محفل ادبی با تو...اینم مـــحفل ادبــــی باتو ... اینم خـــانـــه ایست بــرای دقایق عـــاشقانه ......شمــــــــــا مدیر گروه باتو...اینم : سید میلاد مدیر ارشد و ناظر : نیلوفرانه مدیر ارشد و روابط عمومی: فرامرز فرحمهر مدیر و ناظر امور داخلی: شیما مدیر بحث هفته: نیلوفر آبی مدیر بخش تولد: تینا مدیر رویداد های ادبی: پژواک مدیر گروه یاهو و پیامک: محسن ....................................... لطفا جهت حمایت از ما لوگو های زیر را در سایت یا وبلاگ خود قرار دهیـــد ....................................... tag:http://ba2inam.ir 2018-04-21T20:16:07+01:00 mihanblog.com از چشم ها گوش ها و زبان خود محافظت کنید 2018-02-28T13:33:40+01:00 2018-02-28T13:33:40+01:00 tag:http://ba2inam.ir/post/11669 ...ماهی سرد... از چشم ها گوش ها و زبان خود محافظت کنیدشما مجبور نیستید هر چیزی را ببینیدبشنوید یا بگویید! هر آنچه انجام دهیددر مغزتان تا روزی که زنده هستید ثبت خواهد شد!از انرژی روانی تان محافظت کنید!شما مجبور نیستید هر موقعیتی را آنالیز کنید!هر انسانی را تحلیلو برای هر سوالی پاسخی پیدا کنید!مجبور نیستید به هر وضعیتو هر قضاوتی واکنش نشان دهید!انسان ها ثانیه به ثانیه بنا به احوالاتشاننظرهایشان عوض می شود از چشم ها گوش ها و زبان خود محافظت کنید
شما مجبور نیستید هر چیزی را ببینید
بشنوید یا بگویید! هر آنچه انجام دهید
در مغزتان تا روزی که زنده هستید ثبت خواهد شد!

از انرژی روانی تان محافظت کنید!
شما مجبور نیستید هر موقعیتی را آنالیز کنید!
هر انسانی را تحلیل
و برای هر سوالی پاسخی پیدا کنید!

مجبور نیستید به هر وضعیت
و هر قضاوتی واکنش نشان دهید!
انسان ها ثانیه به ثانیه بنا به احوالاتشان
نظرهایشان عوض می شود
]]>
دلم میخواست در فرانسه زندگی کنم گفت: لابد بوسه هایتان فرانسوی بوده! 2018-02-27T13:31:41+01:00 2018-02-27T13:31:41+01:00 tag:http://ba2inam.ir/post/11668 ...ماهی سرد... دلم میخواست در فرانسه زندگی کنمگفت: لابد بوسه هایتان فرانسوی بوده!گفتم: اوه، آره لعنتی، از بوسیدن میترسمدلم میخواست گیتارم را ادامه میدادمو میتوانستم قطعات سگوویا و تارگا را بنوازنمگفت لابد به گیتار کلاسیک علاقه داشته!گفتم: اوه، آره لعنتیدلم میخواست به شعر نوشتن ادامه میدادمشاید اکنون از شاعران مطرح کشورم بودمگفت: لابد از شعرهایت سرمست میشده!و به تو افتخار میکرده، گفتم: اوه، آره لعنتی دلم میخواست در فرانسه زندگی کنم
گفت: لابد بوسه هایتان فرانسوی بوده!
گفتم: اوه، آره لعنتی، از بوسیدن میترسم

دلم میخواست گیتارم را ادامه میدادم
و میتوانستم قطعات سگوویا و تارگا را بنوازنم
گفت لابد به گیتار کلاسیک علاقه داشته!
گفتم: اوه، آره لعنتی

دلم میخواست به شعر نوشتن ادامه میدادم
شاید اکنون از شاعران مطرح کشورم بودم
گفت: لابد از شعرهایت سرمست میشده!
و به تو افتخار میکرده، گفتم: اوه، آره لعنتی
]]>
من نه برای تغییر بلکه برای دیدار با خودت کنارت ایستادم 2018-02-26T13:30:19+01:00 2018-02-26T13:30:19+01:00 tag:http://ba2inam.ir/post/11667 ...ماهی سرد... من نه برای تغییربلکه برای دیدار با خودت کنارت ایستادممن نه برای فتح، نه برای مالک شدنبلکه برای همراهی کنارت ایستادمدر گذر زمان آموختم کهسودای مالک شدن و از ذهنم بیرون کنمتو رو با تمام بهارها و زمستان هابا تمام گذشته های شیرین و تلخبا تمام زخم هات دوست دارمحتی اگر امروز دوبارهفاصله ای چندین ساله بینمون بیفتهمن صبر بالایی دارمصبری به درازای عمر هستی من نه برای تغییر
بلکه برای دیدار با خودت کنارت ایستادم
من نه برای فتح، نه برای مالک شدن
بلکه برای همراهی کنارت ایستادم

در گذر زمان آموختم که
سودای مالک شدن و از ذهنم بیرون کنم
تو رو با تمام بهارها و زمستان ها
با تمام گذشته های شیرین و تلخ
با تمام زخم هات دوست دارم

حتی اگر امروز دوباره
فاصله ای چندین ساله بینمون بیفته
من صبر بالایی دارم
صبری به درازای عمر هستی
]]>
درونی شو ، زندگی ترکیبی از پیچیدگی ها و سادگی هاست! 2018-02-25T13:28:33+01:00 2018-02-25T13:28:33+01:00 tag:http://ba2inam.ir/post/11666 ...ماهی سرد... درونی شو ، زندگی ترکیبی ازپیچیدگی ها و سادگی هاست!زنجیره هایی از آگاهی کهتو را به روشن بینی می رسانندانسان درونی از گره های کوچک عبور می کندگره هایی که انسان های بیرونی راسال ها به دام می اندازنددرونی شو، گاهی به درون اندیشه هایپنهان ات سرکشی کنچیزهای جالبی را خواهی دیددرونی ها بی تفاوت نیستندتنها در دام های کوچک نمی افتند! درونی شو ، زندگی ترکیبی از
پیچیدگی ها و سادگی هاست!
زنجیره هایی از آگاهی که
تو را به روشن بینی می رسانند

انسان درونی از گره های کوچک عبور می کند
گره هایی که انسان های بیرونی را
سال ها به دام می اندازند

درونی شو، گاهی به درون اندیشه های
پنهان ات سرکشی کن
چیزهای جالبی را خواهی دید

درونی ها بی تفاوت نیستند
تنها در دام های کوچک نمی افتند!
]]>
حقایق را تغییر ندهید آنچه که هست را ببینید نه آنچه که میخواهید را! 2018-02-24T13:03:50+01:00 2018-02-24T13:03:50+01:00 tag:http://ba2inam.ir/post/11665 ...ماهی سرد... حقایق را تغییر ندهید آنچه که هست را ببینیدنه آنچه که میخواهید را!تقلا در رابطه ای که کار نمیکند!آب در هاون کوبیدن است!اغلب آن هایی که در رابطه ها گرفتار میشوندتحریف کننده ها و تغییردهنده هایند!در آغاز رابطه هرگز رویاپردازی نکنید!رویاپردازها شانس پایینیبرای زیستنی متعادل و کم نوسان دارند!رویاپردازها را نه در اماکن هنری و قله هانه در ساحل های زیبا و سکوهای المپیک!بلکه در پله های دادگاه خواهید یافت حقایق را تغییر ندهید آنچه که هست را ببینید
نه آنچه که میخواهید را!
تقلا در رابطه ای که کار نمیکند!
آب در هاون کوبیدن است!

اغلب آن هایی که در رابطه ها گرفتار میشوند
تحریف کننده ها و تغییردهنده هایند!
در آغاز رابطه هرگز رویاپردازی نکنید!
رویاپردازها شانس پایینی
برای زیستنی متعادل و کم نوسان دارند!

رویاپردازها را نه در اماکن هنری و قله ها
نه در ساحل های زیبا و سکوهای المپیک!
بلکه در پله های دادگاه خواهید یافت
]]>
چه جهان کوچکی داشتم که به آدمها دل میبستم! 2018-02-23T13:01:57+01:00 2018-02-23T13:01:57+01:00 tag:http://ba2inam.ir/post/11664 ...ماهی سرد... چه جهان کوچکی داشتم کهبه آدمها دل میبستم!اینی که مهربان باشندو عدالت را در رابطه رعایت کنند!چه جهان کوچکی داشتم که قضاوتشان میکردمو اغلب اوقات قضاوتهایم با خشم و کینه همراه بوددر حالی که نمیدانستم تا چیزی را تجربه نکنمدر دیگری نمیبینمچه جهان کوچکی داشتم که حس میکردممیتوانم تنهایی را با پر کردن لحظه هابا آدمها و کارهای سرگرم کننده کنار بزنمچگونه این همه سال در فرار بودم و نمیدانستمخود مسئله ی جالبی ست! چه جهان کوچکی داشتم که
به آدمها دل میبستم!
اینی که مهربان باشند
و عدالت را در رابطه رعایت کنند!

چه جهان کوچکی داشتم که قضاوتشان میکردم
و اغلب اوقات قضاوتهایم با خشم و کینه همراه بود
در حالی که نمیدانستم تا چیزی را تجربه نکنم
در دیگری نمیبینم

چه جهان کوچکی داشتم که حس میکردم
میتوانم تنهایی را با پر کردن لحظه ها
با آدمها و کارهای سرگرم کننده کنار بزنم
چگونه این همه سال در فرار بودم و نمیدانستم
خود مسئله ی جالبی ست!
]]>
وقتی زمین بخورید کسی نیست که به دادتون برسه! 2018-02-23T12:59:54+01:00 2018-02-23T12:59:54+01:00 tag:http://ba2inam.ir/post/11663 ...ماهی سرد... وقتی زمین بخوریدکسی نیست که به دادتون برسه!نه میخوان و نه بلد هستنمراقب خودتون باشیدهیچکس براش مهم نیست کهشما چه احساسی دارید و به چه مسیری میرید!مردم دهنشون بازهتوی تصمیم گیری ها حسابی بهتون مشاوره میدن!اونم از روی شکم سیری!حتی اگر خودشون گشنه باشن!و بعد شما هستید که در معرض ترکشهاو آسیبهای انتخاب هاتون قرار میگیرید! وقتی زمین بخورید
کسی نیست که به دادتون برسه!
نه میخوان و نه بلد هستن
مراقب خودتون باشید
هیچکس براش مهم نیست که
شما چه احساسی دارید و به چه مسیری میرید!

مردم دهنشون بازه
توی تصمیم گیری ها حسابی بهتون مشاوره میدن!
اونم از روی شکم سیری!
حتی اگر خودشون گشنه باشن!
و بعد شما هستید که در معرض ترکشها
و آسیبهای انتخاب هاتون قرار میگیرید!

]]>
معیارهای خودساخته ، مانع احساس رضایت و وصل شدن به لحظه ی حال هستند! 2018-02-23T12:57:46+01:00 2018-02-23T12:57:46+01:00 tag:http://ba2inam.ir/post/11662 ...ماهی سرد... معیارهای خودساخته ، مانع احساس رضایتو وصل شدن به لحظه ی حال هستند!من اگر این و داشته باشم دیگه خوشبختمتا به فلان چیز نرسم نمیتونم آرامش داشته باشم!این شرایط مناسبم نیستخوشحالی بمونه برای وقتی که شرایط و عوض کردمفعلا وقت ندارم!کیه که بگه با این طرز تفکر زندگی نکرده؟!حتی منی که این متن و مینویسمدر بخشهایی گرفتار این طرز فکرمپس با این طرز فکر، غیرطبیعی برخورد نکنید! معیارهای خودساخته ، مانع احساس رضایت
و وصل شدن به لحظه ی حال هستند!
من اگر این و داشته باشم دیگه خوشبختم
تا به فلان چیز نرسم نمیتونم آرامش داشته باشم!

این شرایط مناسبم نیست
خوشحالی بمونه برای وقتی که شرایط و عوض کردم
فعلا وقت ندارم!

کیه که بگه با این طرز تفکر زندگی نکرده؟!
حتی منی که این متن و مینویسم
در بخشهایی گرفتار این طرز فکرم
پس با این طرز فکر، غیرطبیعی برخورد نکنید!
]]>
خیانت یعنی جایی در رابطه گیر کردیم و بیرون زدیم! 2018-02-23T12:55:50+01:00 2018-02-23T12:55:50+01:00 tag:http://ba2inam.ir/post/11661 ...ماهی سرد... خیانت یعنی جایی در رابطه گیر کردیم و بیرون زدیم!یعنی جایی چیزهایی که باید میگفتیم و نگفتیمکاری که باید میکردیم و نکردیم، یا نتونستیم انجام بدیمیعنی رابطه بخشی از نیازهامون و برآورده نکرده!یا از اول انتخاب اشتباهی کردیمو با دنیای درونی خودمون آشنا نبودیمیعنی آشنا نبودن با معنای تعهد و راستییعنی گیر افتادن بین تعارضات (خر و خرمایی)خیانت اغلب از جاهای کوچک شروع میشهو چون ما توان اعتراف نداریممنتظر میمونیم تا عیب بزرگی رودر طرف مقابل پیدا کنیم خیانت یعنی جایی در رابطه گیر کردیم و بیرون زدیم!
یعنی جایی چیزهایی که باید میگفتیم و نگفتیم
کاری که باید میکردیم و نکردیم، یا نتونستیم انجام بدیم

یعنی رابطه بخشی از نیازهامون و برآورده نکرده!
یا از اول انتخاب اشتباهی کردیم
و با دنیای درونی خودمون آشنا نبودیم
یعنی آشنا نبودن با معنای تعهد و راستی
یعنی گیر افتادن بین تعارضات (خر و خرمایی)

خیانت اغلب از جاهای کوچک شروع میشه
و چون ما توان اعتراف نداریم
منتظر میمونیم تا عیب بزرگی رو
در طرف مقابل پیدا کنیم
]]>
سهم من از زندگی این است که تنها باشم 2018-02-23T12:52:22+01:00 2018-02-23T12:52:22+01:00 tag:http://ba2inam.ir/post/11660 ...ماهی سرد... سهم من از زندگی این است که تنها باشملیوان چایم را به لیوان های خالی بزنمو به سلامتی عاشق ها روی میز خوابم ببرد!سهم منهمین غم های پر استهلاک پنهانی ست کهبا تیر و کمان به جوانی ام سنگ می زنندو بلند بلند گریه می کنند!سهم من گوش دادن به دعوای گربه هاست!وقتی که ناچار به خاطر می آورمشرم آورترین لحظه های رختخواب را! سهم من از زندگی این است که تنها باشم
لیوان چایم را به لیوان های خالی بزنم
و به سلامتی عاشق ها روی میز خوابم ببرد!

سهم من
همین غم های پر استهلاک پنهانی ست که
با تیر و کمان به جوانی ام سنگ می زنند
و بلند بلند گریه می کنند!

سهم من گوش دادن به دعوای گربه هاست!
وقتی که ناچار به خاطر می آورم
شرم آورترین لحظه های رختخواب را!
]]>
تو برای من موزیک فرانسوی هستی گرمای لادا در سرمای شوروی 2018-02-23T12:48:53+01:00 2018-02-23T12:48:53+01:00 tag:http://ba2inam.ir/post/11659 ...ماهی سرد... تو برای من موزیک فرانسوی هستیگرمای لادا در سرمای شوروی. جنگ جهانی و نرماندیتو برای من جوخه های آتشی، باید با تو عبور کردهرچه هم که تلخ باشی…که مرموز و پیچیده باشیباید با تو ترکمن چای بست و چای دم کشیده نوشید!نمیشه عاشقت نبود، نمیشه کنارت زد!نمیشه انکارت کرد…تو بالای تمام دست هاییتو بالای تمام پست هاییای زندگی… سال ها درگیر زمان بودمکه شاید پیدات کنم، که تو در من بودیو من جز جایی که بودم! چه تنهایی ترسناکی بودبه امید آدم ها بودن و دل به محبت کاسبانه شان بستن!چه رنج عظیمی بود و چه درک حقیری در م تو برای من موزیک فرانسوی هستی
گرمای لادا در سرمای شوروی. جنگ جهانی و نرماندی
تو برای من جوخه های آتشی، باید با تو عبور کرد

هرچه هم که تلخ باشی
…که مرموز و پیچیده باشی

باید با تو ترکمن چای بست و چای دم کشیده نوشید!
نمیشه عاشقت نبود، نمیشه کنارت زد!
نمیشه انکارت کرد…تو بالای تمام دست هایی
تو بالای تمام پست هایی

ای زندگی… سال ها درگیر زمان بودم
که شاید پیدات کنم، که تو در من بودی
و من جز جایی که بودم! چه تنهایی ترسناکی بود
به امید آدم ها بودن و دل به محبت کاسبانه شان بستن!
چه رنج عظیمی بود و چه درک حقیری در من
در فکر فتح تو بود، در حالی که تو فاتح بودی
]]>
بیایید رودرباسی را کنار بگذاریم دنیا جای خوبی نیست! 2018-02-23T12:44:39+01:00 2018-02-23T12:44:39+01:00 tag:http://ba2inam.ir/post/11658 ...ماهی سرد... بیایید رودرباسی را کنار بگذاریمدنیا جای خوبی نیست!ما در اعماق کهکشان های گیجدر اعماق فضا سرگردان هستیم!روزانه هزاران انسان بی گناه از دنیا می روندو هزاران انسان بی گناه دیگر به دنیا می آیند!دنیایی که برای ما طراحی نشده است!کار خودش را می کندو هر که سر راهش قرار بگیرد را از میان برمیدارد!تنها کافی ست که بخواهید در پشت بامجاذبه را به چالش بکشید!با اولین قدم سقوط خواهید کردو بعد از چند ثانیه! دیگر نخواهید بود!دنیایی که فضاهای خاص خودش را دارد بیایید رودرباسی را کنار بگذاریم
دنیا جای خوبی نیست!
ما در اعماق کهکشان های گیج
در اعماق فضا سرگردان هستیم!
روزانه هزاران انسان بی گناه از دنیا می روند
و هزاران انسان بی گناه دیگر به دنیا می آیند!

دنیایی که برای ما طراحی نشده است!
کار خودش را می کند
و هر که سر راهش قرار بگیرد را از میان برمیدارد!

تنها کافی ست که بخواهید در پشت بام
جاذبه را به چالش بکشید!
با اولین قدم سقوط خواهید کرد
و بعد از چند ثانیه! دیگر نخواهید بود!
دنیایی که فضاهای خاص خودش را دارد
]]>
گفت: سکسی یعنی چه؟ گفتم: راستش نمیدونم 2018-02-23T12:41:16+01:00 2018-02-23T12:41:16+01:00 tag:http://ba2inam.ir/post/11657 ...ماهی سرد... گفت: سکسی یعنی چه؟ گفتم: راستش نمیدونمیعنی ران های برجسته؟ گفت: همین؟گفتم: باقی شو که روم نمیشه بگم!گفت: یعنی خیلی خوشگلانقدر خوشگل که دلت بخواد باهاش بری تو رختخواب!یعنی هرکی میبینتش اونم دلش همین و بخواد!گفتم: نمیدونم، ولی سکسییعنی کسی که خیلی دوستش داشته باشمانقدی که رختخوابم و جمع کنم و بهش بگم هی؟میای بریم قدم بزنیم؟ گفت: سکسی یعنی چه؟ گفتم: راستش نمیدونم
یعنی ران های برجسته؟ گفت: همین؟
گفتم: باقی شو که روم نمیشه بگم!

گفت: یعنی خیلی خوشگل
انقدر خوشگل که دلت بخواد باهاش بری تو رختخواب!
یعنی هرکی میبینتش اونم دلش همین و بخواد!

گفتم: نمیدونم، ولی سکسی
یعنی کسی که خیلی دوستش داشته باشم
انقدی که رختخوابم و جمع کنم و بهش بگم هی؟
میای بریم قدم بزنیم؟
]]>
زندگی در تنهایی نوعی رابطه ست که در دو بُعد 2018-02-23T12:37:02+01:00 2018-02-23T12:37:02+01:00 tag:http://ba2inam.ir/post/11656 ...ماهی سرد... زندگی در تنهایی نوعی رابطه ست که در دو بُعدهم معنای جداییو هم معنای به هم پیوستگی می ده!گفت: هستی ما رابطه ستتو همیشه در رابطه با چیزی هستی!حتی وقتی که با خودت غریبه ایگفتم: کاش رابطه ها رو خودمون انتخاب کنیمخیلی از رابطه ها به تحمیل شرایط شکل میگیرهدست ظریف شو گذاشت روی قلبم.وقتی که از اینجا نگاه کنی، رابطه های سالمتری داری..دستم و گذاشتم روی دستش و گفتم:به شرط اینکه، اینجا سالم باشه! زندگی در تنهایی نوعی رابطه ست که در دو بُعد
هم معنای جدایی
و هم معنای به هم پیوستگی می ده!
گفت: هستی ما رابطه ست
تو همیشه در رابطه با چیزی هستی!
حتی وقتی که با خودت غریبه ای

گفتم: کاش رابطه ها رو خودمون انتخاب کنیم
خیلی از رابطه ها به تحمیل شرایط شکل میگیره
دست ظریف شو گذاشت روی قلبم.

وقتی که از اینجا نگاه کنی، رابطه های سالمتری داری..
دستم و گذاشتم روی دستش و گفتم:
به شرط اینکه، اینجا سالم باشه!

]]>
بی تعهدی گیر افتادن در آزادیه از تبعات ذهنیه که داده هارو خوب آنالیز نمیکنه! 2018-02-23T12:32:02+01:00 2018-02-23T12:32:02+01:00 tag:http://ba2inam.ir/post/11655 ...ماهی سرد... بی تعهدی گیر افتادن در آزادیهاز تبعات ذهنیه که داده هارو خوب آنالیز نمیکنه!بی تعهدها مغرورترین ها و منتظرترین هان!در جهانی که تا بهایی ندی، نتیجه ای نمیگیری!حتی وقتی بها میدی هم نتیجه ای نمیگیری!اون ها در پی داشتنی بی کاشتن هستن!به عنوان مثال: روابط سالم تجربه نمیشه!حتی اگه انسان برونگروایی باشیمو مهارت های ارتباطی بالایی داشته باشیم!در واقع ما در این وضعیت با اصالت هاو لایه های عمیقتر و لطیف تر زندگی بیگانه میشیم!و کیه که بدون لمس زندگی، زنده باشه؟!در واقع حالش خوب باشه؟انسان بی تعهد، انسان بی بی تعهدی گیر افتادن در آزادیه
از تبعات ذهنیه که داده هارو خوب آنالیز نمیکنه!
بی تعهدها مغرورترین ها و منتظرترین هان!
در جهانی که تا بهایی ندی، نتیجه ای نمیگیری!
حتی وقتی بها میدی هم نتیجه ای نمیگیری!
اون ها در پی داشتنی بی کاشتن هستن!

به عنوان مثال: روابط سالم تجربه نمیشه!
حتی اگه انسان برونگروایی باشیم
و مهارت های ارتباطی بالایی داشته باشیم!

در واقع ما در این وضعیت با اصالت ها
و لایه های عمیقتر و لطیف تر زندگی بیگانه میشیم!
و کیه که بدون لمس زندگی، زنده باشه؟!
در واقع حالش خوب باشه؟

انسان بی تعهد، انسان بی اصالت و پر کسالته!
از تعهدهای کوچک شروع کنیم!

متن : فرامرز فرحمهر
]]>
همه ذرات جان پیوسته با دوست... 2017-09-21T07:08:32+01:00 2017-09-21T07:08:32+01:00 tag:http://ba2inam.ir/post/11654 رویا همه ذرات جان پیوسته با دوستهمه اندیشه ام اندیشه ی اوستنمی بینم به غیر از دوست اینجاخدایا! این منم یا اوست اینجا؟"فریدون مشیری" زاد روززش گرامی باد...

همه ذرات جان پیوسته با دوست
همه اندیشه ام اندیشه ی اوست
نمی بینم به غیر از دوست اینجا
خدایا! این منم یا اوست اینجا؟

"فریدون مشیری" 

زاد روززش گرامی باد...

]]>
من تنهاتر از آن بودم که تنهایی را حس کنم 2017-08-21T05:23:16+01:00 2017-08-21T05:23:16+01:00 tag:http://ba2inam.ir/post/11652 ...ماهی سرد... من تنهاتر از آن بودم که تنهایی را حس کنمتنهایی مانند شبحی همراهم بودگاهی با شیطنت های کودکانه به شانه ام می زدو پشت درخت های انار پنهان می شد!و گاهی کفش هایم را هم پنهان می کردتا از خانه بیرون نروم و کنارش بمانم!من تنهاتر از آن بودم که تنهایی را درک کنم!به مرغ هایم غذا می دادمبا سگ هایم حرف می زدمو گربه هایم را به آغوش می کشیدمبا توپ پلاستیکی دولایه ام، به دیوار شوت می زدمو با چرخم، تمام سر پایینی های محل را، طی می کردمو می خوردم زمین، پوست پاهایم می رفتمتنهایی بغلم می کرد! من تنهاتر از آن بودم که تنهایی را حس کنم

تنهایی مانند شبحی همراهم بود
گاهی با شیطنت های کودکانه به شانه ام می زد
و پشت درخت های انار پنهان می شد!
و گاهی کفش هایم را هم پنهان می کرد
تا از خانه بیرون نروم و کنارش بمانم!

من تنهاتر از آن بودم که تنهایی را درک کنم!

به مرغ هایم غذا می دادم
با سگ هایم حرف می زدم
و گربه هایم را به آغوش می کشیدم

با توپ پلاستیکی دولایه ام، به دیوار شوت می زدم
و با چرخم، تمام سر پایینی های محل را، طی می کردم
و می خوردم زمین، پوست پاهایم می رفتم
تنهایی بغلم می کرد!
]]>
انسان با احساس با انسان احساسی فرق دارد 2017-08-21T05:19:13+01:00 2017-08-21T05:19:13+01:00 tag:http://ba2inam.ir/post/11651 ...ماهی سرد... انسان با احساس با انسان احساسی فرق داردانسان با احساس با عقل مسائل را بررسی می کندو سپس وارد عمل می شود یا نمی شود!به اتفاقاتی که در مغز و بدنش می افتد آگاه استو زمان طغیان احساسات، بیشتر مشاهده کننده است!در واقع بیشتر حس کننده است، نه غرق شونده!اما انسان احساسیبه صورت آنی تصمیم می گیردو یا کلا در تصمیم گیری گیر می کنداو هیچ آگاهی و تسلطیبر جریانات آب و هوایی ذهنش نداردبا هر طوفانی که ایجاد می شودبه دور دست های درونش پرتاب می شودو همیشه خسته و شکسته و کم انرژی ست! انسان با احساس با انسان احساسی فرق دارد
انسان با احساس با عقل مسائل را بررسی می کند
و سپس وارد عمل می شود یا نمی شود!
به اتفاقاتی که در مغز و بدنش می افتد آگاه است
و زمان طغیان احساسات، بیشتر مشاهده کننده است!
در واقع بیشتر حس کننده است، نه غرق شونده!

اما انسان احساسی
به صورت آنی تصمیم می گیرد
و یا کلا در تصمیم گیری گیر می کند
او هیچ آگاهی و تسلطی
بر جریانات آب و هوایی ذهنش ندارد
با هر طوفانی که ایجاد می شود
به دور دست های درونش پرتاب می شود
و همیشه خسته و شکسته و کم انرژی ست!
]]>
عادت نیست از این فاصله برای تو نوشتن.. . 2017-08-08T05:46:21+01:00 2017-08-08T05:46:21+01:00 tag:http://ba2inam.ir/post/11650 رویا   نازنینم !  عادت نیست از این فاصله برای تو نوشتن.. اجبار است.اعترافش هم وحشتناک استولی‌ همین تاریکی‌همین سکوت محضاین دردتو را به من نزدیکتر می‌‌کند!آدم هابا حضور‌های کم رنگشانبا بودن‌هایی‌ که به بدترین وجه ممکنبا منطقی‌ که من نمی‌فهممبا احساسی‌ که آنها نمی‌‌فهمندواقعه‌ی نبودن تو را یادآوری می‌‌کنند!بعد از توهیچ چیزِ آدم‌هاجز لحظه ی وداع‌شانبرای من شور آفرین نیست. "نیکی‌ فیروزکوهی"   

نازنینم !

 

عادت نیست از این فاصله برای تو نوشتن.. اجبار است.
اعترافش هم وحشتناک است
ولی‌ همین تاریکی‌
همین سکوت محض
این درد
تو را به من نزدیکتر می‌‌کند!
آدم ها
با حضور‌های کم رنگشان
با بودن‌هایی‌ که به بدترین وجه ممکن
با منطقی‌ که من نمی‌فهمم
با احساسی‌ که آنها نمی‌‌فهمند
واقعه‌ی نبودن تو را یادآوری می‌‌کنند!
بعد از تو
هیچ چیزِ آدم‌ها
جز لحظه ی وداع‌شان
برای من شور آفرین نیست.
 
"نیکی‌ فیروزکوهی" 
]]>
بیست هزار آرزو 2017-07-19T15:07:27+01:00 2017-07-19T15:07:27+01:00 tag:http://ba2inam.ir/post/11648 سید میلاد سلام به باتو...اینمی ها...یاد ایام بخیر.... سلام به باتو...اینمی ها...


یاد ایام بخیر...
.
]]>
سال ها در سوگ عشق اش بودم 2017-05-07T20:55:12+01:00 2017-05-07T20:55:12+01:00 tag:http://ba2inam.ir/post/11646 ...ماهی سرد... سال ها در سوگ عشق اش بودمتا آنکه شبی کلاغی آمدو با منقارش به پنجره زد و گفت:ای انسان، امشب مهمان داریگفتم: ای کلاغ ابلهمنکه هیچکس را در زندگی ندارممن سال هاست تنها هستمو تنها خواهم مُردکلاغ گفت: ای زود رنج قضاوت گرامشب مهمان های تومرگ ، زندگی ، و زمان هستند.ساعاتی بعد هر سه وارد شدندو رو به رویم نشستند سال ها در سوگ عشق اش بودم
تا آنکه شبی کلاغی آمد
و با منقارش به پنجره زد و گفت:
ای انسان، امشب مهمان داری

گفتم: ای کلاغ ابله
منکه هیچکس را در زندگی ندارم
من سال هاست تنها هستم
و تنها خواهم مُرد

کلاغ گفت: ای زود رنج قضاوت گر
امشب مهمان های تو
مرگ ، زندگی ، و زمان هستند.

ساعاتی بعد هر سه وارد شدند
و رو به رویم نشستند

]]>
دلم می خواست می توانستم آنچنان دوستت داشته باشم 2017-05-07T20:50:47+01:00 2017-05-07T20:50:47+01:00 tag:http://ba2inam.ir/post/11645 ...ماهی سرد... دلم می خواست می توانستمآنچنان دوستت داشته باشم کههیچ مانعی در جهان نتوانداین احساس رادر نظرت کمرنگ جلوه دهددلم می خواست می توانستم به تو بفهمانمزندگی بسیار کوتاه تر از آن است کههم دیگر را قضاوت کنیمدلم می خواست دست هایم رادر موهای سیاهت فرو می کردمو در گوشَت تمام رازهای قلب سوخته ام را می گفتم  دلم می خواست می 
توانستم دلم می خواست می توانستم
آنچنان دوستت داشته باشم که
هیچ مانعی در جهان نتواند
این احساس را
در نظرت کمرنگ جلوه دهد

دلم می خواست می توانستم به تو بفهمانم
زندگی بسیار کوتاه تر از آن است که
هم دیگر را قضاوت کنیم

دلم می خواست دست هایم را
در موهای سیاهت فرو می کردم
و در گوشَت تمام رازهای قلب سوخته ام را می گفتم

]]>
کسی چه می داند چه اتفاق هایی می افتد 2017-05-07T20:47:13+01:00 2017-05-07T20:47:13+01:00 tag:http://ba2inam.ir/post/11644 ...ماهی سرد... کسی چه می داند چه اتفاق هایی می افتدشاید اکنون که این متن را می خوانیددو نفر با هم آشنا شده اندو میان آن ها رابطه ای جاودانه شکل گرفته است.شاید نوزادی به دنیا آمدهو یا شخصی از تصادفی مرگبار نجات پیدا کرده استشاید هنرمندی اثری ماندگار خلق کردهو یا انسانی از بیماری سختی رها شده است!کسی چه می داند چه اتفاق هایی می افتدوقتی ما در خیالات خودمان هستیم!قطعآ میان این همه اتفاق های بدو خبرهای مایوس کنندهرخدادهایی در جریانند کهما را به زیبایی زندگیو ادامه دادن دلگرم می کنند.فرامرز فرحمهر کسی چه می داند چه اتفاق هایی می افتد
شاید اکنون که این متن را می خوانید
دو نفر با هم آشنا شده اند
و میان آن ها رابطه ای جاودانه شکل گرفته است.

شاید نوزادی به دنیا آمده
و یا شخصی از تصادفی مرگبار نجات پیدا کرده است
شاید هنرمندی اثری ماندگار خلق کرده
و یا انسانی از بیماری سختی رها شده است!

کسی چه می داند چه اتفاق هایی می افتد
وقتی ما در خیالات خودمان هستیم!

قطعآ میان این همه اتفاق های بد
و خبرهای مایوس کننده
رخدادهایی در جریانند که
ما را به زیبایی زندگی
و ادامه دادن دلگرم می کنند.

فرامرز فرحمهر
]]>
یک قدم مانده به رویاهایت کم می آوری 2016-10-24T16:31:48+01:00 2016-10-24T16:31:48+01:00 tag:http://ba2inam.ir/post/11643 ...ماهی سرد... یک قدم مانده به رویاهایت کم می آوریوقتی قلبی در سینه نداشته باشیوقتی جوشش عشق، تو را به حرکت درنیاورده باشدبا خشم تا یک جایی پیش خواهی رفتمانند واگنی که آتش گرفته استبرای زندگی باید دلیلی داشت..دلیلی بزرگتر از رنج هایی که می کشیمو آن همین عشق استدلیلی که هرگز نیافتم..فرامرز فرحمهر

یک قدم مانده به رویاهایت کم می آوری
وقتی قلبی در سینه نداشته باشی
وقتی جوشش عشق، تو را به حرکت درنیاورده باشد
با خشم تا یک جایی پیش خواهی رفت
مانند واگنی که آتش گرفته است
برای زندگی باید دلیلی داشت..
دلیلی بزرگتر از رنج هایی که می کشیم
و آن همین عشق است
دلیلی که هرگز نیافتم..

فرامرز فرحمهر
]]>
مناجات من باتو 2016-06-20T06:00:45+01:00 2016-06-20T06:00:45+01:00 tag:http://ba2inam.ir/post/11641 سونیا همه جا هستیحتی در پنهان ترین گوشه ی دلمحتی در نهان ترین سلول مغزماصلا اصلا چه فرقی می کندباشی  یا  نباشیوقتی برای من حتی عقربه ی قطب نما هم تمام جهات را "تو" ٬نشان می دهد !
همه جا هستی

حتی در پنهان ترین گوشه ی دلم

حتی در نهان ترین سلول مغزم

اصلا اصلا چه فرقی می کند

باشی  یا  نباشی

وقتی برای من 

حتی عقربه ی قطب نما هم 

تمام جهات را 

"تو" ٬نشان می دهد !

]]>
خبرداری... 2016-06-20T05:46:00+01:00 2016-06-20T05:46:00+01:00 tag:http://ba2inam.ir/post/11640 سونیا خبر داری که شهری روی لبخند تو شاعر شد؟چرا         اینگونه،                 کافرگونه،                         بی رحمانه                                            می خندی؟! خبر داری که شهری روی لبخند تو شاعر شد؟

چرا 

        اینگونه، 

                کافرگونه،

                         بی رحمانه 
         
                                  می خندی؟!

]]>
تریاق از محسن چاوشی و مولانا 2016-06-08T12:18:37+01:00 2016-06-08T12:18:37+01:00 tag:http://ba2inam.ir/post/11639 سید میلاد متن آهنگ محسن چاوشی به نام تریاق   ای مردمان ای مردمان از من نیاید مردمی دیوانه هم نندیشد آن کاندر دل اندیشیده‌ام امروز عقل من ز من یک بارگی بیزار شد خواهد که ترساند مرا پنداشت من نادیده‌ام در دیده من اندرآ وز چشم من بنگر مرا زیرا برون از دیده‌ها منزلگهی بگزیده‌ام من از برای مصلحت در حبس دنیا مانده‌ام حبس از کجا من از کجا مال که را دزدیده‌ام تو مست مست سرخوشی من مست بی‌سر سرخوشم تو عاشق خندان لبی من بی‌دهان خندیده‌ام ♫♫♫ چندان خواهی درنگر در من که نشناسی مرا زیرا از آن کم دیده

متن آهنگ محسن چاوشی به نام تریاق

 

ای مردمان ای مردمان از من نیاید مردمی

دیوانه هم نندیشد آن کاندر دل اندیشیده‌ام

امروز عقل من ز من یک بارگی بیزار شد

خواهد که ترساند مرا پنداشت من نادیده‌ام

در دیده من اندرآ وز چشم من بنگر مرا

زیرا برون از دیده‌ها منزلگهی بگزیده‌ام

من از برای مصلحت در حبس دنیا مانده‌ام

حبس از کجا من از کجا مال که را دزدیده‌ام

تو مست مست سرخوشی من مست بی‌سر سرخوشم

تو عاشق خندان لبی من بی‌دهان خندیده‌ام

♫♫♫

چندان خواهی درنگر در من که نشناسی مرا

زیرا از آن کم دیده‌ای من صدصفت گردیده‌ام

در زخم او زاری مکن دعوی بیماری مکن

صد جان شیرین داده‌ام تا این بلا بخریده‌ام

پیش طبیبش سر بنه یعنی مرا تریاق ده

زیرا در این دام نزه من زهرها نوشیده‌ام

من از برای مصلحت در حبس دنیا مانده‌ام

حبس از کجا من از کجا مال که را دزدیده‌ام

تو مست مست سرخوشی من مست بی‌سر سرخوشم

تو عاشق خندان لبی من بی‌دهان خندیده‌ام


]]>
ترانه چنگیز محسن چاوشی و علی اکبر یاغی تبار 2016-06-08T12:14:34+01:00 2016-06-08T12:14:34+01:00 tag:http://ba2inam.ir/post/11638 سید میلاد چه کردی با خودت چاوش خون خاک بی زائر چه کردی با خودت بغض خیابونای بی عابر موذن زاده داره رو مزارت نوحه می خونه چه کردی با خودت آوازه خون شهر بی شاعر چه دردی میکشه عاشق فقط پاییز می دونه خراسون از چه می ناله فقط چنگیز میدونه عذاب هرزه رویی رو گل جالیز میدونه موذن زاده داره رو مزارت نوحه می خونه منو بعد تو بادای پریشون خون بغل کردن گل طوفان شدم موج منو اوج غزل کردن وجودم آش و لاش انفجارای دما دم شد پس از تو روی من بمب خنثی هم عمل کردن

چه کردی با خودت چاوش خون خاک بی زائر

چه کردی با خودت بغض خیابونای بی عابر

موذن زاده داره رو مزارت نوحه می خونه

چه کردی با خودت آوازه خون شهر بی شاعر

چه دردی میکشه عاشق فقط پاییز می دونه

خراسون از چه می ناله فقط چنگیز میدونه

عذاب هرزه رویی رو گل جالیز میدونه

موذن زاده داره رو مزارت نوحه می خونه

منو بعد تو بادای پریشون خون بغل کردن

گل طوفان شدم موج منو اوج غزل کردن

وجودم آش و لاش انفجارای دما دم شد

پس از تو روی من بمب خنثی هم عمل کردن


]]>
دوبیتی " دوستت دارم " علیرضاابراهیم پورگیلانی 2016-04-23T11:53:20+01:00 2016-04-23T11:53:20+01:00 tag:http://ba2inam.ir/post/11635 محـسن   بجانِ شُورِ شیرین  ،  شٰاهُ و شَه زادهمین یک  جمله  دُنیا  را  تَکان  داد عزیزم   " دوستت دارم "    کَمٰا کٰان قَسم  بَر  لَیلیُ  و  مَجنونُ  و  فَرهاد                      شعری  از :            علیرضاابراهیم پورگیلانیمتاسفانه استاد عزیز آقای ابراهیم پور کد کاربری وبلاگ را گم کرده و

 
 بجانِ شُورِ شیرین  ،  شٰاهُ و شَه زاد

همین یک  جمله  دُنیا  را  تَکان  داد

 عزیزم   " دوستت دارم "    کَمٰا کٰان

 قَسم  بَر  لَیلیُ  و  مَجنونُ  و  فَرهاد




                      شعری  از :
            علیرضاابراهیم پورگیلانی



متاسفانه استاد عزیز آقای ابراهیم پور کد کاربری وبلاگ را گم کرده و نمی توانیم ایشان را در این سایت ببینیم . خواهشمندم مدیران محترم با دادن رمز و نام کاربری ایشان ، دوباره به جمع باتو اینم بیاورند.
با تشکر



]]>
از محبت خار ها گل میکند 2016-01-11T16:47:01+01:00 2016-01-11T16:47:01+01:00 tag:http://ba2inam.ir/post/11633 میــرا اینک بگو:از محبت خار ها گل میکند "دلنوشته-میرا"
اینک بگو:

از محبت خار ها گل میکند

"دلنوشته-میرا"
]]>