تبلیغات
محفل ادبی با تو...اینم - مطالب ୧୨مهتاب୧୨

تصویر ثابت

بخش های ویژه
دفتر شعر

دکلمه

مناجات نامه
تازه ترین مطالب


نویسنده :୧୨مهتاب୧୨
تاریخ: پنجشنبه 1392/01/22 12:33 ب.ظ
یه چیزایی هست تو دنیا
خدا دوستا بهش میگن قسمت.
همون که من و تو بهش میگیم سر نوشت.
بعضیام بهش میگن شانس.
مهم نیست کی هستی،کجایی و عقیدت چیه.
یه چیزایی تو دنیا هست،
نه اون که نذر و نیاز میکنه
نه اون که دنبال کاءنات میگرده
نه اون که قمار بازی میکنه
خلاصه یه چیزایی رو هر کاری کنی قرار نیست بهش برسی.
برای هر آدمی یه نقطه از سرنوشتش اون قدر سخت میشه،که قدر چیزای دیگه شو بدونه...
مهتاب


نویسنده :୧୨مهتاب୧୨
تاریخ: دوشنبه 1392/01/19 07:47 ب.ظ
از عشق سخن گفتن، برای آدمی هنوز خیلی زود است!
خیلی زود...
“حسین پناهی”


نویسنده :୧୨مهتاب୧୨
تاریخ: جمعه 1392/01/16 08:57 ب.ظ
زیباست که با خدای خود چت بکنیم
در سایت نماز شب عبادت بکنیم
ای کاش بشه فلاپی دل ها را از
حرص و کینه و آز فرمت بکنیم


نویسنده :୧୨مهتاب୧୨
تاریخ: چهارشنبه 1392/01/14 01:09 ب.ظ
پیانو


اگه‌ یه‌ پیانو داشتم‌،
یه‌ ترانه‌ برای‌ دِل‌ِ خودم‌ می‌ساختم‌ !
دوباره‌ مثل‌ِ قدیما،
غیبت‌ِ تو رُ به‌ یادِ حنجره‌م‌ می‌نداختم‌ !

آخ‌ ! اگه‌ پیانو داشتم‌،
تو خودم‌ گُم‌ می‌شُدم‌ مثل‌ِ زمونای‌ قدیم‌ !
مث‌ِ اون‌ شبا که‌ با هم‌،
دوتایی‌ تو کوچه‌های‌ بی‌چراغ‌ قدم‌ زَدیم‌ !

اگه‌ قلبم‌ از طلا بود ، اون‌ُ آب‌ می‌کردم‌ُ
با پولش‌ واسه‌ خودم‌ یه‌ پیانو می‌خریدم‌ !
امّا قلبم‌ پیش‌ِ من‌ نیس‌ ، تو اون‌ُ دزدیدی‌ !
من‌ِ ساده‌ی‌ پیاده‌ این‌ُ زود نفهمیدم‌ !

اگه‌ یه‌ پیانو داشتم‌،
از شبای‌ تلخ‌ِ دِلتنگی‌ بَرات‌ می‌گفتم‌ !
تا بدونی‌ که‌ هنوزم‌،
وقت‌ِ خوندن‌ِ ترانه‌ یادِ تو می‌اُفتم‌ !

آخ‌ ! اگه‌ پیانو داشتم‌،
به‌ تو می‌گُفتم‌ که‌ دلواپس‌ِ حال‌ِ خودمم‌ !
هنوزم‌ مثل‌ِ گُذشته‌،
شب‌ُ روز تو فکرِ آرزوهای‌ محال‌ِ خودمم‌ !

اگه‌ قلبم‌ از طلا بود ، اون‌ُ آب‌ می‌کردم‌ُ
با پولش‌ واسه‌ خودم‌ یه‌ پیانو می‌خریدم‌ !
امّا قلبم‌ پیش‌ِ من‌ نیس‌ ، تو اون‌ُ دزدیدی‌ !
من‌ِ ساده‌ی‌ پیاده‌ این‌ُ زود نفهمیدم‌ !


دیدم نمیشه که مامانم اثر از یغما بذاره ولی من نذارم.


نویسنده :୧୨مهتاب୧୨
تاریخ: سه شنبه 1392/01/13 11:35 ق.ظ
سیزده را همه عالم به در امروز از شهر

من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم

تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم

گاهی از کوچه معشوقه خود می گذرم
...


نویسنده :୧୨مهتاب୧୨
تاریخ: سه شنبه 1392/01/13 11:02 ق.ظ
در من
کوچه هاییست که با تو...
سفر هاییست که با تو...
روزهایست که باتو...
شبهاییست که با تو...
عاشقانه هاییست که باتو...
نگشته ام
نرفته ام
سر نکرده ام
آرام نیافته ام
نگفته ام
می بینی چقدر با تو کار دارم؟
زودتر بیا!


نویسنده :୧୨مهتاب୧୨
تاریخ: یکشنبه 1392/01/11 05:18 ب.ظ

من تو را دوست می دارم.

گرچه همیشه با ترشرویی جواب سلامم را می دهی

من التماس واژه های اطلسی رنگ را از عمق حنجره ات می شنوم.

و دوستت می دارم.

گرچه هرگزدری به روی واژه های ساکن حنجره ات باز نخواهی کرد.

من به همین سرک کشیدن واژه ها از پس پنجره ی شکسته ی لبخند کم رنگت قناعت دارم.

و گرچه گاهگاهی با طعنه هایت زلف های احساسم را به هم گره میزنی

من موهای خیالم را با لبخند نامرئی چهره ی گرفته ات می بافم.

و میدانم، که روزی گره کور آرزوهایم

با دستان محبتت باز خواهد شد

خیال خام زلفان بافته ام را پریشان مکن.

من دوستت می دارم...

مهتاب

فروردین92

 

 

نویسنده :୧୨مهتاب୧୨
تاریخ: یکشنبه 1392/01/11 01:27 ق.ظ

از بچگی شلخته بودم .

من همیشه توی چشمهایت

چیز هایی گم می کنم

که دیگر هیچوقت

پیدا نمی شوند...

مهتاب

فروردین92



نویسنده :୧୨مهتاب୧୨
تاریخ: شنبه 1392/01/10 03:19 ب.ظ

سلاااام!

من طی یه عملیات انتحاری تصمیم گرفتم برگردم. چون میدونستم محفل بی من صفا نداره از خود گذشتگی کردم و اومدم. همینجا هم از پشتیبانی و همراهی دوستان خوبم از جمله اصغر، اکبر،صغری، کبری،هوشنگ و غضنفر نهایت تشکرو دارم. هر کی هم برام متاسفه به خودش مربوطه! روانی هم خودتونید!

شوخی کردم. همه تون برام عزیزید و نمی تونم دوری تونو تحمل کنم. بخصوص بعضی دوستان بد اخلاق!



نویسنده :୧୨مهتاب୧୨
تاریخ: پنجشنبه 1392/01/8 07:20 ب.ظ

به قول یغما، امسال پررنگ ترین سین سفره ما«سکوت» بود.

سکوتی که هرگز علامت رضایت نبوده است.

درونم پر از حرف های ناگفته ای هست که تا چند لحظه پیش قصد داشتم با دوستان عزیزم در میان بگذارم اما خب گویا سهم من از این خداحافظی تلخ، سکوتی معنادار است. سکوتی که در آن به اندازه ی تمام دردو دل های نوشته و نانوشته ی دنیا سخن نهفته است.

بنابر این از گزافه گویی بیجا پرهیز می کنم و در آخری پست با تو اینمی ام برایتان می نویسم:

از بعضی ها کینه به دل گرفتن ، تنها موجب آزار خود انسان است. همان هایی که احساست برایشان هیچ اهمیتی ندارد. این گونه آدمها را باید موقتا بخشید تا دست قدر روزگار روزی سنگ غرورشان را بشکند.

در نبودتان پر از دلتنگی خواهم شد اما هر چه می کنم جایی برای ماندنم کنار شما نمی یابم. گویا حجم بی مهری بعضی ها آنقدر زیاد است که جای مهر ورزیدن را گرفته.

با چشمانی پر از اشک، به خدای تنهایی هایم می سپارمتان.

بدرود

موضوع: مهتاب،

تعداد کل صفحات : 20 ... 2 3 4 5 6 7 8 ...
بخش های ویژه
پستچی

ما در فیس بوک

پستچی
دریافت روزانه اشعار

با وارد کردن آدرس ایمیل خود در کادر زیر، آخرین مطالب باتو...اینم رابه شکل روزانه در ایمیل‌تان تحویل بگیرید:

راهنمای عضویت
درباره ما
باتواینم
مـــحفل ادبــــی باتو ... اینم
خـــانـــه ایست بــرای دقایق
عـــاشقانه ......شمــــــــــا

مدیر گروه باتو...اینم :
سید میلاد

مدیر ارشد و ناظر :
نیلوفرانه
مدیر ارشد و روابط عمومی:
فرامرز فرحمهر
مدیر و ناظر امور داخلی:
شیما
مدیر بحث هفته:
نیلوفر آبی
مدیر بخش تولد:
تینا
مدیر رویداد های ادبی:
پژواک
مدیر گروه یاهو و پیامک:
محسن

.......................................

لطفا جهت حمایت از ما لوگو های زیر

را در سایت یا وبلاگ خود قرار دهیـــد

.......................................
باتو...اینم


باتو...اینم

موضوعات
نویسندگان
برگه ها
جستجو در وبلاگ
پیامک های عاشقانه
    شما با ثبت شماره تلفن و نام خود جملات زیبا را در موبایل خود دریافت خواهید كرد
بخش های ویژه
تولدهای نویسندگان بحث هفته رویداد های ادبی
سه نقطه مشاعره
ابزارک های وبلاگ
  • رنک سایت در گوگل:2
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :