تبلیغات
محفل ادبی با تو...اینم - مطالب غریب آشنـا

تصویر ثابت

بخش های ویژه
دفتر شعر

دکلمه

مناجات نامه
تازه ترین مطالب


نویسنده :غریب آشنـا
تاریخ: جمعه 1391/04/23 03:49 ب.ظ
اگر من هنوز ازدواج نکرده ام

تفصیر 
جوش های صورتم است که کسی از من خوشش نمی آید
تقصیر ساعت کاری ام است که صبح خروس خون می روم و بوق سگ می آیم و شانس دیده شدن را از دست می دهم
تقصیر بابا ست که انقدر پول ندارد که چشم مردم در بیاید
تقصیرپسر عموست که نفهمید عقد دختر عمو پسر عمو را در آسمان ها بسته اند
تقصیر استادمان است که جلوی همه به من ابراز علاقه کرد و باعث شد دیگر کسی جرات نکند از من خواستگاری کند
تقصیر مادر شوهر عمه است می دانم بخت مرا بسته است
تقصیر پسر همسایه دست راستی است که به خودش اجازه داد از من خواستگاری کند
تقصیر پسر همسایه دست چپی است که به خودش اجازه نداد از من خواستگاری کند
مخصوص ترشیده ها
نویسنده :غریب آشنـا
تاریخ: پنجشنبه 1391/04/22 10:14 ب.ظ
سلام به همه ی دوستان این نوشته ای که در حال حاضر در اختیار شماست نوشته ی خودمه امیدوارم خوشتون بیاد حتما نظر بدید الهی روی جوجه تیغی کسی که بخونه و نظر نده.....اما خدایی نظر بدین بدونم پستم چجوریه
*******************************
وقتی امیدی نا امید می شود زندگی اش غروب می کند و وقتی ناامیدی امیدوار می شود زندگی اش طلوع دوباره ای می کند.حال بیندیشیم که باعث غروب زندگی چه کسانی شده ایم.حال بیندیشیم باعث طلوع زندگی چند نفر شده ایم.آیا پس از غروب زندگی دیگری،زندگی شما غروب نمی کند؟یا پس از طلوع زندگی دیگری،زندگی شما طلوع نمی کند؟چقدر غروب کردن زندگی دیگری در زندگی شما تاثیر گذاشته است؟چقدر طلوع کردن زندگی دیگری در زندگی شما تاثیر گذاشته است؟اصلا برای شما اهمیتی دارد؟معنی این طلوع و غروب کردن،مانند خورشید است.وقتی خورشید غروب می کند امید را از همه می گیرد تا طلوعی دیگر.وقتی خورشید طلوع می کند امید را به همه باز می گرداند تا غروبی دیگر.وقتی خورشید غروب می کند هیچ کس به اینکه فردا طلوع می کند تابتوانیم اشتباهات امروز را جبران کنیم، امیدوار نیست اما وقتی خورشید دوباره طلوع می کند همه را امیدوار می کند به این که روز دیگری شروع شده و می توانیم اشتباهات دیروز را جبران کنیم .حواسمان نیست اما در یک ثانیه باعث غروب زندگی هزاران نفر می شویم.یعنی در یک ثانیه زندگی هزاران نفر در تاریکی فرو می رود.در حالی که آن ها می توانستند زندگی طلوع کرده ای داشته باشند.راستی،چگونهباعث غروب و طلوع کردن زندگی بقیه می شویم؟با رفتار هایمان،با حرف هایی که می زنیم و کار هایی که می کنیم. 
حواسمان باشد اگر خورشید زندگی مان غروب کرد کم نیاوریم،تاریک نشویم،ناامید نشویم،نشکنیم،غروب نکنیم....................
یادمان باشد که ما با دست های خودمان خورشید زندگی را مجبور به غروب کردن می کنیم پس می توانیم با دست های خودمان هم خورشید زندگی را مجبور به طلوع کردن بکنیم اگر بخواهیم زندگی با خورشیدی روشن داشته باشیم...........می توانیم

نویسنده :غریب آشنـا
تاریخ: پنجشنبه 1391/04/22 03:47 ب.ظ
گویند
روزی دختری به کوروش گفت:من عاشقت هستم.
کوروش در جواب گفت:اما من برادری دارم که از من زیبا تر و ورزیده تر است و هم اکنون در پشت سر شما ایستاده است.
دختر به پشت سر خود نگاه کرد اما کسی را ندید.
کوروش گفت:اگر عاشقم بودی،پشت سرت را نگاه نمیکردی.
نویسنده :غریب آشنـا
تاریخ: چهارشنبه 1391/04/21 03:55 ب.ظ
به سلامتی بعضیا که تنها میخورن اما به سلامتی همه میخورن . . . !

سلامتی اونکه من من نمیکنه ، چون من رسم نامردمان است . . .

به سلامتی اونایی که هزارتا 
خاطرخواه دارن ، ولی دلشون گیرِ یه بی معرفته !

نویسنده :غریب آشنـا
تاریخ: چهارشنبه 1391/04/21 03:52 ب.ظ
به سلامتیه کسی که میخواد بوست کنه ؛ ولی وقتی بهش میگی :
بوسم نکن سرما خوردم تو هم مریض میشی . . .
واسه دلخوشیه تو هم شده نگاهت میکنه و میگ :
اشکال نداره منم 
سرما خوردم . . . !
نویسنده :غریب آشنـا
تاریخ: سه شنبه 1391/04/20 04:00 ب.ظ
ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم

چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم

به نفسهای تو در سایه ی سنگین سکوت

به سخنهای تو با لهجه ی شیرین سکوت . .
نویسنده :غریب آشنـا
تاریخ: سه شنبه 1391/04/20 03:59 ب.ظ
به سلامتی محمد علی فردین که میگفت : مردم هر روز زندگی میکنن که یه روز بمیرن ، ولی ما هر روز میمیریم که یه روز زندگی کنیم . . .

کلمات کلیدی :محمد علی فردین ،
نویسنده :غریب آشنـا
تاریخ: دوشنبه 1391/04/19 04:06 ب.ظ
اگه عاشقشی...
وقتی داری میرسونیش...
رادیو پیام رو روشن کن...
تا پر ترافیک ترین مسیرو پیدا کنی
نویسنده :غریب آشنـا
تاریخ: دوشنبه 1391/04/19 04:04 ب.ظ
بزرگترین مصیبت برای انسان این است که...

نه سواد کافی برای حرف زدن داشته باشد...

نه شعور لازم برای خاموش ماندن...

کلمات کلیدی :مصیبت-شعور-سواد ،
نویسنده :غریب آشنـا
تاریخ: یکشنبه 1391/04/18 03:45 ب.ظ
رفتم سوپرمارکت،میگم:آقا ببخشید،یه لامپ 100 محبت کنین.
آورده تست کرده و میگه:میبری؟
میگم:پــــــــــــــ نه پـــــــــــــــــ.همینجا میخورم


رفتم دندونپزشکی،میگم:میخوام جرم گیری کنم.
میگه:دندوناتونو؟
میگم:پـــــــ نه پـــــــــ.سرویس بهداشتیتونو...




موضوع: غریب آشنا، طنـز، داستان طنز،
کلمات کلیدی :پ ن پ ،
تعداد کل صفحات : 3 1 2 3
بخش های ویژه
پستچی

ما در فیس بوک

پستچی
دریافت روزانه اشعار

با وارد کردن آدرس ایمیل خود در کادر زیر، آخرین مطالب باتو...اینم رابه شکل روزانه در ایمیل‌تان تحویل بگیرید:

راهنمای عضویت
درباره ما
باتواینم
مـــحفل ادبــــی باتو ... اینم
خـــانـــه ایست بــرای دقایق
عـــاشقانه ......شمــــــــــا

مدیر گروه باتو...اینم :
سید میلاد

مدیر ارشد و ناظر :
نیلوفرانه
مدیر ارشد و روابط عمومی:
فرامرز فرحمهر
مدیر و ناظر امور داخلی:
شیما
مدیر بحث هفته:
نیلوفر آبی
مدیر بخش تولد:
تینا
مدیر رویداد های ادبی:
پژواک
مدیر گروه یاهو و پیامک:
محسن

.......................................

لطفا جهت حمایت از ما لوگو های زیر

را در سایت یا وبلاگ خود قرار دهیـــد

.......................................
باتو...اینم


باتو...اینم

موضوعات
نویسندگان
برگه ها
جستجو در وبلاگ
پیامک های عاشقانه
    شما با ثبت شماره تلفن و نام خود جملات زیبا را در موبایل خود دریافت خواهید كرد
بخش های ویژه
تولدهای نویسندگان بحث هفته رویداد های ادبی
سه نقطه مشاعره
ابزارک های وبلاگ
  • رنک سایت در گوگل:2
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :