تبلیغات
محفل ادبی با تو...اینم - مطالب مـژگان سـادات

تصویر ثابت

بخش های ویژه
دفتر شعر

دکلمه

مناجات نامه
تازه ترین مطالب


تاریخ: پنجشنبه 1390/06/10 06:32 ب.ظ



آب و آتش


آب و آتش نسبتی دارند جاویدان 

مثل شب با روز، اما از شگفتیها 

ما مقدس آتشی بودیم و آب زندگی در ما 

آتشی با شعله های آبی زیبا 
آه



سوزدم تا زنده‌ام یادش كه ما بودیم 

آتشی سوزان و سوزاننده و زنده 

چشمه ی بس پاكی روشن 

هم فروغ و فر دیرین را فروزنده 

هم چراغ شب زدای معبر فردا



آب و آتش نسبتی دارند دیرینه 

آتشی كه آب می پاشند بر آن ، می كند فریاد 

ما مقدس آتشی بودیم ، بر ما آب پاشیدند 

آبهای شومی و تاریكی و بیداد 

خاست فریادی، و درد آلود فریادی




من همان فریادم، آن فریاد غم بنیاد 

هر چه بود و هر چه هست و هر چه خواهد بود 

من نخواهم برد ، این از یاد 

كآتشی بودیم بر ما آب پاشیدند 

 گفتم و می گویم و پیوسته خواهم گفت 

ور رود بود و نبودم 

همچنان كه رفته است و می رود 
بر باد


اخوان ثالث


تاریخ: پنجشنبه 1390/06/10 02:25 ب.ظ




خانه‌ها، خیابان‌ها، درها، دیوارها 

اینجا هر صبح و هر غروب 

فراموشکارانِ خسته‌ی سر به زیر 

می‌آیند و آهسته از مسیرِ مشترکِ ما می‌گذرند 

و باز از همان چیزهای مثلِ همیشه حرف می‌زنند 

حرف می‌زنند که بشنوند فقط چیزی 

حرف می‌زنند که باور کنند فقط چیزی 


من هم هستم 

من هم با آنها هستم 

من هم میانِ همین گمشدگانِ بی‌گور 

هی می‌آیم صبح‌ها و 

هی می‌روم به وقتِ غروب


علی صالحی


موضوع: شعر،
کلمات کلیدی :علی صالحی ،گمشدگان بی گور ،
تاریخ: چهارشنبه 1390/06/9 07:42 ب.ظ


من گم شده ام ... در سوالهای گنگ و مثل همیشه بی جوابم

  هرگاه مرا جایی دیدید

او را به من بازگردانید


تاریخ: چهارشنبه 1390/06/9 12:22 ب.ظ

زیر گنبد کبود



جز من و خدا
کسی نبود

روزگار روبه راه بود
هیچ چیز
نه سفید و نه سیاه بود
با وجود این
مثل اینکه چیزی اشتباه بود

زیر گنبد کبود
بازی خدا
نیمه کاره مانده بود
واژه ای نبود و هیچ کس
شعری از خدا نخوانده بود

تا که او مرا برای بازی خودش
انتخاب کرد
توی گوش من یواش گفت
تو دعای کوچک منی
بعد هم مرا مستجاب کرد

پرده ها کنار رفت
خود به خود
با شروع بازی خدا
عشق افتتاح شد

سالهاست
اسم بازی من و خدا
زندگی ست

هیچ چیز مثل بازی قشنگ ما 
عجیب نیست
بازی ای که ساده است و سخت
مثل بازی بهار با درخت

با خدا طرف شدن
کار مشکلی ست
زندگی
بازی خدا و یک عروسک گلی ست...



عرفان نظر آهاری



تاریخ: سه شنبه 1390/06/8 03:13 ب.ظ




تماشای رنگین کمان فطر

پاداش کسانیست که تا آخرین قطره زیر باران رمضان ماندند

طعم شیرین فطر گوارای وجودتان 

عید سعید فطر مبارک


تاریخ: سه شنبه 1390/06/8 12:00 ب.ظ




می خروشد دریا

هیچكس نیست به ساحل پیدا

لكه ای نیست به دریا تاریك

كه شود قایق

اگر آید نزدیك 


مانده بر ساحل

قایقی، ریخته بر سر او

پیكرش را ز رهی نا روشن

برده در تلخی ادراك فرو 

هیچكس نیست كه آید از راه

و به آب افكندش 

و در این وقت كه هر كوهه آب

حرف با گوش نهان می زندش

موجی آشفته فرا می رسد از راه كه گوید با ما

قصه یك شب طوفانی را 


رفته بود آن شب ماهی گیر

تا بگیرد از آب

آنچه پیوند داشت

با خیالی در خواب


صبح آن شب، كه به دریا موجی

تن نمی كوفت به موجی دیگر

چشم ماهی گیران دید

قایقی را به ره آب كه داشت

بر لب از حادثه تلخ شب پیش خبر

پس كشاندند سوی ساحل خواب آلودش

به همان جای كه هست

در همین لحظه غمناك بجا

و به نزدیكی او

می خروشد دریا

وز ره دور فرا می رسد آن موج كه می گوید باز

از شبی طوفانی

داستانی نه دراز


سهراب سپهری


موضوع: شعر،
کلمات کلیدی :سرگذشت ،سهراب سپهری ،شعر نو ،اشعار زیبا ،
تاریخ: دوشنبه 1390/06/7 04:08 ب.ظ


آهسته گفت : "خدا نگهدارت"


در را بست و رفت 


آدمها چه راحت ، مسئولیت خودشان را 


به گردن "خدا" می اندازند!!!



موضوع: مـطالـب جـالـب،
کلمات کلیدی :مطالب جالب ،
تاریخ: دوشنبه 1390/06/7 03:07 ب.ظ


به گنجشک گفتند، بنویس:
عقابی پرید

عقابی فقط دانه از دست خورشید چید
عقابی دلش آسمان، بالش از باد
به خاک و زمین تن نداد


و گنجشک هر روز
همین جمله‌ها را نوشت
وهی صفحه، صفحه 
وهی سطر، سطر
چه خوش خط و خوانا نوشت


وهر روز دفتر مشق او را
معلم ورق زد 
وهر روز هم گفت: آفرین
چه شاگرد خوبی، همین


ولی بچه گنجشک یک روز
با خودش فکر کرد:
برای من این آفرین‌ها که بس نیست!
سوال من این است
چرا آسمان خالی افتاده آنجا
برای عقابی شدن
چرا هیچ کس نیست؟


چقدر از "عقابی پرید"
فقط رونویسی کنیم
چقدر آسمان، خط خطی
بال کاهی
چرا پرکشیدن فقط روی کاغذ
چرا نقطه هر روز با از سر خط
چرا...؟
برای پریدن از این صفحه ها
نیست راهی؟


و گنجشک کوچک پرید
به آن دورها
به آنجا که انگشت هر شاخه ای رو به اوست 
به آن نورها
وهی دور و هی دور و هی دورتر
و از هر عقابی که گفتند مغرورتر
و گنجشک شد نقطه ای
نه در آخر جمله در دفتر این و آن
که بر صورت آسمان
میان دو ابروی رنگین کمان


عرفان نظرآهاری

تاریخ: چهارشنبه 1390/06/2 11:00 ب.ظ



روزی


خواهم آمد، و پیامی خواهم آورد

در رگ ها، نور خواهم ریخت

و صدا خواهم در داد: ای سبدهاتان پر خواب! سیب

آوردم، سیب سرخ خورشید

خواهم آمد، گل یاسی به گدا خواهم داد

زن زیبای جذامی را، گوشواری دیگر خواهم بخشید

كور را خواهم گفت: چه تماشا دارد باغ

دوره گردی خواهم شد، كوچه ها را خواهم گشت، جار

خواهم زد: ای شبنم، شبنم،‌شبنم

رهگذر خواهد گفت: راستی را، شب تاریكی است

كهكشانی خواهم دادش

روی پل دختركی بی پاست، دب اكبر را بر گردن او

خواهم آویخت

هر چه دشنام، از لب ها خواهم برچید

هر چه دیوار، از جا خواهم بركند

رهزنان را خواهم گفت: كاروانی آمد بارش لبخند

ابر را، پاره خواهم كرد

من گره خواهم زد، چشمان را با خورشید، دل ها را با

عشق ، سایه را با آب، شاخه ها را با باد

و بهم خواهم پیوست، خواب كودك را با زمزمه زنجره ها

بادبادك ها، به هوا خواهم برد

گلدان ها، آب خواهم داد



خواهم آمدپیش اسبان، گاوان، علف سبز نوازش

خواهم ریخت

مادیان تشنه، سطل شبنم را خواهم زد

خواهم آمد سر هر دیواری، میخكی خواهم كاشت

پای هر پنجره ای شعری خواهم خواند

هر كلاغی را، كاجی خواهم داد

مار را خواهم گفت: چه شكوهی دارد غوك

آشتی خواهم داد

آشنا خواهم كرد

راه خواهم رفت

نور خواهم خورد

دوست خواهم داشت



"سهراب سپهری"
موضوع: شعر،
کلمات کلیدی :روزی ،سهراب سپهری ،شعر ،اشعار زیبا ،
تاریخ: سه شنبه 1390/06/1 01:31 ب.ظ



امشب


در یك خواب عجیب

رو به سمت كلمات

باز خواهد شد

باد چیزی خواهد گفت

سیب خواهد افتاد

روی او صاف زمین خواهد غلتید

تا حضور وطن غایب شب خواهد رفت

سقف یك وهم فرو خواهد ریخت

چشم

هوش محزون نباتی را خواهد دید

پیچكی دور تماشای خدا خواهد پیچید

راز، سر خواهد رفت

ریشه زهد زمان خواهد پوسید

سر راه ظلمات

لبه صحبت آب

برق خواهد زد

باطن آینه خواهد فهمید

امشب

ساقه معنی را

وزش دوست تكان خواهد داد

بهت پرپر خواهد شد

ته شب، یك حشره

قسمت خرم تنهایی را

تجربه خواهد كرد

داخل واژه صبح

صبح خواهد شد


موضوع: شعر،
کلمات کلیدی :امشب ،سهراب سپهری ،شعر ،اشعار زیبا ،
تعداد کل صفحات : 14 ... 5 6 7 8 9 10 11 ...
بخش های ویژه
پستچی

ما در فیس بوک

پستچی
دریافت روزانه اشعار

با وارد کردن آدرس ایمیل خود در کادر زیر، آخرین مطالب باتو...اینم رابه شکل روزانه در ایمیل‌تان تحویل بگیرید:

راهنمای عضویت
درباره ما
باتواینم
مـــحفل ادبــــی باتو ... اینم
خـــانـــه ایست بــرای دقایق
عـــاشقانه ......شمــــــــــا

مدیر گروه باتو...اینم :
سید میلاد

مدیر ارشد و ناظر :
نیلوفرانه
مدیر ارشد و روابط عمومی:
فرامرز فرحمهر
مدیر و ناظر امور داخلی:
شیما
مدیر بحث هفته:
نیلوفر آبی
مدیر بخش تولد:
تینا
مدیر رویداد های ادبی:
پژواک
مدیر گروه یاهو و پیامک:
محسن

.......................................

لطفا جهت حمایت از ما لوگو های زیر

را در سایت یا وبلاگ خود قرار دهیـــد

.......................................
باتو...اینم


باتو...اینم

موضوعات
نویسندگان
برگه ها
جستجو در وبلاگ
پیامک های عاشقانه
    شما با ثبت شماره تلفن و نام خود جملات زیبا را در موبایل خود دریافت خواهید كرد
بخش های ویژه
تولدهای نویسندگان بحث هفته رویداد های ادبی
سه نقطه مشاعره
ابزارک های وبلاگ
  • رنک سایت در گوگل:2
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :