنهاست
حیاط خانه ی ما
در انتظار بارش یك ابر ناشناس
خمیازه میكشد
و حوض خانه ی ما خالیست
ستاره های كوچك بی تجربه
از ارتفاع درختان به خاك میافتند
و از میان پنجره های پریده رنگ خانه ی ماهی ها
شب ها صدای سرفه می آید
حیاط خانه ی ما تنهاست

(فروغ فرخزاد)






نویسنده :بــاران
تاریخ: دوشنبه 1389/09/29 02:57 ق.ظ


از بیم و امید عشق رنجورم

آرامش جاودانه میخواهم

بر حسرت دل دگر نیافزایم

آسایش بی کرانه میخواهم

 

پا بر سر دل نهاده میگویم

بگذشتن از آن ستیزه جو خوش تر

یک بوسه زجام زهر بگرفتن

از بوسه آتشین او خوش تر

 

پنداشت اگر شبی به سرمستی

 در بستر عشق او سحر کردم

شبهای دگر که رفته از عمرم

در دامن دیگران به سر کردم

 

دیگر نکنم ز روی نادانی

قربانی عشق او غرورم را

شاید که چو بگذرم از او یابم

آن گمشده شادی و سرورم را

 

آن کس که مرا نشاط و مستی داد

آن کس که مرا امید و شادی داد

هر جا که نشست بی تامل گفت:

او یک زن ساده لوح عادی بود!

 

میسوزم از این دو رویی و نیرنگ

یکرنگی کودکانه میخواهم

ای مرگ از آن لبان خاموشت

 یک بوسه جاودانه میخواهم

 

رو، پیش زنی ببر غرورت را

کو عشق تو را به هیچ نشمارد

آن پیکر داغ و دردمندت را

با مهر به روی سینه نفشارد

 

عشقی که تو را نثاره ره کردم

در سینه دیگری نخواهی یافت

زآن بوسه که بر لبانت افشاندم

سوزنده تر آذری نخواهی یافت

 

در جستجوی تو و نگاه تو

دیگر ندود نگاه بی تابم

اندیشه آن دو چشم رویایی

هرگز نبرد ز دیدگان خوابم

 

دیگر به هوای لحظه ای دیدار

دنبال تو در به در نمی گردم

دنبال تو ای امید بی حاصل

دیوانه و بی خبر نمی گردم

 

در ظلمت آن اتاقک خاموش

بیچاره و منتظر نمی مانم

هر لحظه نظر به در نمیدوزم

وآن آه نهان به لب نمیرانم

 

ای زن که دلی پر از صفا داری

از مرد وفا مجو،مجو، هرگز

او معنی عشق را نمیداند

راز دل خود به او مگو هرگز.



موضوع: شعر،
کلمات کلیدی :تصویری عاشقانه با شعری زیبا ،شعر زیبا ،تصویر زیبا ،دست نوشته های من ،دست نوشته های عاشقانه من ،بهترین دست نوشته های من ،بهترین دست نوشته ها ،دست نوشته های واقعی ،وب نوشت ،روز نوشت ،نوشته عاشقانه ،نوشته زیبا ،مطلب عاشقانه ،مطلب زیبا ،با تو ... اینم ،تصویر ،تصاویر عاشقانه ،تصاویر زیبا ،تصاویری زیبا ،تصویر های زیبا ،تصویر های عاشقانه ،شعری از خودم ،شعر وبلاگ ،شعر اختصاصی ،شعر دراین سکوت تلخ ،شکوت ،تلخ ،شعر های تلخ ،شعر سکوت ،شعر تلخ ،شعر رفتنت را دیدم ،تصاویر غمناک ،تصاویر تنهایی ،تصویر غم ،غم ،دوری ،شاعر تمام شده ،اشعار غمناک ،وبلاگ شعر ،وبلاگ زیبا ،وبلاگ هنری ،وبلاگ ادبی ،2بیتی ،دوبیتی ،مصرع زیبا ،دو بیتی زیبا ،شعری زیبا ،شعر عاشقانه ،اشعار عاشقانه ،می خواهم از تو بگویم ،شعری برای تو ،اشعار زیبا ،برترین اشعار ،اشعار وزین ،اشعار فوق العاده زیبا ،بیت ،مصرع ،شاعر ،شاعران معروف ،اشعار به یاد ماندنی ،متن زیبا ،جمله عاشقانه ،جمله زیبا ،متن عاشقانه ،متن فوق العاده زیبا ،شعری تاثیر گذار ،اشعاری زیبا ،شعــر ،شعـــر ،دل نوشته ،وب نوشته ،دست نوشته ،شعر نو ،شعر نو معاصر ،شعر پاییز ،شعر پاییز 89 ،شعر های زیبا ،وبلاگ غم ،کویر تشنه ،کویر ،شعر کویر ،رویا باقری ،اشعار رویا باقری ،شعر های رویا باقری ،اشعار زیبای رویا باقری ،وبلاگ رویا باقری ،خدا کند که نبینم هوای تو ابریست ،مرگ ،آرزوی مرگ ،مردن ،تصویر دریا ،دریا ،دختر در دریا ،شب یلدا ،زمستان ،یلدا ،فروغ فرخزاد ،اشعار فروغ فرخزاد ،نوشته های فروغ فرخزاد ،جملات فروغ فرخزاد ،
نویسنده :آریـایـی
تاریخ: شنبه 1389/09/13 07:39 ب.ظ
کاش بر ساحل رودی خاموش 
عطر مرموز گیاهی بودم 
چو بر آنجا گذرت می افتاد 
به سرا پای تو لب می سودم 
کاش چون نای شبان می خواندم 
به نوای دل دیوانه تو 
خفته بر هودج مواج نسیم 
میگذشتم ز در خانه تو 
کاش چون پرتو خورشید بهار 
سحر از پنجره می تابیدم 
از پس پرده لرزان حریر 
رنگ چشمان ترا میدیدم 
کاش در بزم فروزنده تو 
خنده جام شرابی بودم 
کاش در نیمه شبی درد آلود 
سستی و مستی خوابی بودم 
کاش چون آینه روشن میشد 
دلم از نقش تو و خنده تو 
صبحگاهان به تنم می لغزید 
گرمی دست نوازنده تو 
کاش چون برگ خزان رقص مرا 
نیمه شب ماه تماشا میکرد 
در دل باغچه خانه تو
شور من ، ولوله برپا میکرد
کاش چون یاد دل انگیز زنی 
می خزیدم به دلت پر تشویش
ناگهان چشم ترا میدیدم 
خیره بر جلوه زیبایی خویش 
کاش در بستر تنهایی تو 
پیکرم شمع گنه می افروخت 
ریشه زهد تو  و  حسرت من 
 زین گنه کاری شیرین می سوخت 
کاش از شاخه سر سبز حیات 
گل اندوه مرا می چیدی 
کاش در شعر من ای مایه عمر 
شعله راز مرا میدیدی

فروغ فرخزاد


برگرفته از وبلاگ خلوت دل

نویسنده :آریـایـی
تاریخ: شنبه 1389/09/13 07:37 ب.ظ
زندگی شاید آن لحظه مسدودی است

که نگاه من در نی نی چشمان تو خود را ویران می سازد ...

و در این حسی است

که من آن را با ادراک ماه و با دریافت ظلمت خواهم آمیخت ...

در اتاقی که به اندازه یک تنهایی است ...

دل من

که به اندازه یک عشق است ...

به بهانه ساده خوشبختی خود می نگرد !

به زوال گل ها در گلدان

به درختی که تو در باغچه خانه مان کاشته ای ...

به آواز قناری ها

که به اندازه یک پنجره می خوانند

آه !

سهم من این است

سهم من این است

سهم من آسمانی است که آویختن پرده ای آن را از من می گیرد ...

فروغ فرخزاد

برگرفته از وبلاگ خلوت دل

نویسنده :سید میلاد
تاریخ: چهارشنبه 1389/09/3 01:38 ق.ظ
خانم فرزانه شهبازنژاد در وبلاگ دوستان من (معین خسروی) شعری رو از حمید مصدق و فروغ فرخ زاد و جواد نوروزی

نقل قول کرده اند که بسیار بسیار زیبا بود....

منم با کسب اجازه از ایشون...

اون اشعار رو اینجا میزارم....

شعر اول رو حمید مصدق گفته بوده  :
تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من كرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتی و هنوز،
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان می دهد آزارم
و من اندیشه كنان غرق در این پندارم
كه چرا باغچه كوچك ما سیب نداشت



بعدها فروغ فرخزاد اومده و جواب حمید مصدق رو اینجوری داده:
من به تو خندیدم
چون كه می دانستم
تو به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدی



ادامه را در ادامه مطلب مشاهده کنید
بخش های ویژه
پستچی

ما در فیس بوک

پستچی
دریافت روزانه اشعار

با وارد کردن آدرس ایمیل خود در کادر زیر، آخرین مطالب باتو...اینم رابه شکل روزانه در ایمیل‌تان تحویل بگیرید:

راهنمای عضویت
درباره ما
باتواینم
مـــحفل ادبــــی باتو ... اینم
خـــانـــه ایست بــرای دقایق
عـــاشقانه ......شمــــــــــا

مدیر گروه باتو...اینم :
سید میلاد

مدیر ارشد و ناظر :
نیلوفرانه
مدیر ارشد و روابط عمومی:
فرامرز فرحمهر
مدیر و ناظر امور داخلی:
شیما
مدیر بحث هفته:
نیلوفر آبی
مدیر بخش تولد:
تینا
مدیر رویداد های ادبی:
پژواک
مدیر گروه یاهو و پیامک:
محسن

.......................................

لطفا جهت حمایت از ما لوگو های زیر

را در سایت یا وبلاگ خود قرار دهیـــد

.......................................
باتو...اینم


باتو...اینم

موضوعات
نویسندگان
برگه ها
جستجو در وبلاگ
پیامک های عاشقانه
    شما با ثبت شماره تلفن و نام خود جملات زیبا را در موبایل خود دریافت خواهید كرد
بخش های ویژه
تولدهای نویسندگان بحث هفته رویداد های ادبی
سه نقطه مشاعره
ابزارک های وبلاگ
  • رنک سایت در گوگل:2
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :