تبلیغات
محفل ادبی با تو...اینم - مطالب سلماز شجاعیان

تصویر ثابت

بخش های ویژه
دفتر شعر

دکلمه

مناجات نامه


تاریخ: شنبه 1391/04/31 01:14 ق.ظ

صدات کردم که برگردی دوباره

تا این غروب دلگیربشه پرازخاطره

وقتی رفتش نگاش وجا گذاشته

حالا به من خیره شدن دوتا گل ستاره

 

شبا چه طولانی میشن وقتی از اینجامی ری

وقتی حتی اسمم و نمی خوای به زبونت بیاری

دلم می شکنه اما صدام و درنمی آرم

نمی خوام بشکنه دلت از صدای غمگینم

به همه رفتنات عادت کردم عزیزم

وقتی می ری دوباره برمی گردی می دونم

تاریخ: دوشنبه 1391/04/26 03:28 ب.ظ

یاداشکی که ازچشم توافتادبه خاک

یاد مشتی که از

درد توخورد برپهنه دیوار

یاد آن تبسم شیرین لب تو

کز پس غم ها

شکافت برگونه ات

که بعد از آن همه غم ها را

سپرددردل خاک

بوسه هایی که از دور

درفضاپیچید و

نسیم بر گونه من زد

درسحرگاهی که

بی تو

یادتو بودم

آشفته ام می کند

بهردیدار مکررتو

 

تاریخ: دوشنبه 1391/04/26 10:00 ق.ظ

من و تو مسافر این سرنوشت

هر دو مست ز یک گناه در بند تن

من و تو افتاده درخاک غریب

هر دو در یک مسیر، جدای هم

این من در هم شکسته می رود

درنگاه آخرین ساعات شب

می سازد ز قطره اشک های مانده در حصار تن

دهلیزکی خموش بهر نیاز

نمی دانم ز کجا آغاز شد

نام بی وفایی در بطن تن

از کدام خاک برخاست

بوییدن گلی و

چیدن و

بر خاک زدن

رسم کدام قبیله ای بود

گردن عاشقان را زدن

 

من و تو مسافر این سرنوشت

هر دو در غربت یک نامی رها

غربت صدای من بر گوش تو ناشنواست

این همه ضجه زدن

مویه زدن

بیهودگیست

این من از خود گریزان می رود

تا که یک روز بیابد خلوت گهی

تا برهاند این من زنجیر شده را .
تاریخ: دوشنبه 1391/04/26 03:10 ق.ظ

وقتی آروم می شه دنیا .. توشبای پر ستاره

جای چشمات خالی میشه توی روشنی خونه

چقدر آروم آرومم كه می دونم دوسم داری

كه می دونم دوست دارم ..حتی اگه دور دوری

آرزو كردم من امشب بشكنه پل جدایی

كه باز پربشه خونه از عطر یاس و عقاقی

دل تنگتم امشب چرا مشتاق من نیستی

چرا جاده سكوت و به طپش در نمی اری
تاریخ: پنجشنبه 1391/04/22 10:09 ق.ظ

بریز  بر  جام   ما   آن   می   را   ,   آن صفا

دور كن جان ما   ,  آن  مستی  بد  سیرت  زما

سرخوش كن به حال او   ,  به شور او رسان مرا

بی خدمت   حضور او   ,   جانم   نمی یابد   صفا

برخیز    از    رخم    ,     ای  صورت    دو گانگی

یك تن كن  مرا   ,    با   خود  كن    مرا  آشنا

در فكرتو  چو می روم  گویی  هزار می ,  خورده ام

از مستی  حضور تو        ,جان می شود پر از  شفا

ای روشن تر از هر  روشنی ای روح  با  ایمان ما

توصیف گر  نتوانم تو  را    ,آیا   می پذیرانی   مرا

چون بنده ات من هستم و تودریای عشق بی كران

این كوچكی  مهرم پذیر     ,جان  بی تو  ندارد  صفا

تاریخ: چهارشنبه 1391/04/21 03:49 ق.ظ

وقتی به دالان های پیر آرزو

چشم می دوزد نگاهم

چشم می دوزدو دیگر

اعتمادی نیست در من

که آن را باور کنم

حس گنگی می چرخد در اطراف من

حسی که به تکرار می پرسد زمن

که زیاد  بود آیا؟

آن چرا از روزگار طلب کردم

چرا زیاد دید برمن .. چشم روزگار

که خواسته ام را بخشد 

امروز که درمیان کوچه

با آشنایی وداع می کردم

نگاهم طول جاده را می پاییدو

رفتن طپش های قلبم را جستجو می کرد

جاده براو تمام شدو پیچید

من همچنان سایه اش را جستجو می کردم 

چرا زیاد دید روزگار بر من

لحظات دوری از تنهاییم را

لحظاتی که با خون خود گفتگو می کردم

 

این دیوارهای کاغذی شکل را

چگونه گویم که دگر

پاره کردنشان گشته برایم آرزو .

تاریخ: سه شنبه 1391/04/20 10:42 ق.ظ

سخت است فراموش کردنت و

بازدرخواب دیدنت

باز ، بعدازآن همه ازتوگریختن ها

دوباره بازگشتن به اندیشه تو

دوباره پُر شدن

ازعشق بی حاصل تو

پرگشودن درهوای توو

مست رویای خیالین شدن و

باز اوهام .........

باز شروع همان جایی که بودم

سالهادرکلنجار سخت فراموش کردنت

دراین سوی وآن سوی ذهن ملولم

دست وپامی زدم وهر لحظه اش

باز در اندیشه بازگشتن تو 

به راحتی می شد نبودت را فهمید

به آن عادت کرد

خوگرفت

که شبی برای هزارمین بار

خواب تورادیدم

درخواب اشک من سیلی شدو

برغم من کوهی نشست

 

نمی دانم توچه بودی

که فراموش کردنت

برای من ممکن نیست

 

ای کاش من نیز

برای تو چنین بودم

تاهرگز

مرافراموشت نمی شد .

 

تاریخ: سه شنبه 1391/04/20 03:36 ق.ظ

تن تب دار زمستانی من

دریخبندان قلب تو

به دنبال ردپای خورشید

می شود هراسان لحظه های تو

درسراب چشمانت

قطره ایی عشق طلب کردم

توبه من زخم زدی ومن

پیاپی توراطلب کردم

نمی دانم گناه کیست؟

توبگو؟ 

زمانی که من سرمای قلب تورا

به جمله می آرم؟

یا زمانی که تو

به سادگی افکارت ، می دهی تن

ونگاه می کنی درچشمانم ومی گویی:

دیگر نمی خواهم تورا .

این را توبگو

گناه کیست ؟

تو یا من ؟

تاریخ: یکشنبه 1391/04/18 10:00 ق.ظ

 

بخدا باورم نمی شه تو رو اینجا می بینم

اومدی بدون اینكه واسه چشمات بمیرم

توو اون همه غرورت چه جوری نساختین باهم

حالا اومدی دوباره كه بازم واست بمونم

تو شبایی كه یه عمر بود من و ساعت و ترانه

واسه تو یه خواب شیرین كه توی چشمات می گرده

من دلم واسه تو تنگ بود واسه چشمای قشنگت

واسه اون طرز نگات كه همیشه دورم می چرخه

اما می خوام كه نباشی .. نباشی كه باز نمونی

دوباره امید من و نشكنی و دور نریزی

دیگه پاییز و نمی خوام ..رنگ زردو غم گرفته

نمی خوام واست بمیرم واسه اون دل رهیده

 

س.ش

تاریخ: یکشنبه 1391/04/18 03:57 ق.ظ

 

آوازی که مرا نیمه شبان می خواند

بروجودم می نشیند و جدایم می کند زهست

غم این دقایقم رابرمن

جاری می سازد درخون بی آلایش من

می سازد زمن همان شب زنده داری

که دارد وهم سرد قصه های سرنوشت

از ابتدا بوده وهست

درمن ودرعطر سحر آمیز شبهای زرد

گله ایی نیست که چرا

در فضای آری از آنچه می خواستم

نشسته ام و غبطه می خورم

به شبهایی که دوست داشتم

طور دیگری باشم

 

روزگارو این طنین سازهای گوناگون

آیا نوایی که من انتخابش کردم

جزاین صدای رساتری نداشت؟ 

آیا این روزگار

برای فقیران بی شام مانده

شام بی منتی نداشت؟ 

کجاست روزنه ایی که از آن

نور تازه ایی آید

که انزوای کوچه تنهایش هم 

سوی باغ میوه ایی باشد

ویا خوشبختی خواب آلوده اش را

شود باضربه ایی بیدارو مدهوش کرد

 

چه می شد ؟

اگر قرار بر  , گم شدن باشد

در این حس گم می شدم هردم

و پیدا می شدم در آن

زمانی که چشمی مرا خواند.

تعداد کل صفحات : 2 1 2
بخش های ویژه
پستچی

ما در فیس بوک

پستچی
دریافت روزانه اشعار

با وارد کردن آدرس ایمیل خود در کادر زیر، آخرین مطالب باتو...اینم رابه شکل روزانه در ایمیل‌تان تحویل بگیرید:

راهنمای عضویت
درباره ما
باتواینم
مـــحفل ادبــــی باتو ... اینم
خـــانـــه ایست بــرای دقایق
عـــاشقانه ......شمــــــــــا

مدیر گروه باتو...اینم :
سید میلاد

مدیر ارشد و ناظر :
نیلوفرانه
مدیر ارشد و روابط عمومی:
فرامرز فرحمهر
مدیر و ناظر امور داخلی:
شیما
مدیر بحث هفته:
نیلوفر آبی
مدیر بخش تولد:
تینا
مدیر رویداد های ادبی:
پژواک
مدیر گروه یاهو و پیامک:
محسن

.......................................

لطفا جهت حمایت از ما لوگو های زیر

را در سایت یا وبلاگ خود قرار دهیـــد

.......................................
باتو...اینم


باتو...اینم

موضوعات
نویسندگان
برگه ها
جستجو در وبلاگ
پیامک های عاشقانه
    شما با ثبت شماره تلفن و نام خود جملات زیبا را در موبایل خود دریافت خواهید كرد
بخش های ویژه
تولدهای نویسندگان بحث هفته رویداد های ادبی
سه نقطه مشاعره
ابزارک های وبلاگ
  • رنک سایت در گوگل:2
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :