تبلیغات
محفل ادبی با تو...اینم - مطالب سید علی

تصویر ثابت

بخش های ویژه
دفتر شعر

دکلمه

مناجات نامه


نویسنده :سید علی
تاریخ: چهارشنبه 1393/11/15 09:46 ب.ظ

بگفتا گر نیــابی سوی او راه؟!!
بگفت از دور شاید دید در ماه

بگفتا دوری از مـــــه نیست درخور
بگفت آشفته از مــــه دور بهتــر

و این است...
حکایت مست ماه!!!

عکس نوشته
موضوع: تصویـر،

نویسنده :سید علی
تاریخ: دوشنبه 1393/04/30 10:38 ب.ظ

همه چیز تکراریست...

روزها خورشید می سوزاند و شب ها ماه می گریاند،

صبح ها زل زدن به استکان چایی که خورده نمی شود از تنهایی

وعصرها میز چوبی و کافه و صندلی خالی و فنجانی قهوه ی مااسیده و سرد،

هیچ اتفاقی نمی افتد،

هیچ اتفاقی تا معنی زنده بودن بدهم

مثلأ اینکه؛ ناگهان صدایم کنی و بگویی:

"من برگشتم"

من برگشتم!



نویسنده :سید علی
تاریخ: جمعه 1392/11/18 11:35 ق.ظ

اینجا سرزمین واژه های وارونه است:

جایی که"گنج" "جنگ" می شود !

  !!!"درمان" نامرد" و "قهقه" "هق هق"اما

دزد" همان "دزد" است" ،

 "درد" همان "درد" است

 و

"گرگ" همان "گرگ" است

آری: سرزمین واژه های وارونه،

سرزمینی که"من" "نم" زده است،

"یار" "رای" عوض کرده است،

"راه" گویی "هار" شده،

 "روز" به "زور" می گذرد،

"آشنا" را جز در "انشا" نمی بینی

 و چه "سرد" است این "درس" زندگی

اینجاست که "مرگ" برایم "گرم" می شود

چرا که "درد" همان "درد" است ...

 

پ.ن: چندیست که حضور دوستان در محفل کم رنگ شده است، به ویژه شیما که شاید به علت مشکلات مدتیست در جمع ما حضور ندارند.امیدواریم هر چه زود تر به جمع ما برگردند.

خداوندا این مردم بیش از پیش به سبد کالاهایت نیازمندند!!!  سبدی پر از محبت و دوستی به جای سردی و دشمنی، مردی و دلسوزی به جای نا مردی و خشونت، تا هرچه را که برای خود میخواهند برای هم نوعان خویش نیز بخواهند.

خدایا سبد کالاهایت را بر ما فرود آر، آمــــــــــــــــــــــین .

 

نویسنده :سید علی
تاریخ: یکشنبه 1392/10/22 11:19 ق.ظ


میگن:

کافـــر اگــر عــاشق شود بی پرده مـــومـــن میشود ...

امـــــــــــــا ...

"مــــــــــن"

آن روز کافـــر شــدم که دستم روی قـــرآن بـود

و جــــان "تــــو" را قســم خــوردم ...


قرآن



موضوع: دل نــوشته،

نویسنده :سید علی
تاریخ: دوشنبه 1392/10/2 10:49 ب.ظ

دلتنگی ...

مثل:

آتش زیر خاکستر می ماند

گاه شعله می کشد

و

همه ات را آتش میزند ...

....

"دلتنگی" در دلنوشته اش استعاره ای باشد از "او"

                                                        و "من" مستعمره ای باشم برای "او"

"او"یی که رفت و حتی فرصت دفاع از اشتباهم را به من نداد اشتباهی که شاید آنقدری که او تلخ میپنداشت نبود و شاید هم بود و حرفهای من توجیهی بیش نیستند....

محکوم به دروغم کرد غافل از آنکه تنها دروغم آخرین حرفی بود که بخاطرش محکوم شدم و آن حرف ریشه در احساسات آنی من داشت و افسوس باقی ام را به دنبال...

افسوس!

 
موضوع: دل نــوشته،
کلمات کلیدی :دلتنگی تکراری! ،
نویسنده :سید علی
تاریخ: یکشنبه 1392/08/12 10:24 ب.ظ

کلاسش تمام شده، منتظر دوستش است تا بیاید و باهم راهی خانه هایشان شوند. حال و هوای عجیبی دارد،سردی هوا را انگار احساس نمی کند که اینگونه خود را در مقابل سوز باد قرار داده، گویی سوز دلش گرمش میکند!! در تمام طول مسیر غرق در افکار خود است و با دوستش گرم نمی گیرد، این بار دفعه اولیه که ایستادن پشت چراغ قرمز برایش دلنشین است و آن را فرصتی می داند برای خلوت کردن با خودش... هرچه میخواهد خودش را از افکار "او" جدا کند نمیشود و تا بخود می آید، میبیند همه و همه ی افکارش درباره ی "اوست" و این ها برایش شیرین است. به خانه میرسد، مادرش را گرم تر از قبل می بوسد و خودش را در بغل مادرش جا می دهد، که با تعجب مادرش همراه است ولی به روی خودش نمی آورد....طبق عادت همیشگی به سمت اتاق و بعد هم به سمت کامپیوتر می رود، به نت وصل میشود و به محفل می رود. مثل همیشه پست ها را می خواند ولی می داند هیچکدام پست های "او" نیست....آری چندی ست که دیگر پست های "او" را نمی بیند، جر و بحث هایشان بیشتر درباره ی نت بود و اغلب هم مخالف با نت رفتن "او"!!!!!! حال، نمی دانست باید خوشحال باشد یا ناراحت. فردا پنجشنبه است و سرخاک می رود.صبح روز پنجشنبه همان حال و هوای دیروز را دارد، همه اش تمام وقتش را تلف می کند و منتظر این که عصر شود و برود سرخاک. رفتن به سرخاک همیشه بهش آرامش خاصی می داد اما این بار فرق داشت، باز همان افکار و خاطرات. اولین بار صدایش را در راه برگشت شنیده بود و بقول "او" کاملا رسمی، از آن روز سه سال گذشت !! احساسی ما بین اظطراب و دغدغه و آرامش دارد!!! به خانه می رسد، اندکی خودش را با کتابهایش سرگرم می کند و اندکی غذا مزمز کرده و به سمت اتاق و تخت خوابش که در گوشه اتاق قرار دارد، نیمه های شب بیدار می شود و دوباره همان افکار!!! صدای اذان صبح به گوشش می رسد، وضویش را میگیرد و نمازش را می خواند و در آخر هم همه را دعا می کند اما این صبح "او" را بیشتر دعا می کند!!! عصر جمعه حال و هوایش بدجور گرفته است. به حمام می رود، بازهم همان افکار،تلاش می کند که خود را دیگر درگیر آن افکار نکند، ناگهان صدای تبل شاه حسین گویان به گوشش می رسد. این بار بغضش می شکند و اشک هایش زیر دوش حمام ناپدید می شود....انگار قرار است "او" و افکارش همیشه باهم باشند.... آری، "او" را نیز همانند مادرش دوست می دارد...

یاحسین، به حرمت زهرا (س)، زهرایش غمگین نباشد.

"الســـــــــــــــــــلام و علیــــــــــــــــــــک یا ابـــــــــــــــــــا عبـــــــــدالله"


نویسنده :سید علی
تاریخ: پنجشنبه 1392/06/28 09:05 ب.ظ

زمین خالی شد از عشق

یا من چشم و دلم سیره

که برق چشمای هیچکس

وجودم رو نمیگیره

زمین خالی شد از عشق

یا دستای تو در کاره

که تو خلوت من

غیر از خیالت پا نمیذاره

زمین خالی شد از عشق

یا من تو فکر تو مودم

شبی که عطرتو بردی

نگفتی که برو ؛ موندم

تو این صندلی خالی

تو رویامم نمیشینی

یه عمر روبروتم من

ولی من رو نمیبینی

نمیبینی شکسته ام

نمیبینی چقد خسته ام

خیالت راحت خوبم

خیالت راحت هستم

برای موندن عطرت

درای خونه رو بستم

تو فک کن حال من خوبه

تو فک کن با کسی هستم

(زهره زمانی)





نویسنده :سید علی
تاریخ: یکشنبه 1392/06/17 04:37 ب.ظ
گه گاهی به خود تلنگری می زنم که نکند خواب باشم
خوابی شیرین تر از عسل
خوابی که در آن جای جای سینه ام تو را در خود دارد
از خالقت خواستم مرا از این خواب بیدار نکند
بگذار بخوابم، خواب تو شیرین است.    


نویسنده :سید علی
تاریخ: یکشنبه 1392/06/10 06:48 ب.ظ

عشق تو توی وجودم

عشق تو گرمیه شبهام

مثل یک راز نگفته شعله میکشه رو لبهام 

عشق تو خونه تو رگهام

حس این چشمای گریون 

تن تو گرمیه آفتاب توی چله تابستون

لمس تو زیبایی یک شبه رویایی

حس به تو رسیدن معکوسه تنهاییه دلگیرم از نفسهات 

بخندوآرومم کن منو به جورم قلبم به رویا محکومم کن

عشق تو توی وجودم

عشق تو گرمیه شبهام

مثل یک راز نگفته شعله میکشه رو لبهام

عشق تو خونه تو رگهام

حس این چشمای گریون 

تن تو گرمی آفتاب توی چله تابستون

نقش تو زیبایی یک شبه آفتابیه

تورو نفس کشیدن انکاره بی تابیه

مثل خورشید در برم

تنم رو شعلور کن

رویای هرشبم رو بایک بوسه معتبر کن 

عشق تو توی وجودم

عشق تو گرمیه شبهام

مثل یک راز نگفته شعله میکشه رو لبهام 

عشق تو خونه تو رگهام

حس این چشمای گریون 

تن تو گرمی آفتاب توی چله تابستون

تن تو ادامه ی جودی خورشیده

چشم تو نورروتنه لحظه ها پاچیده

تا تو با منی نگاهم خیس یک رویاست

با تو موندنی شدن چقده زیباست 

عشق تو توی وجودم

عشق تو گرمیه شبهام

مثل یک راز نگفته شعله میکشه رو لبهام

عشق تو خونه تو رگهام

حس این چشمای گریون 

تن تو گرمی آفتاب توی چله تابستون

عشق تو خونه تو رگهام

حس این چشمای گریون 

تن تو گرمی آفتاب توی چله تابستون.

لینک دانلود:

http://dl.iranmoosighi.ir/ahang/1390/12/05/Babak%20Rahnama-Eshghe-To(Bespoke_Remix%5B1%5D.mp3



نویسنده :سید علی
تاریخ: یکشنبه 1392/05/20 02:17 ب.ظ
به قول حسین پناهی:

می دانی ، یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی "تـعطیــل است" و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت، باید به خودت استراحت بدهی، دراز بکشی دست هایت را زیر سرت بگذاری به آسمان خیره شوی و بی خیال ســوت بزنی، در دلـت بخنــدی به تمام افـکاریکه پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند، آن وقت با خودت بگویـی :
بگذار منتـظـر بمانند .....


تعداد کل صفحات : 3 1 2 3
بخش های ویژه
پستچی

ما در فیس بوک

پستچی
دریافت روزانه اشعار

با وارد کردن آدرس ایمیل خود در کادر زیر، آخرین مطالب باتو...اینم رابه شکل روزانه در ایمیل‌تان تحویل بگیرید:

راهنمای عضویت
درباره ما
باتواینم
مـــحفل ادبــــی باتو ... اینم
خـــانـــه ایست بــرای دقایق
عـــاشقانه ......شمــــــــــا

مدیر گروه باتو...اینم :
سید میلاد

مدیر ارشد و ناظر :
نیلوفرانه
مدیر ارشد و روابط عمومی:
فرامرز فرحمهر
مدیر و ناظر امور داخلی:
شیما
مدیر بحث هفته:
نیلوفر آبی
مدیر بخش تولد:
تینا
مدیر رویداد های ادبی:
پژواک
مدیر گروه یاهو و پیامک:
محسن

.......................................

لطفا جهت حمایت از ما لوگو های زیر

را در سایت یا وبلاگ خود قرار دهیـــد

.......................................
باتو...اینم


باتو...اینم

موضوعات
نویسندگان
برگه ها
جستجو در وبلاگ
پیامک های عاشقانه
    شما با ثبت شماره تلفن و نام خود جملات زیبا را در موبایل خود دریافت خواهید كرد
بخش های ویژه
تولدهای نویسندگان بحث هفته رویداد های ادبی
سه نقطه مشاعره
ابزارک های وبلاگ
  • رنک سایت در گوگل:2
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :