تصویر ثابت

بخش های ویژه
دفتر شعر

دکلمه

مناجات نامه


نویسنده :سهیل پیلتن
تاریخ: دوشنبه 1392/09/4 01:54 ب.ظ


هنوز با یادِ تو خیسه

چشای سرد و خاموشم

تو رفتی و نشد هرگز

نگاهِ تو فراموشم

 

غروبِ مبهمِ چشمات

غماشو تو دلم پاشید

دیگه خوابم نبرد وقتی

چشای عاشقت خوابید

 

تو خوابیدی و بیداری

تو چشمای تو خوابش برد

دل بی طاقتم هر شب

تو رویای نگاهت مرد

 

قلم گریون شد و لرزید

رو کاغذ بغضشو بارید

به اسمت که رسید آروم

یه گوشه تا ابد خوابید

 

تو نیستی و همین تقدیر

واسه من حکم کابوسه

تو گوشم هر شبو هر روز

صدای زنگ ناقوسه

 

داره هر لحظه این کابوس

به من نزدیک تر میشه

جهانِ سرد و تاریکم

داره تاریک تر میشه

 

تو دنیایی که تو نیستی

پر از تشویش و بحرانم

سحر نزدیکه اما من

حوالی ی یه پایانم

...

سهیل پیلتن

نویسنده :سهیل پیلتن
تاریخ: دوشنبه 1392/08/27 02:01 ب.ظ

به گذشته بر میگردم

یه شبِ مهتابی و سرد

به سکوتِ سایه یِ مرگ

به حریمِ ساکتِ درد


به گذشته بر میگردم

با چشایی که نخوابید

طرحِ بی رنگِ خیالو

رو تنِ ترانه پاشید


من تووی گذشته مووندم

تو به آینده رسیدی

بین اینهمه شلوغی

منو توو گریه ندیدی


پیش خورشید نگاهت

دارم اهسته میسوزم

چی توو قلبم جا گذاشتی

که دلم تنگه هنوزم


به گذشته بر میگردم

تا بشه دوباره خندید

واسه یه لحظه ی کوتاه

بشه لبخنِد تو رو دید


به گذشته بر میگردم

به تبِ سردِ حضورت

به سرابِ ارزوها

به دلِ همیشه دورت


توی تاریکی  محضم

اینجا خواب شب پریده

چشم من دوباره خیسه

وقتی خوابتو ندیده


همه ی خاطره ها رو

بی تو امشب دوره کردم

دنبالِ ردِ نگاهت

به گذشته بر میگردم

...

سهیل پیلتن

نویسنده :سهیل پیلتن
تاریخ: شنبه 1392/06/30 12:41 ق.ظ



پاییز که از راه می آید دلم بی اختیار هوای رفتن میکند گوشِ جان میسپارم به لالایی باد و آرام آرام در سکوتِ شبی بی انتها محو میشوم

این شبِ خسته

آبستنِ رویاییست که در اعماقِ تاریکِ سکوت غرق شد...

سهیل پیلتن

پ ن : درود خدمت تمام دوستان عزیزم امیدوارم ایام به کامتون باشه و همیشه شاد باشین

برای مدتی طولانی

به ناچار برای ادامه تحصیل به جایی دور از خانه خواهم رفت که احتمالا چند وقتی اینترنت نخواهم داشت

از اینرو لازم دونستم از دوستان عزیزم برای همه محبت هاشون تشکر کنم و برای حضور کمرنگی که در اینده پای کارها و نوشته هاشون خواهم داشت عذر خواهی کنم امیدوارم که خیلی زود باز در جمع شما بزرگواران و عزیزانم باشم

برای همه شما ارزوی موفقیت میکنم

ارادتمند شما سهیل پیلتن

نویسنده :سهیل پیلتن
تاریخ: پنجشنبه 1392/06/28 10:44 ب.ظ
درود خدمت تمام دوستان عزیزم میخواستم قبل از اینکه کار رو بخوانید به نکته ای اشاره کنم
گاهی با خبر میشم که عده ای که البته من دوست دارم بگم از سر بی اطلاعی نوشته ها و اشعاری رو که دوستان زحمت میکشن و اینجا میزارن بدون اجازه و بدون درج نام صاحب اثر در وبلاگها و سایتهاشون  قرار میدن دوستان عزیزم این کار بسیار ناپسنده که اثر یه نویسنده رو بدون درج نامش که حداقل کاری هست که برای صاحب اون اثر میشه انجام داد بردارین امیدوارم دیگه شاهد این دست موارد نباشیم
موفق باشین ارادتمند شما : سهیل پیلتن


آخرین ایستگاه

تو خندیدی و بغض کردم

چقد(ر) این لحظه ها سخته

همونی که تو رو داره

چقد(ر) این لحظه خوشبخته

 

به چشمات زل زدم تا که

تو چشمای تو ماتم برد

به تو فک(ر) کردم و

سردرد

گرفتم تا که خوابم برد

 

به تارِ عنکبوت هر شب

توو رویای تو چسبیدم

رو تختِ خوابِ تنهایی

همش خوابِ تو رو دیدم

 

مثِ یه بختکِ غمگین

رو بختِ گریه افتادم

تو میری و نگاهِ تو

نمیره هرگز از یادم

 

***

من و تو سهم هم نیستیم

ولی ما یادِ هم هستیم

برای مرگِ این احساس

من و تو هردو همدستیم

 

***

رو گونه قطره ی اشکم

تمومِ خواهشِ من بود

تو ذهنم تک تکِ حرفات

یه کابوس قبلِ رفتن بود

 

تو چشمای تو میبینم

بعیده موندنی باشی

دلم شور میزنه رفتی

مبادا تو دلی جاشی

 

من اینجا آخرِ خطم

نمیشه بی تو برگردم

تو راهِ آخرین ایستگاه

تو خندیدی و بغض کردم

 

 ***

من و تو سهم هم نیستیم

ولی ما یادِ هم هستیم

برای مرگِ این احساس

من و تو هردو همدستیم

 

***

سهیل پیلتن


نویسنده :سهیل پیلتن
تاریخ: جمعه 1392/06/15 10:58 ب.ظ


هرگز از عمق نگاهم نخواهد خواند شعرهایی را که هر شب در خیالش سرودم

فرشته ها

هیچ وقت

مردم عادی را نمی بینند

...

سهیل پیلتن

نویسنده :سهیل پیلتن
تاریخ: پنجشنبه 1392/06/14 07:28 ق.ظ

مثل یک جنگل سوخته پر از خاکسترِ خاطراتم

تنم گورستان درختانیست که دیگر هراسی از آمدن زمستان ندارند

پشت پرده های شب دیگر انتظارِ هیچ بهاری را نخواهم کشید

باران ببارد یا نه فرقی ندارد

برای من

دیگر این خاک بوی زندگی نمیدهد...

سهیل پیلتن

نویسنده :سهیل پیلتن
تاریخ: پنجشنبه 1392/06/14 07:17 ق.ظ


بهانه ای برای کنار هم بودنمان امیدوارم که دوست داشته باشین

ما خودِ دردریم

زمین خوردیم و یه دنیا

به ما با طعنه خندیدن

سیاهی های دنیا رو

همه از چشمِ ما دیدن

 

ما ها تصویرِ رویا رو

فقط تو خوابمون دیدیم

توی این زندگی تنها

من و تو دردو فهمیدیم

 

تو چشمای سیاهِ شب

همه دنبالِ مهتابیم

به امیدِ یه روز خوب

شبو با گریه میخوابیم

 

به جرمِ زندگی کردن

تو بندِ غصه توبیخیم

تو سطلِ زندگی مثِ

زباله های تاریخیم

 

ماها خاکسترِ سبزیم

توی این جنگلِ سوخته

سیاهی رنگِ چشماشو

روی دنیای ما دوخته

 

تو فیلمِ زندگی مثِ

کمدی های غمگینیم

یه دنیا غرقِ بیداری

ماها تو خوابِ شیرینیم

 

ما جاده های مشکوکیم

که میرن سمتِ بیراهه

تو دنیای سیاهی که

پر از گوداله و چاهه

 

به رسمِ روزگار هر روز

ما دردو زندگی کردیم

دیگه راهِ علاجی نیست

تا وقتی ما خودِ دردیم

سهیل پیلتن

نویسنده :سهیل پیلتن
تاریخ: جمعه 1392/04/7 10:59 ب.ظ



شبِ زنجیری وحشی

تو آغوشِ سحر مرده

برای دیدنِ فردا

یه عالم خوابشون برده

باید بد باشی این روزا

که خوبی قاتلِ بخته

بقدری بد شده اینجا

که حتی باورش سخته

رو سقفِ روزگار انگار

نشسته سایه ی بختک

به پوچی میرسه راهِ

تمومِ لحظه هات تک تک

شب و روز شکلِ همدیگن

تا اینجا مرزِ کابوسه

تولحنِ آخرین فریاد

صدای برجِ ناقوسه

هوای خونه تب کرده

چشای پنجره خیسه

ببین دستای این کابوس

توی دستای ابلیسه

محبت کن ولی اینجا

محبت مفت نمی ارزه

توی این زندگی گاهی

محبت آخرین مرزه

میخوام فریاد بشم اما

لبای این صدا بستست

بقدری بغضشو خورده

که از طعمِ سکوت خستست

رفیق این جاده رو برگرد

که اینده پره درده

یه روزی با خبر میشی

که دنیا خودکشی کرده

...

سهیل پیلتن

نویسنده :سهیل پیلتن
تاریخ: سه شنبه 1392/03/28 07:04 ب.ظ




پیروزی تیم فوتبال کشورمون و راه یافتن ملی پوشان عزیزمون رو به جام جهانی برزیل خدمت تمام هموطنان ایرانیم در همه دنیا تبریک عرض میکنم

نویسنده :سهیل پیلتن
تاریخ: جمعه 1392/03/10 08:45 ب.ظ

 


باز سحر رو سر بریدن شب شبِ مهتابِ امشب

شب شبِ جشنِ سکوتو چشمای بی خوابِ امشب

ساده بودن بره هایی که شدن تسلیمِ گرگها !

سینه ی عشقو دردیدن شب شبِ خونابِ امشب

پر شده از بوی لاشه این فضای سرد و مسموم

سیلِ طغیان کرده ی ما راهیه مردابِ امشب

با صدای بی صدایی آخرین فریادِ درد مرد

خوابِ شب سنگینه وقتی تیغ دستِ قصابِ امشب

روز ما تاریکه خورشید یه دروغِ کودکانست

چهره ی خاموشِ این شب پشتِ یه نقابِ امشب

رفتیم این راهو که آخر به رسیدن نرسیدیم

بی خبر از اینکه این راه رو به یه سرابِ امشب

از قفس تا اوجِ پرواز معنیِ آزادی درده

وقتی سهمِ مرغ آزاد پنجه ی عقابِ امشب

دست پا نزن که اینجا غرق شدن راهِ نجاته !

رو سرِ تاریک این شهر سایه ی عذابِ امشب

 سهیل پیلتن

تعداد کل صفحات : 8 1 2 3 4 5 6 7 ...
بخش های ویژه
پستچی

ما در فیس بوک

پستچی
دریافت روزانه اشعار

با وارد کردن آدرس ایمیل خود در کادر زیر، آخرین مطالب باتو...اینم رابه شکل روزانه در ایمیل‌تان تحویل بگیرید:

راهنمای عضویت
درباره ما
باتواینم
مـــحفل ادبــــی باتو ... اینم
خـــانـــه ایست بــرای دقایق
عـــاشقانه ......شمــــــــــا

مدیر گروه باتو...اینم :
سید میلاد

مدیر ارشد و ناظر :
نیلوفرانه
مدیر ارشد و روابط عمومی:
فرامرز فرحمهر
مدیر و ناظر امور داخلی:
شیما
مدیر بحث هفته:
نیلوفر آبی
مدیر بخش تولد:
تینا
مدیر رویداد های ادبی:
پژواک
مدیر گروه یاهو و پیامک:
محسن

.......................................

لطفا جهت حمایت از ما لوگو های زیر

را در سایت یا وبلاگ خود قرار دهیـــد

.......................................
باتو...اینم


باتو...اینم

موضوعات
نویسندگان
برگه ها
جستجو در وبلاگ
پیامک های عاشقانه
    شما با ثبت شماره تلفن و نام خود جملات زیبا را در موبایل خود دریافت خواهید كرد
بخش های ویژه
تولدهای نویسندگان بحث هفته رویداد های ادبی
سه نقطه مشاعره
ابزارک های وبلاگ
  • رنک سایت در گوگل:2
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :