تصویر ثابت

بخش های ویژه
دفتر شعر

دکلمه

مناجات نامه


نویسنده :...ماهی سرد...
تاریخ: چهارشنبه 1392/07/10 06:11 ق.ظ

پنجم دبستان مامانم بجای من نقاشی کرد
تو منطقه اول شدم بهم جایزه دادن....
الان دارم افسوس میخورم چرا ادامه ندادم نقاشی رو... 

موضوع: داستان طنز،
کلمات کلیدی :نقاشی ،تو منطقه اول شدم ،
نویسنده :...ماهی سرد...
تاریخ: جمعه 1392/04/14 11:01 ب.ظ

ﺩﻡ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﯾﻪ ﻣﻬد ﮐﻮﺩﮎ ﻫﺴﺖ

یه ﻧﺎﻇﻢ ﺯﻥ ﻏﺮﻏﺮﻭ ﺩﺍﺭﻩ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺻﺒﺢ ﺯﻭﺩ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﻠﻨﺪ ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﺩ :
ﺍﻣﯿﺮ ﻋﻠﯽ ﻧﺪﻭ :|
ﺍﻣﯿﺮ ﻋﻠﯽ ﻧﮑﻦ :|
ﺍﻣﯿﺮ ﻋﻠﯽ ﯾﺎﺷﺎﺭ ﺭﻭ ﻧﺰﻥ :|
ﺍﻣﯿﺮ ﻋﻠﯽ ﺍﺳﺒﺎﺏ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﻬدﯽ ﺭﻭ ﺑﻬﺶ ﺑﺪﻩ :|
ﺍﻣﯿﺮ علی . . .
داداشﻡ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﭘﺮﯾﺪ ﯾﻬﻮ ﻗﺎﻃﯽ ﮐﺮﺩ

ﺳﺮﺷﻮ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﮐﺮﺩ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺩﺍﺩ ﺯﺩ :

ﺍﻣﯿﺮ ﻋﻠﯽ ﺗﻮﻟﻪ ﺳﮓ دهن مارو سرویس کردی ﯾﻪ ﺟﺎ ﺑﺘﻤﺮﮒ ﺩﯾﮕﻪ ﮐﺮه خر


نویسنده :...ماهی سرد...
تاریخ: پنجشنبه 1392/04/6 11:02 ب.ظ

نشسته بودم کنار دوستم داشت پفک میخورد، بهم تعارف کرد
منم دستمو کردم اون توو یه مشت برداشتم، محکم زد رو دستم گفت:
هووووی چرا اینجوری میکنی؟؟
فقط یدونه بردار!

دستشو برد اون ور که من دیگه برندارم،
دستش خورد به درخت همش چپ شد تو جوب!|

کلید اسرار..این قسمت: پفک!

موضوع: داستان طنز،
کلمات کلیدی :کلید اسرار ،پفک ،
نویسنده :...ماهی سرد...
تاریخ: سه شنبه 1392/02/17 01:48 ق.ظ


کشیشی در اتوبوس نشسته بود که

یک ولگرد مست و لایعقل سوار شد و کنار او نشست

مرد روزنامه ای باز کرد و مشغول خواندن شد

و بعد از مدتی هم از کشیش پرسید:

"پدر روحانی! روماتیسم از چی ایجاد می شود؟"

کشیش هم موعظه را شروع کرد و گفت:

"روماتیسم حاصل مستی و میگساری و بی بند و باری است."
مرد با حالت منفعل دوباره سرش گرم روزنامه خودش شد.

بعد کشیش از او پرسید

تو حالا چند وقت است که روماتیسم داری؟
مرد گفت من روماتیسم ندارم.
این جا نوشته است پاپ اعظم دچار روماتیسم بدی است

موضوع: داستان طنز،
کلمات کلیدی :کشیش و مرد مست ،
نویسنده :...ماهی سرد...
تاریخ: شنبه 1392/02/7 11:02 ب.ظ

زن به شیطان گفت : آیا آن مرد خیاط را می بینی ؟؟؟؟
میتوانی بروی وسوسه اش کنی که همسرش را
طلاق دهد ؟

شیطان گفت : آری ... این کار بسیار آسان است
پس شیطان به سوی مرد خیاط رفت و به هر طریقی سعی می کرد او را وسوسه کند ، اما مرد خیاط همسرش را بسیار دوست داشت و اصلا به طلاق فکر هم نمی کرد ..

پس شیطان برگشت و به شکست خود در مقابل مرد خیاط اعتراف کرد..
سپس زن گفت : اکنون آنچه اتفاق می افتد ببین و تماشا کن ..

زن به طرف مرد خیاط رفت و به او گفت :
چند متری از این پارچه ی زیبا میخواهم پسرم میخواهد آن را به معشوقه اش هدیه دهد .. پس خیاط پارچه را به زن داد ..
سپس آن زن رفت به خانه مرد خیاط و در زد و زن خیاط در را باز کرد و آن زن به او گفت : اگر ممکن است میخواهم وارد خانه تان شوم برای ادای نماز ، و زن خیاط گفت :بفرمایید ، خوش آمدید ..

و آن زن پس از آنکه نمازش تمام شد آن پارچه را پشت در اتاق گذاشت بدون آنکه زن خیاط متوجه شود و سپس از خانه خارج شد..

هنگامی که مرد خیاط به خانه برگشت آن پارچه را دید .. فورا داستان آن زن و معشوقه ی پسرش را به یاد آورد و همسرش را همان موقع طلاق داد ..

سپس شیطان گفت : اکنون من به کید و مکر زنان اعتراف می کنم
و آن زن گفت :کمی صبر کن

نظرت چیست اگر مرد خیاط و همسرش را به همدیگر بازگردانم؟؟؟!!!
شیطان با تعجب گفت : چگونه ؟؟؟
آن زن روز بعدش رفت پیش خیاط و به او گفت :
همان پارچه ی زیبایی را که دیروز از شما خریدم یکی دیگر میخواهم برای اینکه دیروز به خانه ی زنی محترم برای ادای نماز رفتم و آن پارچه را آنجا جا گذاشتم ..
خجالت کشیدم دوباره بروم و پارچه را از او بگیرم ..
و اینجا مرد خیاط رفت و از همسرش عذرخواهی کرد و او را به خانه برگرداند
و الان شیطان در بیمارستان روانی به سر میبرد ..
و اطلاعات دیگری از شیطان نداریم ..


موضوع: داستان طنز،
کلمات کلیدی :زن ،شیطان ،مرد خیاط ،
نویسنده :...ماهی سرد...
تاریخ: پنجشنبه 1391/11/19 02:49 ق.ظ


ﺩﯾﻮﺍﺭﺍﯼ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﻧﺎﺯﮐﻪ

ﺻﺪﺍﯼ ﻃﺒﻘﻪ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻣﯿﺎﺩ ﺑﺎﻻ !!

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻇﻬﺮ

ﻫﻤﺴﺎﯾﻤﻮﻥ 3 - 4 ﺗﺎ ﻋﻄﺴﻪ ﮐﺮﺩ ﭘﺸﺖ ﻫﻢ

ﺩﺍﺩ ﺯﺩﻡ ﻋﺎﻓﯿﺖ ﺑﺎﺷﻪ !

.

.

.

.

.


ﯾﻬﻮ ﺻﺪﺍﺵ ﺍﻭﻣﺪ : ﻧوووﻮﮐــــــﺮتمممممممممﻡ


نویسنده :...ماهی سرد...
تاریخ: پنجشنبه 1391/09/30 12:00 ق.ظ

طرف به مـادرش میگه : بـرو از دختر زیـور خانم برام خواستگاری کن
مـادرش میگـه : نـمـیـشـه مـن به اون شیـر دادم !!!!
میگـه خـوب از دختر شـوکـت خانـم چی ؟
میگـه : اون هم نـمـیـشـه شیـر بهش دادم !

طرف میگـه : ...نـمـیـدونـم تــو نـنـۀ مـن بـودی یا گـاو مـحـلـه ؟!!!


نویسنده :...ماهی سرد...
تاریخ: دوشنبه 1391/09/27 12:01 ق.ظ


 
  ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺩﺍﺩﻩ :
  ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳِﺖ ﺩﺍﺭﻡ!...ﻣﻨﻮ ﯾﺎﺩﺗﻪ؟؟؟
  ﻧﻮﺷﺘﻢ:ﻧﻮﭺ!
  ﺍﺱ ﺩﺍﺩﻩ:ﺣﺪﺱ ﺑﺰﻥ؟
  ﻧﻮﺷﺘﻢ: ﺯﻫﺮﺍ؟ ﺁﺭﻣﯿﺘﺎ؟ ﻧﯿﻠﻮﻓﺮ ؟
  ﻣﻬﺴﺎ ؟ ﻧﺮﮔﺲ؟ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﻭﺍﻻ!
  ﮐﺪﻭﻣﺸﯽ؟
  ﺩﺧﺘﺮﻩ بیشعور ﮔﻮﺷﯿﺸﻮ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩ!!
  ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺭﻭﺍﻧﯽ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ!!
  ﻓﻘﻂ ﺑﻠﺪﻥ ﺑﺎ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﻣﺎ ﭘﺴﺮﺍ
  ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﻦ
 
نویسنده :...ماهی سرد...
تاریخ: سه شنبه 1391/09/21 12:02 ق.ظ




واسه بازی پرسپولیس و فولاد رفته بودم استادیوم ،
آخرای بازی بود که یکی از دوربینهای صدا سیما
زوم کرده بود روی من بیچاره و داشت زنده ،
تصویرم رو پخش میکرد!!
من از خدا بی خبر هم انگشتم رو تا ته کرده بودم
تو دماغم و 360 درجه میچرخوندم ...
بعد انگشتم رو در آوردم و مالیدم به لباس نفر کناریم!!
بعد از چند لحظه مهرناز باهام تماس گرفت و با گریه بهم گفت :
خاک تو سرت ، بی فرهنگ.! فقط میخواستی آبروی من رو جلو دوستام ببری...
دیگه یه لحظه هم نمیخوام ببینمت!!
تا اومدم بگم چی شده زرتی قطع کرد!!
هنوز گوشیم رو تو جیبم نذاشته بودم که بابام تماس گرفت و گفت:
حالا به جا دانشگاه میپیچونی میری فوتبال ببینی آره !!!
امشب اومدی خونه اون دماغت رو صاف میکنم ، پسره ی بی شخصیت!!
اونم زارت قطع کرد!!
دوباره گوشیم صداش در اومد. اینبار جاسم بود... دوستم.. گفت:
آقا چه صحنه ای بود... کلی خندیدیم با بچه ها...
یادت باشه اومدی یه دکتر زیبایی بهت معرفی کنم ،
اون دماغت رو عمل کنی!!
زارت قطع کرد!!
هنوز تو شوک حرفای این سه نفر بودم که دیدم ،
نفر کناریم داره با عصبانیت نگام میکنه
و یهو یه کشیده ی محکم خوابوند تو گوشم و گفت:
تا تو باشی
دفعه ی بعد آشغالای دماغت رو با لباس این و اون پاک نکنی!!
.
.
.
یعنی اگه من دستم به اون فیلم بردار برسه..

نویسنده :غریب آشنـا
تاریخ: یکشنبه 1391/07/23 02:14 ق.ظ
سلام من اووووووووووووووووومدم
÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷
لامصب نخند!
اگه جرات داری تو چشمام نگاه کن و قاطع بگو دوستم داری
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
..
..
..
.
.
.
.
.
.

تعداد کل صفحات : 2 1 2
بخش های ویژه
پستچی

ما در فیس بوک

پستچی
دریافت روزانه اشعار

با وارد کردن آدرس ایمیل خود در کادر زیر، آخرین مطالب باتو...اینم رابه شکل روزانه در ایمیل‌تان تحویل بگیرید:

راهنمای عضویت
درباره ما
باتواینم
مـــحفل ادبــــی باتو ... اینم
خـــانـــه ایست بــرای دقایق
عـــاشقانه ......شمــــــــــا

مدیر گروه باتو...اینم :
سید میلاد

مدیر ارشد و ناظر :
نیلوفرانه
مدیر ارشد و روابط عمومی:
فرامرز فرحمهر
مدیر و ناظر امور داخلی:
شیما
مدیر بحث هفته:
نیلوفر آبی
مدیر بخش تولد:
تینا
مدیر رویداد های ادبی:
پژواک
مدیر گروه یاهو و پیامک:
محسن

.......................................

لطفا جهت حمایت از ما لوگو های زیر

را در سایت یا وبلاگ خود قرار دهیـــد

.......................................
باتو...اینم


باتو...اینم

موضوعات
نویسندگان
برگه ها
جستجو در وبلاگ
پیامک های عاشقانه
    شما با ثبت شماره تلفن و نام خود جملات زیبا را در موبایل خود دریافت خواهید كرد
بخش های ویژه
تولدهای نویسندگان بحث هفته رویداد های ادبی
سه نقطه مشاعره
ابزارک های وبلاگ
  • رنک سایت در گوگل:2
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :