تبلیغات
محفل ادبی با تو...اینم - جلسه ویژه

تصویر ثابت

بخش های ویژه
دفتر شعر

دکلمه

مناجات نامه
تازه ترین مطالب


تاریخ: سه شنبه 1391/08/9 10:42 ب.ظ

من

دیشب من و "تقدیر" و"سرنوشت" باهم بودیم ، کلی درد دل کردیم باهم  و سخن ها گفتیم از هر دری .

"سرنوشت" رو کرد به تقدیر و گفت :    سرنوشت : تو هیچ کاری نمی تونی براش انجام بدی ؟

تقدیر : خودت می دونی که ... شدنی نیست . از این گذشته ، همه چیز که دست من نیست .

سرنوشت : یعنی ... هیچی دیگه ...  نه ؟

تقدیر : هیچیِ هیچی هم که نه ، بعضی کارها دست "قسمت" هست دیگه .

سرنوشت : "قسمت" ؟    تقدیر : آره "قسمت" . باید با اون هم صحبت کنی .

حق با "تقدیر" بود . نه او و نه "قسمت" هیچ کدوم قادر به انجامش نبودند .

خوب که نگاه می کردم هم فاصله ی سنی ما زیاد بود و هم اینکه او مجرد بود و من زنم را طلاق داده بودم و دو تا بچه هم داشتم . 

من خودم قانع بودم اما "عشق" همیشه  "وسوسه" می کرد که "تقدیر" و "سرنوشت" را دور بزنم ، چیزی که اصلا شدنی نبود .

"تقدیر" گفت :  بعضی "آرزو" ها  روی  "قسمت" تاثیر می ذارن .

گفتم : خب ، یعنی چی ؟   گفت : تو اصلا "آرزوی" اونو داری ؟    گفتم : آره ... همیشه ... ولی ....

"آرزو" هم وارد شد و به جمع ما پیوست و گفت :    داشتید غیبت منو می کردید ؟ خودم شنیدم ... نزنید زیرش ...

"سرنوشت" کمی ماجرا را برای او توضیح داد و گفت : حالا تو کاری از دستت برمیاد یا نه ؟

"آرزو" گفت : چیز "محالی" نیست اما کمی سخته ....  ولی ... شاید من بتونم کاری براش انجام بدم .

گفتم : چطوری ؟ چه کاری از دست تو برمیاد آخه ؟

"آرزو" گفت : یه آرزو بکن .

گفتم : می ترسم ... خودت یه کاری بکن .

"آرزو" خیلی راحت گفت :

ببین چی میگم ! خودت هم خوب می دونی که در شرایط عادی اون کار شدنی نیست .

نه پدر و مادرش قبول می کنند و دختر به تو می دهند و نه اینکه اصلا خودش راضی می شه .

من می تونم آرزو کنم که او خیلی زود ازدواج کنه و عروسی بگیره و چند ماه بعد ، از شوهرش جدا بشه و طلاق بگیره .

اون موقع شاید پدر و مادرش هم راضی بشوند که اون با تو ازدواج کنه ،

چون دوست نخواهند داشت که دختر طلاق گرفتشون خیلی زیاد تو خونه بمونه از ترس حرف مردم ...

گریه کردم و سر "آرزو" داد زدم و گفتم :

نه .... اصلا .... من از خیرش گذشتم و راضی به این زندگی شوم نیستم برای او ...

دست "آرزو" را گرفتم و برای آن دختر مجرد آرزوی بهترین ها را کردم ...



بخش های ویژه
پستچی

ما در فیس بوک

پستچی
دریافت روزانه اشعار

با وارد کردن آدرس ایمیل خود در کادر زیر، آخرین مطالب باتو...اینم رابه شکل روزانه در ایمیل‌تان تحویل بگیرید:

راهنمای عضویت
درباره ما
باتواینم
مـــحفل ادبــــی باتو ... اینم
خـــانـــه ایست بــرای دقایق
عـــاشقانه ......شمــــــــــا

مدیر گروه باتو...اینم :
سید میلاد

مدیر ارشد و ناظر :
نیلوفرانه
مدیر ارشد و روابط عمومی:
فرامرز فرحمهر
مدیر و ناظر امور داخلی:
شیما
مدیر بحث هفته:
نیلوفر آبی
مدیر بخش تولد:
تینا
مدیر رویداد های ادبی:
پژواک
مدیر گروه یاهو و پیامک:
محسن

.......................................

لطفا جهت حمایت از ما لوگو های زیر

را در سایت یا وبلاگ خود قرار دهیـــد

.......................................
باتو...اینم


باتو...اینم

موضوعات
نویسندگان
برگه ها
جستجو در وبلاگ
پیامک های عاشقانه
    شما با ثبت شماره تلفن و نام خود جملات زیبا را در موبایل خود دریافت خواهید كرد
بخش های ویژه
تولدهای نویسندگان بحث هفته رویداد های ادبی
سه نقطه مشاعره
ابزارک های وبلاگ
  • رنک سایت در گوگل:2
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :